چند فعل کاربردی در زبان

آموزش افعال در انگلیسی (انواع، روش صرف و همه نکات کاربردی)

ielts gama-min

افعال کلماتی هستند که نشان دهنده اعمال و کنش های خارجی (run، jump، work) و درونی ( love، think، consider) می باشند. افعال جز اصلی جملات و گزاره ها هستند و نشان می دهند که فاعل چه کاری می کند یا چه احساسی دارد. افعال همچنین تنها نوع کلمه ای هستند که برای ساختن یک جمله کاملا ضروری اند. حتی اسم ها هم لازم نیست در هر جمله ای وجود داشته باشند اما فعل ها چرا!

از آن جا که افعال بسیار مهم هستند، قواعد بیشتری هم نسبت به بقیه کلمات دارند. این مسئله باعث می شود تا افعال در زبان انگلیسی کمی گیج کننده باشند، اما در این مقاله همه چیز های لازم مثل انواع مختلف فعل، اشکال آن ها، نحوه صرف زمان های مختلف و برخی از نکات تخصصی در مورد نحوه استفاده از آن ها هنگام صحبت کردن یا نوشتن، را یاد خواهید گرفت.

فعل چیست؟

بیایید با اصول اولیه شروع کنیم. فعل چیست؟ افعال کلماتی هستند که اعمال را اعم از جسمی یا روحی توصیف می کنند. افعال همچنین “حالت” را توصیف می کنند؛ مثل be، become یا exist.

  • Salah ran across the field, kicked the ball, and scored a goal.   صلاح در سراسر زمین دوید، به توپ ضربه زد و یک گل به ثمر رساند
  • “I am the State.” —King Louis XIV   “من دولت هستم.” – پادشاه لوئی چهاردهم

برخی از افعال همچنین به عنوان “افعال کمکی” می‌ آیند تا زمان فعل دیگری را تغییر دهند. از طرفی این افعال کمکی می توانند یک عبارت مثبت را با کلماتی مثل “not” منفی کنند.

  • She has been jogging for a month and already feels her stamina increasing.   او یک ماهی هست که می دود و احساس می کند استقامتش بیشتر شده است
  • “I don’t feel so good.” —Spider-Man   “من خیلی احساس خوبی ندارم.” – مرد عنکبوتی

هر جمله حداقل به یک فعل نیاز دارد. اگر فعل وجود نداشته باشد، یک جمله ناقص یا شبه جمله است. به غیر از جملات دستوری، یک جمله به یک فاعل یعنی همان چیزی که عمل را انجام می دهد، نیاز دارد.

وجود فاعل برای یک فعل مهم است زیرا مشخص می کند که آن فعل چطور باید صرف شود (در ادامه توضیح خواهیم داد). این موضوع مخصوصا در مورد رایج ترین فعل یعنی، be هم صادق است.

انواع فعل

افعال کنشی

اکثر افعال یک عمل یا فعالیت فیزیکی را توصیف می کنند یعنی چیزی خارجی که قابل مشاهده یا شنیدن است. این افعال به طور رسمی به عنوان افعال کنشی شناخته می شوند اما می توان آن ها را افعال حرکتی یا رویدادی هم نامید.

مثال: (راه رفتن) walk، (خندیدن) laugh، (شنا کردن) swim، (بازی کردن. نواختن) play، (خوردن) eat، (نوشیدن) drink، (آوزا خواندن) sing ، (رقصیدن) dance، (صحبت کردن) talk، (گفتن) say

کنش های زیادی در ذهن و احساسات ما رخ می دهد که بیرونی نیستند. افعالی که اعمال ذهنی یا درونی را توصیف می کنند باز هم جز افعال کنشی هستند، اما خیلی در ظاهر مشخص و آشکار نیستند.

مثال: (در نظر گرفتن) consider، (حدس زدن) guess ، (تغییر دادن) change، (رشد کردن) grow، (زندگی کردن) live، (تحمل کردن) endure، (موفق شدن) succeed، (شکست خوردن / رد شدن) fail

افعال حالتی یا Dynamic (action) verbs

نقطه مقابل افعال کنشی، افعال حالتی هستند. افعال حالتی، حالت یا احساس فاعل را توصیف می کنند، مثل چیز هایی که دوست دارد و دوست ندارد.

مثال: (خواستن) want، (نیاز داشتن) need، (ترجیح دادن) prefer، (دوست داشتن) love، (متنفر بودن) hate، (علاقه داشتن) like، (دوست نداشتن) dislike، (به نظر رسیدن) seem، (فهمیدن) understand ،(دانستن) know، (باور داشتن) believe، (شامل بودن) involve، (فهمیدن) realize.

یکی از مهم ترین ویژگی های فعل های حالتی این است که نمی توانید از آن ها در زمان های استمراری استفاده کنید. افعال حالتی با زمان های ساده یا گاهی به صورت زمان کامل می‌ آیند.

مشکل اینجاست که برخی از افعال بسته به معنی خاص و نحوه کاربردشان، می توانند کنشی یا حالتی باشند. این افعال محبوب ترین فعل یعنی be را شامل می شوند. پس بیایید نگاه عمیق تری به این استثنائات داشته باشیم.

افعالی که می توانند کنشی یا حرکتی باشند یا Stative (state-of-being) verbs

بسیاری از افعال بیش از یک معنی دارند، بنابراین می توان آن ها را به عنوان کنشی یا حرکتی استفاده کرد. افعال ادراکی هم شامل شان می شوند: (دیدن) see، (شنیدن) hear، (چشیدن) taste، (بوییدن) smell، feel (احساس کردن).

وقتی که افعال ادراکی به عنوان یک عمل غیرارادی مثل اعمال انفعالی یا غیرعمدی استفاده می شوند، حالتی هستند و این زمانی کاربرد دارد که این افعال به معنای عامشان استفاده شوند، یعنی وضعیتی که همیشه در حال رخ دادن است.

  • I can’t see without my glasses.   بدون عینک نمی توانم ببینم
  • Cake still tastes great even if it’s not your birthday.   طعم کیک هنوز عالی است حتی اگر روز تولدتان نباشد

وقتی همان افعال برای یک عمل داوطلبانه مثل رویداد های خاص، آگاهانه و یا موقتی استفاده می شوند، کنشی هستند. به این معنا که می توان آن ها را در زمان های استمراری به کار برد.

  • I haven’t been seeing well since I lost my glasses.   من از وقتی که عینکم را گم کرده ام، چیزی را خوب نمی بینم
  • We were tasting cakes for the wedding all afternoon.   ما برای عروسی تمام بعد از ظهر را در حال مزه کردن چند تا کیک بوده ایم

علاوه بر این برخی از افعال ادراکی معانی جایگزین دارند، به ویژه اگر بخشی از یک عبارت یا فعل مرکب باشند. معمولا در چنین شرایطی آن ها به عنوان افعال کنشی عمل می کنند.

  • Romeo and Juliet had been seeing each other for just five days when they died.   رومئو و ژولیت وقتی مردند، فقط پنج روز بود که یکدیگر را دیده بودند

فعل های دیگری مثل like، think، have و از همه مهم تر افعال to be (افعال مشتق شده از be)، مثل افعال ادراکی از قواعد داوطلبانه/ غیر داوطلبانه پیروی می کنند. بسته به نوع کاربرد، می توانند کنشی یا حالتی باشند.

  • I think toads are better than frogs.   من فکر می کنم وزغ ها بهتر از قورباغه ها هستند

(فعل حالتی است زیرا همیشه یک عقیده یا احساس را بیان می کند: داوطلبانه)

  • All morning I was thinking about how toads are better than frogs.   تمام صبح به این فکر می کردم که وزغ ها از چه نظر بهتر از قورباغه ها هستند

(فعل کنشی است زیرا عملی موقتی در مورد فکر کردن را بین می کند: داوطلبانه)

  • I have a ten-year-old dog.   من یک سگ ده ساله دارم

(حالتی، زیرا بیانگر مالکیت دائمی است: غیر داوطلبانه)

  • I am having a party for my dog’s eleventh birthday.   من به مناسبت یازدهمین سال تولد سگم مهمانی برگزار می کنم

(کنشی، زیرا به عنوان بخشی از عبارت فعلی آورده شده است: داوطلبانه)

  • He is nice to everyone.   او با همه خوب است

(حالتی، زیرا حالت یا ویژگی شخصیتی همیشگی را بیان می کند: داوطلبانه)

  • He was just being nice to everyone to get a promotion.   او فقط به خاطر گرفتن ترفیع با همه خوب رفتار می کرد

(کنشی، زیرا حالت موقت یا تعمد شخص را بیان می کند : داوطلبانه)

افعال کمکی Auxiliary (helping) verbs

افعال کمکی یا “افعال معین” در زبان انگلیسی برای تغییر زمان، وجه یا حالت فعل دیگر استفاده می شود. وقتی از افعال کمکی استفاده می شود، همیشه یک فعل اصلی وجود دارد که نشان دهنده عمل اصلی است. با این حال، باز هم باید از نوع درست کمکی در ترکیب فعلی استفاده شود.

افعال اصلی کمکیbe ، have و do هستند. ما نحوه استفاده آن ها و ترکیبشان با سایر افعال را در ادامه توضیح می دهیم، اما قبل از آن به چند مثال زیر دقت کنید:

  • I have eaten sushi many times before.   من قبلا بار ها سوشی خورده ام. (زمان فعل)
  • That piece of sushi was eaten by me.   آن قطعه از سوشی توسط من خورده شد. (وجه فعل)
  • Did you eat my sushi?   آیا سوشی من را شما خوردید؟ (حالت فعل که پرسشی شده است)

افعال کمکی مودال یا Modal auxiliary verbs

برخی از افعال کمکی به فعل دیگری اضافه می شوند تا ضرورت، امکان یا قابلیت را نشان دهند. مثل بقیه افعال کمکی، افعال مدال هم کمکی هستند با این تفاوت که کمی معنا را تغییر می دهند. برخی از نمونه های رایج عبارتند از can، may، could، should، would، must، ought و might.

  • I could swim across the English Channel, but should I do it?   من می توانم در طول کانال انگلیسی شنا کنم، اما آیا باید این کار را انجام دهم؟
  • She must be the strongest person on the team, and might be the strongest person in the region.   او حتما قوی ترین فرد در تیم است و شاید قوی ترین فرد در منطقه باشد

افعال مرکب یا Phrasal verbs

افعال مرکب عبارت هایی هستند که به عنوان افعال فردی عمل می کنند و اغلب از ترکیب دو یا چند کلمه با هم ساخته شده و معنی آن ها را تغییر می دهند. برای مثال، فعل get وقتی با حروف اضافه ترکیب می شود، به افعال مرکب تبدیل می شود.

  • When the bus stops, passengers get out on the sidewalk.   وقتی اتوبوس متوقف می شود، مسافران از سمت پیاده رو پیاده می شوند
  • After losing his job, he’s getting by on savings.   او پس از، از دست دادن شغلش، با پس اندازهایش می گذارند

نکته مهمی که باید در مورد افعال مرکب به خاطر بسپارید این است که آن ها به عنوان یک فعل واحد عمل می کنند، بنابراین شما هنوز می توانید آن ها را در کنار سایر افعال و حروف اضافه استفاده کنید. با این وجود، هنگامی که یک فعل مرکب را صرف می کنید، فقط قسمتی از عبارت که در واقع یک فعل است را صرف می کنید، مثل get.

دسته بندی فعل

افعال صرف نظر از انواع مختلف شان، در دسته های متفاوتی قرار می گیرند. افعال کنشی، حالتی و کمکی همگی به دسته های زیر تقسیم بندی می شوند:

گذرا، غیرگذرا و دو مفعوله (Transitive, intransitive, and ditransitive)

در واقع گذرا، غیر گذرا و دو مفعوله به نحوه عملکرد یک فعل و این که مفعول مستقیم و غیر مستقیم دارد، بستگی دارد. یک مفعول مستقیم شخص یا چیزی است که کار بر روی آن اتفاق می افتد، در حالی که یک مفعول غیر مستقیم شخص یا چیزی است که مفعول مستقیم روی ان تاثیر می گذارد.

  • Lindor threw the ball to deGram.   لیندور توپ را به طرف گرام انداخت

در این مثال، فاعل Lindor و فعل threw است. مفعول مستقیم ball است زیرا این همان چیزی است که پرتاب شده، یعنی Lindor، روی توپ کار انجام داده است. مفعول غیر مستقیم هم deGram است زیرا او مفعول مستقیم یعنی ball را گرفته است.

افعالی که از مفعول مستقیم یا غیرمستقیم استفاده نمی کنند، ناگذرا نامیده می شوند. این افعال به خودی خود یک عمل کامل هستند.

مثال: (رفتن) go، (راه رفتن/ قدم زدن) walk، (دویدن) run، (صحبت کردن) talk، (نشستن) sit، (خوابیدن) sleep، (کار کردن) work

افعالي كه از مفعول مستقيم استفاده مي كنند، اما از مفعول غيرمستقيم استفاده نمي كنند، گذرا ناميده مي شوند. آن ها همیشه هم به یک مفعول مستقیم نیاز ندارند، اما این امکان را دارند.

مثال: (تمیز کردن) clean، (دوست داشتن) like، (عاشق بودن) love، (دوست نداشتن) dislike، (متنفر بودن) hate، (خواستن) want، (یاد گرفتن) learn، (لایق بودن / سزاوار بودن) deserve، (گفتن) say

به افعالی که از مفعول مستقیم و غیرمستقیم استفاده می کنند، دو مفعولی گفته می شود. آن ها همیشه به یک مفعول غیر مستقیم نیاز ندارند، اما این امکان برایشان فراهم است.

مثال : (پرتاب کردن) throw، (ساختن) make، (خریدن) buy، (فروختن) sell، (خواندن) read، (دادن/ بخشیدن) give، (قرض دادن) lend، (آوردن) bring

همانطور که یک فعل بسته به معنایش می تواند کنشی یا حالتی باشد، یک فعل هم گاهی اوقات می تواند گذرا عمل کند و در زمان های دیگر ناگذر باشد. این فعل ها به عنوان افعال دو وجهی شناخته می شوند. مثلا اگر از کسی بپرسید آیا گرسنه هستید، ممکن است پاسخ بدهد:

  • No, I already ate.   نه، من قبلا غذا خوردم. (ناگذرا)
  • No, I already ate a sandwich.   نه، من قبلا ساندویچ خوردم. (گذرا)

وجه مجهول در مقابل وجه غیر مجهول (Active vs. passive voice)

در زبان انگلیسی، فرمت استانداردی که فاعل در آن کاری می کند به عنوان وجه معلوم یا غیرمجهول شناخته می شود. با این حال، می توانید کلمات تان را تغییر دهید تا مفعول مستقیم یا غیرمستقیم را تبدیل به فاعل جمله کنید که به عنوان حالت مجهول شناخته می شود. شما می توانید با قرار دادن فرم صرف شده فعل be در مقابل شکل گذشته فعل یا همان صفت مفعولی، جمله را مجهول کنید.

  • Stricklen threw the ball to Williams.   استریکلن توپ را به سمت ویلیامز انداخت. (معلوم)
  • The ball was thrown to Williams by Stricklen.   توپ توسط استریکلن به سمت ویلیامز پرتاب شد. (مجهول)
  • Williams was thrown the ball by Stricklen.   ویلیامز توسط استریکلن توپ را پرتاب کرد. (مجهول)

افعال ربطی (Linking (copular) verbs)

یک فعل ربطی، چه کنشی و چه حالتی، فعلی است به طور مستقیم فاعل جمله را به کلمات دیگر ربط می دهد. مثلا:

  • Garfield is a cat.   گارفیلد یک گربه است

در اینجا “Garfield” و “cat” یک چیز هستند، بنابراین “is” به عنوان یک فعل ربطی عمل می کند.

یک فعل ربطی نه تنها فاعل را به اسم ها و صفات دیگر بلکه به عبارت های حرف اضافه ای و افعال دیگری که به شکل مصدر هستند، وصل می کند. اگر چه فعل be پرکاربردترین فعل ربطی در انگلیسی است، دیگر افعال ربطی مثل seem و become هم رایج هستند.

  • Garfield is in the kitchen.   گارفیلد در آشپزخانه است
  • Garfield became fat by eating lasagnas.   گارفیلد به خاطر خوردن لازانیا چاق شد
  • Garfield seems to hate Mondays.   به نظر می رسد گارفیلد از دوشنبه ها متنفر است

به همین ترتیب، افعال ادراکی هم گاهی اوقات تبدیل به فعل ربطی می شوند، اما تنها زمانی که بخواهند چیز تجسمی و ادراکی را توصیف کنند.

  • The mild sauce also tastes spicy.   سس ملایم هم طعم تندی دارد
  • Birds look happy when the sun comes out.   پرندگان هنگام طلوع خورشید، خوشحال به نظر می رسند
  • The student felt pride when they used perfect grammar.   وقتی آن ها از گرامر درست استفاده می کردند، احساس غرور می کرد

افعال با قاعده در مقابل بی قاعده (Regular vs. irregular Verbs)

افعال برای نشان دادن کاربرد های مختلف، اشکال مختلفی دارند. مثل عملی که در گذشته اتفاق افتاده است، یا عملی که به طور مداوم اتفاق می افتد. معمولا این اشکال از الگو های صرفی پیروی می کنند، بنابراین می توانید از قوانین یکسانی در همه فعل ها استفاده کنید. فعل هایی که از فرم های معمول استفاده می کنند، افعال با قاعده هستند.

متأسفانه، برخی از افعال با این قواعد سر ناسازگاری دارند. آن ها مخصوصا برای زمان های گذشته ساده و شکل سوم فعل، فرم منحصر به فرد خودشان را دارند که از هیچ الگوی خاصی پیروی نمی کند. این افعال، بی قاعده نام دارند و تعدادشان کم است، پرکاربردترینشان هم فعل be است.

حتما دانلود کنید: 100 درس رایگان آموزش زبان انگلیسی (رایگان)

خبر بد این است که تنها راه یادگیری افعال بی قاعده، مطالعه آن ها و حفظ همه اشکال آن ها است. اما نگران نباشید ما بهترین روش ها را برای حفظ افعال بی قاعده توضیح خواهیم داد. البته اول، بهتر است شکل استاندارد چند تا از فعل های باقاعده را یاد بگیرید.

اشکال مختلف فعل

قبل از این که توضیح بدهیم یک فعل چطور صرف می شود، باید بفهمید که یک فعل را به چه شکل هایی می توان صرف کرد. این امر به طور قابل ملاحظه ای کمک می کند تا خودتان هر فعل را صرف کنید، فقط باید از فرم مناسب در زمان مناسب استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که این اشکال بیشتر برای افعال باقاعده کار می کنند. افعال بی قاعده هر کدام شکل خاص خودشان را دارند.

 

ریشه فعل سوم شخص مفرد (حال) یا 3RD PERSON SINGULAR گذشته ساده یا SIMPLE PAST صفت فاعلی یا PRESENT PARTICIPLE   صفت مفعولی یا PAST PARTICIPLE
dance (با قاعده) dances danced dancing danced
sing (بی قاعده) sings sang singing sung

ریشه فعل

فرم اصلی یا ریشه فعل بدون هیچ گونه تغییر باقی می ماند. همچنین زمان حال ساده برای همه ضمایر به جز سوم شخص مفرد است.

سوم شخص مفرد (حال)

از فاعل هایی مثل he، she و it استفاده می شود. در فعل سوم شخص مفرد زمان حال، معمولا فقط –s به انتهای شکل اصلی فعل افزوده می شود.

برای افعالی که در پایانشان حرف بی صدا و –y وجود دارد (مثل try، carry)، حرف y را حذف کرده و به جایش –ies اضافه می کنید (tries، carries). اگر فعل با حروف صدادار و –y تمام می شود (مثل say، buy)، فقط باید یک –s به فعل اصلی اضافه کنید.

افعالی که با -ch، -sh، -x، -z یا –s تمام می شوند، به جای این که –s باید –es بگیرند. مثلا watch می شود watches و kiss می شود kisses.

گذشته ساده

زمان گذشته عملی را نشان می دهد که قبلا اتفاق افتاده است. در بیشتر موارد با افزودن -ed به انتهای ریشه فعل، یا فقط -d اگر شکل ریشه به E ختم شده باشد، ساخته می شود. با این حال، مراقب افعال بی قاعده باشید، آن ها برای شکل گذشته ساده هم از قاعده خاصی تبعیت نمی کنند.

صفت فاعلی

صفت فاعلی برای زمان های استمراری و نشان دادن عملی که در حال انجام است، استفاده می شود و در سطوح پیشرفته تر انگلیسی می توان از آن در عبارات وجه وصفی استفاده کرد. در اغلب موارد شما می توانید خیلی راحت –ing را به انتهای فعل اصلی اضافه کنید، اگر چه گاهی اوقات شما باید اول e‌ را حذف کنید.

صفت مفعولی

صفت مفعولی یا شکل سوم فعل برای زمان های کامل به کار می رود. در افعال باقاعده این همان زمان گذشته ساده است و بنابراین هیچ چیز اضافی لازم نیست یاد بگیرید. با این حال، معمولا در افعال بی قاعده از ضمایر گذشته منحصر به فردی استفاده می شود، بنابراین ممکن است مجبور شوید شکل آن ها را حفظ کنید.

مصدر ها و اسم مصدر ها

به جملات زیر دقت کنید:

  • Do you like to swim?
  • Do you enjoy learning?

اگر می خواهید از یک فعل به عنوان اسم استفاده کنید، می توانید آن را به صورت مصدر یا اسم مصدر در بیاورید.

برای ساختن یک مصدر باید حرف اضافه to را در مقابل ریشه فعل اضافه کنیم. اگر چه از نظر فنی دو کلمه به حساب می آید، اما یک مصدر به عنوان یک کلمه واحد عمل می کند و معمولا یک اسم است. البته گاهی اوقات به عنوان یک صفت یا قید هم استفاده می شود.

  • To forgive is divine.   بخشیدن امری الهی است. (اسم)
  • Bring a snack to eat if you get hungry.   اگر گرسنه شدید، یک خوراکی برای خوردن بیاورید. (صفت توصیف کننده “snack”)

از طرفی، می توانید فعل را با افزودن-ing ، مشابه با صفت فاعلی، به یک اسم مصدر تبدیل کنید. یک اسم مصدر فقط به عنوان اسم کاربرد دارد و گاهی اوقات می توانید از آنها برای ایجاد عبارات اسم مصدری استفاده کنید.

  • Running is too difficult.   دویدن خیلی سخت است
  • Studying the cosmos is not the same as understanding the cosmos.   مطالعه در مورد کیهان به منزله درک کیهان نیست

بنابراین تفاوت بین مصدر و اسم مصدر در چیست؟ آن ها غالبا می توانند به جای هم استفاده شوند و هر دو به عنوان فاعل و مفعول مستقیم عمل می کنند.

  • Living with a dog changes your outlook on life.   زندگی با سگ دیدگاه شما را نسبت به زندگی عوض می کند. (درست)
  • To live with a dog changes your outlook on life   (زندگی کردن با سگ دیدگاه شما را نسبت به زندگی عوض می کند. (باز هم درست است

با این حال، فقط اسم مصدر ها می توانند به عنوان مفعول در کنار یک حرف اضافه باشند.

  • When I’m not fishing, I’m thinking about fishing.   وقتی ماهیگیری نمی کنم، به ماهیگیری فکر می کنم

علاوه بر این، برخی از افعال گذرا فقط از مصدر به عنوان مفعول مستقیم استفاده می کنند، مثلا want.

  • I want to break free.   من می خواهم آزاد شوم. (درست)
  • I want breaking free.   من می خواهم آزاد شوم. (غلط)

اگر چه مواردی هم هستند که در آن ها از مصدر استفاده می شود. این افعال عبارتند از: (انتخاب کردن) choose، (تصمیم گرفتن) decide، (امیدوار بودن) hope، (قصد داشتن/ برنامه ریزی کردن) plan، prepare (آماده کردن)، (قول دادن) promise، (ارزو کردن) wish.

به طور کلی، از مصدر ها برای موقعیت هایی استفاده کنید که انتزاعی و غیر واقعی اند و یا هنوز رخ نداده اند. از اسم مصدر ها برای موقعیت های خاص و واقعی یا مواردی که قبلا اتفاق افتاده، استفاده کنید.

  • In the mornings, I really like to exercise.   واقعا ورزش کردن صبحگاهی را دوست دارم. (انتزاعی: مصدر)
  • This morning, I really liked exercising.   من واقعا ورزش امروز صبح را دوست داشتم. (خاص: اسم مصدر)

نحوه صرف افعال در انگلیسی

همیشه هم قرار دادن افعال در یک جمله کار ساده ای نیست. آن ها باید زمان مورد نظر شما را نشان دهند و همچنین با فاعل مطابقت داشته باشند (تطبیق فعل با فاعل که در ادامه توضیح می دهیم). به این حالت صرف فعل یا تغییر فعل برای متناسب شدن با جمله می گویند. در زبان انگلیسی، چهار زمان اصلی وجود دارد که هر کدام به سه دوره زمانی تقسیم و در مجموع دوازده زمان می شوند. زمانهای دیگری هم وجود دارد اما این ها رایج ترینشان هستند.

زمان های اصلی:

  • ساده
  • استمراری
  • کامل
  • کامل استمراری

دوره های زمانی:

  • حال
  • گذشته
  • آینده

در ادامه، نحوه صرف هر یک از زمان های اصلی را در حال، گذشته و آینده توضیح می دهیم. به خاطر داشته باشید که در افعال بی قاعده ممکن است از اشکال مختلفی استفاده شود.

تطبیق فاعل با فعل

مهم نیست از چه زمانی استفاده می کنید، فعل شما باید با تعداد فاعلتان مطابقت داشته باشد. به عبارت دیگر، صرف فعل فاعلهای مفرد با جمع فرق دارد.

در برخی مواقع شاید لازم باشد به انتهای فعل -s اضافه کنید. با این حال، در زمان های پیشرفته تر که در صرفشان از افعال کمکی be و have استفاده می شود، دشوارترند. بنابراین باید اشکال درست آن ها حتی زمانی که در نقش فعل اصلی نیستند را در ترکیب فعلی به کار ببرید.

نحوه صرف کردن زمان های ساده

زمان ساده آسان ترین است. معمولا از این زمان برای بیان کار ها و عادات شخصی استفاده می شود.

نحوه صرف کردن زمان حال ساده

حال ساده برای اقداماتی که به طور منظم رخ می دهد و یا چیزهایی مثل علایق یا عقاید که تغییر نمی کنند، استفاده می شود. این زمان با شکل اصلی فعل ساخته می شود، مگر اینکه فاعل سوم شخص مفرد (he، she، it) باشد. در این صورت شما از شکل فعلی سوم شخص مفرد استفاده می کنید.

  • Kim feels lousy today.   کیم امروز احساس بدی دارد
  • I study every night before bed.   من هر شب قبل از خواب مطالعه می کنم

نحوه صرف کردن زمان گذشته ساده

زمان گذشته ساده عملی که در حال حاضر انجام شده، یا یک عادت همیشگی که دیگر رخ نمی دهد را توصیف می کند. فرم فعل گذشته ساده در جدول بالا نشان داده شده است.

  • When I was young, I played in the backyard every day.   وقتی جوان بودم، هر روز در حیاط خانه بازی می کردم
  • They lost again, and no one was surprised.   آنها دوباره گم شدند و هیچ کس شگفت زده نشد

طریقه صرف کردن زمان آینده ساده

زمان آینده ساده رویداد هایی مثل برنامه ریزی یا تهیه و تدارک برای چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده را توصیف می کند. از شکل اصلی فعل استفاده می شود اما کلمه will هم به قبلش اضافه می شود.

will + ریشه فعل

  • You will study verbs until you understand them.   شما تا زمانی که افعال را یاد بگیرید، آن ها را مطالعه خواهید کرد
  • Once again, history will repeat itself.   تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد

نحوه صرف زمان های استمراری

زمان استمراری برای رویداد های عمدتا موقتی استفاده می شود. یادتان باشد که افعال حالتی را نمی توان در زمان استمراری به کار برد. در مورد احساسات یا حالاتی که در گذشته اتفاق افتاده است از زمان گذشته ساده استفاده می شود.

نحوه صرف زمان حال استمراری

زمان حال استمراری کاربرد های مختلفی دارد:

  • رویداد هایی که در حال حاضر اتفاق می افتند.
  • رویداد های در جریانی که موقتی هستند.
  • برنامه ریزی برای آینده نزدیک

این زمان معمولا با حال ساده اشتباه گرفته می شود. موقعیت هایی که ممکن است شبیه حال ساده به نظر برسند، در واقع به بهترین شکل با زمان حال استمراری نشان داده می شوند، مثل کار هایی که در حال حاضر انجام می شوند.

با آوردن شکل حال ساده فعل be قبل از فرم –ing دار فعل اصلی، حال استمراری ساخته می شود.

am / is / are + صفت فاعلی

  • Tony is sleeping at the moment.   تونی در حال حاضر خوابیده است
  • Later, we’re seeing the new zombie movie. Everyone is talking about it!   بعد از آن، ما دیدن فیلم زامبی جدید را می بینیم. همه در موردش صحبت می کنند

نحوه صرف زمان گذشته استمراری

زمان گذشته استمراری جریان اتفاقاتی که در گذشته به طور مستمر رخ داده را بیان می کند، مخصوصا آن هایی که آغاز و پایانشان مشخص است. همچنین می توان از این زمان برای نشان دادن یک رویداد در گذشته که توسط یک رویداد دیگر در گذشته متوقف شده، استفاده کرد. توجه داشته باشید که گذشته استمراری فقط برای رویدادهایی که به اتمام رسیده اند، استفاده می شود.

گذشته استمراری با افزودن شکل گذشته ساده be به صفت فاعلی ساخته می شود.

Was/were + صفت فاعلی

  • They were eating dinner when the phone rang.   آن ها مشغول خوردن شام بودند که تلفن زنگ خورد
  • It was raining all day, but we still had fun indoors.   تمام طول روز باران می آمد، اما با این وجود ما داخل خانه خوش گذراندیم

نحوه صرف زمان آینده استمراری

آینده استمراری توصیف وقایع جاری است که در آینده اتفاق می افتد، مخصوصا آن هایی که یک آغاز و پایان مشخص و قطعی دارند.

برای ساختن آینده استمراری کلمه will be قبل از صفت فاعلی آورده می شود.

Will be + صفت فاعلی

  • We will be skiing all day Saturday.   تمام روز شنبه را اسکی خواهیم کرد
  • After I quit, you will be begging me to come back to work.   بعد از اینکه استعفا بدهم، شما التماس خواهید کرد که سر کار برگردم

نحوه صرف زمان حال کامل

زبان کامل یکی از گیج کننده ترین زمان ها در زبان انگلیسی است و نیاز به تمرین دارد. این زمان به ویژه در حال کامل دستورالعمل های بسیار خاصی دارد و بیشتر شبیه گذشته ساده است.

زمان حال کامل برای شرایط خاصی استفاده می شود که بیشتر مربوط به رویداد هایی در گذشته هستند که هنوز پایان نیافته اند:

  • اعمالی که از گذشته شروع شده اما تا امروز ادامه دارد.
  • رویداد های تکراری در گذشته بدون ذکر زمان
  • کار های گذشته، برای تأکید بیشتر یا تأثیر قابل توجه

برای ساختن زمان حال کامل، شکل حال فعل have قبل از صفت مفعولی آورده می شود.

Has/have + صفت مفعولی

  • I’ve worked here since the beginning.   من از اول اینجا کار کرده ام
  • Macbeth has murdered the king!   مکبث شاه را کشت

نحوه صرف گذشته کامل

هنگامی که یک جمله دو اتفاق در گذشته دارد، از زمان گذشته کامل که به گذشته بعید هم معروف است، استفاده کنید تا نشان دهید کدام یک اول اتفاق افتاده است. معمولا در جملات مرکب با پیچیده که دو بند دارند، برای نشان دادن ترتیب وقوع رویداد ها استفاده می شود.

برای ساختن زمان گذشته کامل فعل had قبل از صفت مفعولی اضافه می شود.

Had + صفت مفعولی

  • I had forgotten about our date until she reminded me.   من قرارمان را فراموش کرده بودم تا این که او یادم انداخت
  • When our plane finally landed, they had already left the airport.   وقتی هواپیمای ما در نهایت فرود آمد، آن ها فرودگاه را زودتر ترک کرده بودند

نحوه صرف آینده کامل

زمان آینده کامل اشاره به یک رویداد ناتمام در آینده دارد که دارید آن را در حال حاضر تکمیل می کنید. گیج شدید؟ مثلا فرض کنید شما شنبه در حال دوچرخه سواری هستید و تا یکشنبه دوچرخه سواری تان را به پایان می رسانید. در این صورت می توانید بگویید: “My bike ride will have finished by Sunday.” که یعنی “دوچرخه سواری من تا یکشنبه به پایان می رسد.” به همین دلیل است که معمولا در زمان کامل آینده به زمان هم اشاره می شود.

برای ساختن این زمان will have قبل از صفت مفعولی (یا همان شکل سوم فعل) آورده می شود. شما نیازی به صرف “have” ندارید، زیرا مهم نیست که فاعل چیست.

Will have + شکل سوم فعل

  • By the time I can vote, I will have graduated already.   زمانیکه اجازه رای دادن پیدا کنم ، قبلش فارغ التحصیل شده ام
  • We will have stayed together for twenty-five years in August.   ما در ماه آگوست، بیست و پنج سال است که با هم هستیم

نحوه صرف زمان کامل استمراری

یکی از زمان های پیچیده در زبان انگلیسی، زمان کامل استمراری است که همزمان زمان های کامل و استمراری در آن ترکیب شده اند. این زمان تا حد زیادی مثل زمان کامل است، اما اتفاقات و کار ها در آن در حال استمرار و جریانند.

زمان حال کامل استمراری فعلی را توصیف می کند که از گذشته شروع شده و تا به امروز ادامه دارد. اگر این برای شما آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که یکی از حالاتی است که در زمان حال کامل هم استفاده می کنیم.

پس این دو چه فرقی با هم می کنند؟ زمان حال کامل و حال کامل استمراری اغلب می توانند به جای یکدیگر استفاده شوند، اما تفاوتشان در تأکید است. حال کامل استمراری تأکید می کند که رویداد در حال انجام است، در حالی که حال کامل بر تکمیل یا انجام کار تأکید می کند.

برای ساختن زمان حال کامل استمراری، بسته به فاعل شکل صرفی فعل have و کلمه been قبل از صفت فاعلی قرار داده می شود.

Has/have + been + صفت فاعلی

  • The town has been mining gold since the 1800s.   این شهر از دهه 1800 طلا استخراج کرده است
  • I’ve been locked in my closet for hours!   من ساعت ها است که در کمد لباسهایم حبس شده ام

نحوه صرف گذشته کامل استمراری

مثل گذشته کامل، زمان گذشته کامل استمراری هم در جملات پیچیده و مرکب استفاده می شود تا نشان دهد کدام رویداد اول اتفاق افتاده است. با این که زمان گذشته کامل یک عمل فردی را توصیف می کند، گذشته کامل استمراری یک عمل در حال پیشرفت را نشان می دهد که قبلا به پایان رسیده است.

برای ساختن فرم گذشته کامل استمراری had been قبل از صفت فاعلی قرار داده می شود.

Had been + صفت فاعلی

  • Until the moment our picnic began, the sun had been shining all day.   تا لحظه شروع پیک نیک ما، خورشید در تمام طول روز تابیده بود
  • She had been waiting for a sign before she finally asked him out.   قبل از این که بالاخره از او بخواهد بیرون بیاید، منتظر علامت مانده بود

نحوه صرف زمان آینده کامل استمراری

زمان آینده کامل استمراری مثل زمان آینده کامل عمل می کند، با این تفاوت که یک کار در جریان است. تفاوت اصلی این است که در زمان آینده کامل، رویداد به پایان رسیده اما در آینده کامل استمراری، رویداد هنوز در آن زمان از آینده در حال انجام است. در هر دو معمولا به زمان اشاره می شود.

برای ساختن زمان آینده کامل استمراری will have been قبل از صفت فاعلی آورده می شود.

will have been + صفت فاعلی

  • In a few weeks, she will have been studying English for a whole year.   چند هفته دیگر، یک سال می شود که او انگلیسی می آموزد
  • By 6:00, we will have been stuck in this elevator for four hours.   ساعت 6:00 که بشود ما چهار ساعت است که در این آسانسور گیر کرده ایم

3 نکته تخصصی در مورد نگارش بهتر فعل ها

1-برای این که در نگارش انگلیسی حرفه ای تر شوید، از افعال به جای کلمات دیگر استفاده کنید

افعال فقط در گرامر حائز اهمیت نیستند، بلکه در نگارش هم باید به آن ها توجه کرد. چه در حال نوشتن مقاله مدرسه هستید و چه یک ایمیل کاری و یا پست برای رسانه های اجتماعی، سعی کنید برای ارائه جزئیات، از افعال به جای اسم یا صفت استفاده کنید.

حتی ممکن است لازم باشد برخی از جملات تان را بازنویسی کنید تا این تغییرات به طور کلی نوشته تان را بهتر کند. برای نگارش حرفه ای تا حد ممکن به میزان کم از کلمات استفاده می شود ، بنابراین یک فعل واحد بهتر از گروهی از کلمات که همان منظور را می رسانند، خواهد بود.

  • He is a proofreader for work.   او تصحیح کننده متن است
  • He proofreads for work.   او متن را تصحیح می کند
  • In the end, we were successful.   در نهایت ما موفق شدیم
  • In the end, we succeeded.   در نهایت ما موفق شدیم

2-تا جایی که می توانید از وجه معلوم استفاده کنید

اگر چه وجه مجهول فعل از لحاظ دستوری صحیح است ، اما فعل معلوم معمولا ارجح است. در این جا هم از همان اصل قبل پیروی می شود: کلمات کمتر به معنای نگارش قوی تر است. وجه معلوم نه تنها بهتر به نظر می رسد، بلکه درک آن به این دلیل که فاعل اول می‌ آید، برای خواننده راحت تر است.

هر زمان که جمله ای را در وجه مجهول مشاهده کردید، ببینید آیا می توانید آن را به صورت معلوم بازنویسی کنید تا همان منظور منتقل شود.

  • The homecoming game was attended by almost every student.   بازی بازگشت به خانه تقریبا همه دانش آموزان را در شامل می شد
  • Almost every student attended the homecoming game .   تقریبا همه دانش آموزان در بازی بازگشت به خانه حضور داشتند
  • It was there that they found the lost ring.   آن جا مکانی بود که حلقه گم شده را پیدا کردند
  • They found the lost ring there.   آن ها حلقه گم شده را در آن جا پیدا کردند

3-به جای تشریح افعال عمومی ، از افعال خاص استفاده کنید

آخرین نکته ما هم همچنان از این اصل پیروی می کند که تعداد کلمات هر چه کم تر، بهتر. به جای تعریف یا توصیف فعل برای رساندن منطورتان، سعی کنید به جای آن از فعل دیگری استفاده کنید.

هزاران فعل در زبان انگلیسی وجود دارد. به جای افزودن کلمات برای توصیف فعلی که دارید، فعل دقیق تری را جایگزین آن کنید.

  • Run fast → sprint   تاختن→  به سرعت دویدن
  • talk quietly → whisper   زمزمه کردن→  به آرامی صحبت کردن
  • bump into each other → collide   تصادف کردن → به یکدیگر برخورد کردن

البته همیشه هم ممکن نیست کلمه مناسب به ذهنتان برسد مخصوصا اگر انگلیسی زبان اصلی تان نباشد. دستیار نگارش هایی مثل گرامرلی علاوه بر این که کمک تان می کند هنگام نوشتن متوجه تمام اشتباهات املایی و دستوری تان بشوید، کلمه بهتر را هم پیشنهاد می کند.

ویدیوی آموزش 100 فعل رایج در انگلیسی

 

دانلود آموزشهای صفر تا صد گرامر زبان

  lesson  دانلود فیلم های آموزش گرامر انگلیسیpdf  دانلود ۴ کتاب آموزش گرامر کامل انگلیسی

English

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست