مشتق

مشتق به انگلیسی و 20 واژه کاربردی مرتبط با آن در ریاضیات

گاما

مشتق یا Derivative (دٍری وٍتیو) در ریاضیات، میزان تغییر یک تابع نسبت به یک متغیر است. تابع مشتق هم می شود Derivative Function و کلمه derive هم می شود مشتق شدن (یعنی فعل کلمه مشتق).

بلد باشید: معادل مهم ترین علامت ها و اصطلاحات ریاضی

واژگان مرتبط با مشتق به انگلیسی

  • Mathematics: ریاضیات
  • Function: تابع
  • Slope of graph: شیب نمودار
  • Slope of a curve: شیب منحنی
  • Tangent Line: خط مماس
  • Ratio: نسبت
  • Point: نقطه
  • Limit: حد
  • Approach: میل کردن ، نزدیک شدن
  • Differentiation: مشتق گیری
  • Integration: انتگرال گیری
  • Differential equation : معادله دیفرانسیل
  • Calculus: حساب دیفرانسیل و انتگرال

ضرب به انگلیسی، مترادف های آن و روش استفاده در جمله

بقیه اصطلاحات کاربردی ریاضی در زبان انگلیسی

در زبان انگلیسی بسیاری از اصطلاحات و اصطلاح‌های مرتبط با ریاضی وجود دارند. این اصطلاحات معمولاً در محیط‌های تدریسی و تخصصی ریاضی به کار می‌روند. در زیر تعدادی از اصطلاحات ریاضی معمول را برای شما لیست کرده‌ام:

  1. Addition: افزودن
  • Addend: عدد افزودنی
  • Sum: مجموع دو یا چند عدد
  1. Subtraction: تفاضل
  • Minuend: عدد از که می‌خواهید کم کنید
  • Subtrahend: عددی که از مینوئند کم می‌شود
  • Difference: نتیجه تفریق دو عدد
  1. Multiplication: ضرب
  • Multiplier: عددی که برای ضرب در دیگری استفاده می‌شود
  • Multiplicand: عددی که توسط مضرب ضرب می‌شود
  • Product: نتیجه‌ی ضرب دو یا چند عدد
  1. Division: تقسیم
  • Dividend: عددی که توسط تقسیم به دیگری تقسیم می‌شود
  • Divisor: عددی که به دیگری تقسیم می‌کند
  • Quotient: نتیجه تقسیم دو عدد
  • Remainder: باقی‌مانده‌ی تقسیم دو عدد
  1. Fraction: کسر
  • Numerator: عدد بالایی در کسر
  • Denominator: عدد پایینی در کسر
  1. Decimal: اعشاری
  • Decimal Point: نقطهٔ اعشاری
  • Decimal Place: مکان اعشاری در یک عدد
  1. Geometry: هندسه
  • Angle: زاویه
  • Polygon: چند‌ضلعی
  • Circumference: محیط دایره
  • Area: مساحت
  • Volume: حجم
  1. Algebra: جبر
  • Variable: متغیر
  • Equation: معادله
  • Inequality: نابرابری
  • Coefficient: ضریب
  1. Statistics: آمار
  • Mean (Average): میانگین
  • Median: میانه
  • Mode: مد
  • Range: دامنه
  • Standard Deviation: واحد انحراف معیار
  1. Probability: احتمال
  • Probability Space: فضای احتمال
  • Random Variable: متغیر تصادفی
  • Probability Distribution: توزیع احتمال
  1. Calculus: حساب دیفرانسیل و انتگرال
  • Derivative: مشتق
  • Integral: انتگرال
  • Limit: حد
  • Rate of Change: نرخ تغییر

این فقط چند نمونه از اصطلاحات ریاضی در زبان انگلیسی هستند. ریاضیات دارای واژگان و اصطلاحات خاص خود است، و برای درک بهتر مفاهیم ریاضی، مفهوم و استفاده درست از این اصطلاحات بسیار مهم است.

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست