German
یادگیری المانی مثل یک بومی

۱۰ عبارت عامیانه آلمانی برای آنکه مانند یک بومی به نظر برسید

با افزودن عبارات روزمره به احوالپرسی تان و کلمات مفید برای جام جهانی آلمان شما کمتر مانند یک

با افزودن عبارات روزمره به احوالپرسی تان و کلمات مفید برای جام جهانی آلمان شما کمتر مانند یک کتاب درسی و بیشتر شبیه یک فردبومی خواهید بود. در ادامه مقالات جذاب و کاربردی آموزش زبان آلمانی، ۱۰ اصطلاح عامیانه آلمانی بیان میشود که در خیابان های آلمان به شما اعتبار فوری می دهد.

۱- Auf dicke Hose machen

این عبارت به صورت تحت اللفظی به این معنی است :”به گونه ای رفتار کنید که گویا شلوارچربی دارید”

واین برای توصیف کسی است که لاف میزند، اغراق میکند یا به طور کلی تظاهر می کند، بهتراز آن چیزی است که واقعا وجود دارد، به خصوص وقتی بحث پول و ثروت به حساب می آید. ““fat pants” اشاره به براکت باقیمانده در یک کیف پر ازپول است. بنابراین “Auf dicke Hose machen” به این معنی توصیف کسانی است که به فریب می گویندکیف شان بیشتر از واقعیت پول دارد.

قابل توجه است که “Auf dicke Hose machen” اغلب با ترکیب متضاد بصورت “einen auf dicke Hose machen” استفاده می شو د (به مثال های زیر مراجعه کنید).

مثال ها

Mach mal nicht so einen auf dicke Hose گزافه گو(خود ستا)نباشید.

Hose und gibt eine Lokalrunde ولس طوری رفتار میکند که گویا پول بسیاری داردو برای همه نوشیدنی می خرد)

نکته مهم! معرفی ۸ فیلم عالی برای یادگیری و تقویت زبان آلمانی شما

۲- Gebongt sein

در آلمان یک بون (تلفظ “بونگ”) رسیدخریدی است که انجام می دهید.بنابراین، در اصطلاح رایج، فعل bongen اشاره به زنگ زدن چیزی برای ثبت نام دارد (به طور تحت اللفظی یعنی ، قرار دادن چیزی بر روی Bon)، در نتیجه معامله را کامل می سازد. اگر چیزی gebongt باشد، به معنای رزرو شده، قطعی شده یا توافق شده است.

تقریبا در همه موارد ،این عبارت در قالب Ist gebongt استفاده می شود که نشان دهنده ی یک موضوع حل شده یا توافق شده است.

مثال ها

Treffen wir uns morgen um drei? – Ok, ist gebongt (میتونم فردا ساعت سه ببینمت؟ بله خوبه(موافقم)

Pass auf, dass Du den Alarm anstellst, bevor Du gehst. – Gut, ist gebongt (اطمینان حاصل کنید که زنگ هشداررا قبل از خروج بزنید – حتما،این کار را میکنم)

۳- Was geht ab ؟

” ؟ was geht ab” معادل آلمانی “چه خبر؟ یا” اوضاع چطوره؟” می باشد. که برای احوالپرسی و پرسیدن سلامت فرد دیگر به روش بسیارغیررسمی مورد استفاده قرار می گیرد.

اگر شما یک نوجوان هستید، ممکن است حتی کوتاهتر بصورت ” ؟ Was geht”بگویید ،اما اگرحدودسی ساله هستید آنرا بکارنگیرید. در صورت احوالپرسی طبق حالت قبلی ، پاسخ های رایج بصورت “nicht viel” ( بد نیستم)، یا “alles gut” (همه چی خوبه) یا “einiges” (خیلی خوبم) می باشد.

به خاطر داشته باشید که این عبارت بسیار رایج است. اگر نمیتوانید “what’s up” را به زبان انگلیسی بیان کنید، بایدقید معادل آلمانی را هم بزنید.

این عبارت همچنین می تواند با سایر احوالپرسی همراه شود.

مثال ها

Was the subject ab? – Nicht viel (چه خبر؟ خبری نیست)

Was geht ab? – Viel. Bei mir ist derzeit einiges los (چه خبرا؟ – خیلی زیاد. فعلا فقط بامن بیا)

نکته مهم! واژگان کاربردی و روزمره در زبان آلمانی با تلفظ صوتی-سری ۲

۴- Nicht alle Tassen im Schrank haben

وقتی به آلمان سفرکنید ،من فقط می توانم سردرگمی را در چهره شما تصور کنم، فرد بومی به شما زنگ زد و از شما پرسیدکه آیا شما همه فنجان های خود را درقفسه گذاشته اید. آیا این شخص فقط یک فرد بی دست و پا بود که بطور غیرمعمول تلاش می کندتاباشمامکالمه کند؟

متاسفانه نه. در عوض، اوفردیست که شک اش رادر مورد توانایی های ذهنی شما بیان کرد. این یک روش زیبای آلمانی است که می پرسد آیا شماعقل خود را ازدست داده اید. به همین دلیل گم شدن ظروف و یا توپ های شیشه ای رنگارنگ نشانه ضعف حواس شماست ، برای من که جالب بود.

مثال ها

Tausend Euro für ein T-Shirt؟ Hast Du nicht mehr alle Tassen im Schrank (هزاردلار برای یک تی شرت؟ مگه عقلتو را از دست دادی؟

Er sagt, dass ich schuld bin? Der hat doch nicht dass ich schuld bin؟ alle Tassen im Schrank!

به نظر می رسد که هر کس به من اعتماد کند!

(می گوید تقصیر من است؟ من فکر می کنم اوعقل درستی ندارد!)

۵- Na؟

“Na” ممکن است کوتاه ترین راه برای پرسیدن درباره ی سلامت فرد در هر زبانی باشد. این یک راه برای گفتن همزمان “سلام” و “حال شما چطوره؟” است. بسیاری از خارجی های سردرگم، پس ازاشنایی با این احوالپرسی تک بخشی معنادار، لحظه ای خود را در حدیک سخنران آلمانی می بینند.

برای بیان واضح تر منظورتون بگویید ، “Na؟” که همچنین می تواند با سایر اشکال احوالپرسی، مانند:

“Na، allus gut؟”، “Na، wie gehts؟”

، یا موردی که قبلا ذکر شده:

“Na, was geht ab?”

با این حال، بهترین مورد، این است که “Na” بگویید.همچنین به کمک خودش پاسخ احوالپرسی را بدهید.

“Na? – Naaa?”

که یک مکالمه کامل است که در آن هر دو طرف سلام کردند و پرسیدند که چکار میکنی؟.

یک لحن خاصی برای آن وجود دارد، بنابراین بهتراست از یک بومی بخواهید که شیوه ی درست انرا به شما آموزش دهد.

مثال ها

Na, alles klar? – Ja und bei Dir? (سلام، حالت خوبه؟ بله، شما چی؟)

Na, Du? – Naaa? (سلام، چطوری؟ – هی خوبم، شما چی؟)

۶- Bock haben

” Bock haben به معنای “حال و حوصله ی چیزی را داشتن” یا “دل و دماغ کاری” است. در حالت منفی بدان معنی است که شما برای انجام فعالیت خاصی بی میل هستید. این همان “Lust haben” ( شهوت برای چیزی) است وتنها در یک فرم عامیانه تر است.چیزی در مورد این عبارت گیج کننده است،این است که “Lust haben” در واقع کلمه آلمانی برای بز نر است.

شوخی نمیکنم. اما پیش از آنکه باخودتان بگویید آلمانی ها اشتباه میکنند واستعاره های آنها اشتباه است، اجازه دهید اشاره کنم که احتمالا از کلمه رومی “bokh” بدست می آید که به معنای گرسنگی است. به نظر می رسد که در طی گذر زمان نه تنها املا بلکه معنای ان درزبان آلمانی اقتباس شد،که استعاره از هر نوع گرسنگی – نه فقط غذا- می باشد.

امروز “bokh” یک روش رایج برای ابراز تمایل یا عدم تمایل شما برای انجام کاری است. این احتمال نیزکاملا وجود دارد که “null Bock” اشاره به زمانی دارد که شور و شوق شما خیلی پایین و درحد صفراست. بعضی افراد حتی “Böcke” را به معنای شدت بیشتراز Bock می دانند اما خیلی معمول نیست.

مثال ها

Wir gehen heute Abend ins Kino. Hast Du auch Bock؟ (ما امشب به دیدن فیلم می رویم. می خواهی بیای؟)

Da habe ich überhaupt keinen Bock drauf ( نه اصلا نمی خواهم )

۷- Die Nase voll haben

این عبارت به لحاظ تحت اللفظی به معنای “داشتن بینی پر” است. با این حال، این عبارت نه یک راه برای توصیف فرد سرماخورده و نه فردی با عادت مصرف دارویی گران قیمت است.

در مقابل، در زبان المانی اگر شما بینی خود راپر کنید، به این معنی است که شما از چیزی خسته شده اید یا بیمار هستید. منشاء آن احتمالا در عادت جنایتکاران در زمان های قدیم یافت می شود که پس از تحویل به زندان، گاهی اوقات چندین ضربه به بینی (بینی پر از مشت) از سمت نگهبانان دریافت میکردند. این وضعیتی است که احتمالا اکثرافراد را خیلی سریع خسته میکند.

اگر می خواهید بر شدت نارضایتی تان تأکید کنید، ممکن است حتی با بینی پرصحبت کنید.

“Die Nase bis oblenin voll haben”

بیان میکند که شما کاملا از این وضعیت خسته شده اید. و در نهایت، شما ممکن است” “die Nase را به دلیل ادب کمتر با die Schnauze” جایگزین کنید.

مثال ها

Ich habe die Nase voll von der lauten Musik (من از موسیقی با صدای بلند بیزارم)

Ich habe sowas von die Nase voll! (من خیلی خسته ام!)

۸- Chillen

فعل آلمانی “chillen” از انگلیسی به “to chill” مشتق شده است.و معنای همتای انگلیسی خود را به اشتراک می گذارد: “ارام شدن” ،” استراحت”، و به طورکلی “آسان گرفتن”. با این حال آگاه باشید که “chillen” به معنای خنک سازی یا ” سرما دادن به کسی” استفاده نمی شود.

این کلمه همچنین دارای فرم صفت، “chillig” است که عمدتا برای توصیف یک فضای باز و یا آرامش بخش محیطی که شما با آن مواجه می شوید، در حالی که شب آرامی دارید . جالب توجه است، در آلمانی شما اغلب باید ان را به عنوان تاب خوردن بدانید.پس یک معنا دارد.

“Eine Runde chillen” بخش مهمی از فعالیت های آخر هفته برای بسیاری از آلمانی های جوان است. اما نگران نباشید، هنگامی که اولین دور انجام می شود، معمولا می توانید یک دور دیگر را بزنید.

مثال ها

Wir Wollen den den fahren، eine Runde chillen (ما می خواهیم به دریاچه برویم و کمی تاب بخوریم.)

Nach der Arbeit muss ich erstmal chillen (بعد از کار من باید اول استراحت کنم.)

Wir sind beide müde, deswegen machen wir uns eher einen chilligen Abend

(ما هر دو خسته هستیم، بنابراین امشب استراحت خواهیم داشت.)

۹- Einen dicken Hals haben / bekommen

آیا تا به حال خیلی عصبانی شده اید که احساس تنگ شدن عضلات گردن و رگهای خونی را داشته باشید؟ زیرا این دقیقا مفهوم توصیف کننده ی این عبارت است.این یک بیان خشم، عصبانیت و ناراحتی عمومی است. این که آیا کسی در حال حاضر یا در معرض گردن تورم است، بهتر میتواند به خودش کمک کند.

شما حتی می توانید از گردن خود کمک بگیرید و به جای آن می گوید “Ich bekomme so einen Hals” در حالی که پیامدهای اتی اش را با دست باز خود نشان می دهید. همچنین میتوانید به طور کامل توضیحات بیشتر را حذف کنید از “Einen Hals auf jemanden haben” استفاده کنید.

مثال

Ich krieg ‘hier gleich’ nen dicken Hals! (یک لحظه ریختم بهم)

Ich bekomme so einen Hals, wenn ich das höre! (وقتی که من این موارد را می شنوم خیلی عصبانی میشوم!)

Man، Hab ‘ich einen Hals auf den wegen letzter Woche (پسر، من ازش عصبانی بخاطر اون هفته !)

نکته مهم! آموزش نحوه معرفی خودتان و دیگران در زبان آلمانی (بصورت اصولی)

۱۰- Aus der Reihe tanzen

عبارت آخر برای توصیف کسی است که مجزا از خط می ایستد و یا با دیگران متفاوت است. بهطور تحت اللفظی به معنای رقصیدن خارج از خط است. Aus der Reihe tanzen می تواند در هر دو روش منفی و مثبت استفاده شود که می تواند توصیف کننده ی یک فرد مشکل ساز یا کسی باشد که به سادگی کار خود را انجام دهد.

درست مثل زندگی واقعی، یک حدی بین این دو خط خوب است. ریشه ی این گفته،مشخص نیست. گرچه آلمانی ها تمایل به نظم دارند شوند، اما آنها در واقع هرکس را در باشگاه رقص در یک صف نیستند – مهم نیست که دیگران چه ادعا کنند.

مثال ها

Sie muss immer aus der Reihen tanzen!

(او همیشه باید خارج از صف باشد!)

Er tanzt gerne etwas aus der Reihe.

(او دوست دارد کارهایش راکمی متفاوت از بقیه انجام دهد.)

Und das mir keiner aus der Reihe tanzt!

(بهتر است هیچ کس ازصف خارج نشود!)

نکته مهم! زبان آلمانی را خیلی راحت و بصورت اصولی، بدون نیاز به کلاس به کمک این بسته های آموزشی فوق العاده یاد بگیرید۱

ثبت دیدگاه