اگر شما هم تصمیم به یادگیری زبان انگلیسی گرفته اید و قصد دارید برای یادگیری برنامهریزی کنید، ولی به دنبال یک برنامه ی یادگیری کاربردی هستید باید بدانید دقیقاً در چه نقطهای ایستادهاید که با انجام یک آزمون تعیین سطح زبان استاندارد می تواند محقق می شود؛ چون بدون شناخت سطح واقعی، حتی یک برنامه ی آموزشی خوب هم ممکن است ما را به مسیر اشتباهی ببرد و بازدهی لازم برای یادگیری را نداشته باشد و مانند تعداد دفعات متعدد که زبان را شروع کردیم و بدون آنکه به یک دستاورد زبانی برسیم آن را رها می کنیم و دچار هدر رفت زمان ، هزینه و انرژی می شویم.
در نتیجه تشخیص توانمندی دقیق ما در هر یک از مهارت های زبان انگلیسی نقش سازنده و مهمی را در برنامه یادگیری ما ایفا می کند و باعث می شود در برنامه ریزی هزینه، زمان، منابع و سبک یادگیری ما تفاوت های مهمی ایجاد کند و بتوانیم دقیقا برنامه ی شخصی یادگیری زبان انگلیسی خود را داشته باشیم. در نهایت، تعیین سطح زبان انگلیسی اولین قدم برای ساختن یک مسیر یادگیری شخصیسازیشده است؛ مسیری که بهجای آزمون وخطا، بر اساس توانایی واقعی و نیازهای خودمان طراحی میشود.
اشتباه اول: قضاوت بر اساس مدتزمان یادگیری، نه مهارت واقعی
اینکه چند سال کلاس زبان انگلیسی رفتهایم یا چند کتاب آموزشی تمام کردهایم، معیار دقیقی برای تعیین سطح زبان انگلیسی نیست و چیزی که اهمیت دارد، توانایی واقعی ما در استفاده از زبان است . در طول زمان ممکن است ما کلاس های زبان رفته باشیم و کتاب های مختلف و محتواهای متعددی را برای یادگیری زبان مطالعه کرده باشیم و یک پیش فرضی نسبت به سطح زبانی خود داشته باشیم اما این برای دانستن سطح دقیق زبان ما و شروع مسیر یادگیری کافی نیست . چنانچه سطح زبانی ما در مهارت های مختلف زبان انگلیسی ممکن است با هم متفاوت باشد و سطح زبانی ما به علت گذشت زمان و موارد های متعدد پیشرفت و یا پسرفت کرده باشد.
درنتیجه اینکه چه مقدار از دانش زبانی ما به مهارت تبدیل شده را نمی توان با معیار مدت زمان یادگیری و تعداد ترم و کتاب ها سنجید . در واقع، ممکن است دو نفر هر دو ۵ سال زبان خوانده باشند، اما وقتی پای یک مکالمه واقعی وسط میآید، عملکرد کاملاً متفاوتی داشته باشند. دلیلش این است که دانستن زبان با توانایی استفاده از آن یکی نیست.
می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزش زبان انگلیسی چرب زبان، انگلیسی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان انگلیسی مثل بلبل حرف بزن!
پس اگر قرار است برای ادامه مسیر یادگیری زمان و انرژی بگذاریم، اولین قدم این است که فاصله بین «چیزی که فکر میکنیم بلدیم» و «چیزی که واقعاً میتوانیم انجام دهیم» را پیدا کنیم؛ جایی که تعیین سطح ربان دقیق نقش سازنده ای دارد.

اشتباه دوم: نادیدهگرفتن مهارت شنیداری و مکالمه در ارزیابی
گاهی ممکن است نتیجه یک ارزیابی روی کاغذ امیدوارکننده باشد، اما وقتی پای شنیدن یک مکالمه واقعی یا صحبت کردن به میان میآید، ضعفهای اصلی زبانآموز خودش را نشان دهد. در تعیین سطح های کتبی دو عامل اصلی در زبان انگلیسی که مهارت شنیداری و مهم تر از همه مکالمه می باشد سنجیده نمی شود. در صورتی که مهارت مکالمه نقش تعیین کننده ای در مشخص شدن سطح شما و برنامه ریزی برای ادامه ی مسیر یادگیری شما دارد. بسیاری از زبان آموزان هزاران لغت، قالب و گرامر حفظ می کنند و آن را فرا می گیرند اما وقتی نوبت به استفاده ی درست و کاربردی آن ها در مهارت مکالمه می شود ضعف آن ها نمایان می شود.
به همین دلیل، ارزیابی واقعی سطح زبان نمیتواند فقط به دانستههای روی کاغذ محدود شود. مهارت شنیداری و مکالمه، دو مهارتی هستند که بهشدت به یکدیگر وابستهاند؛ هرچه درک ما از مکالمه واقعی ضعیفتر باشد، معمولاً واکنش و پاسخگویی ما هنگام صحبت کردن هم محدودتر میشود. اینجاست که یک تعیین سطح جامع و دقیق ربان انگلیسی باید علاوه بر دانش زبانی، توانایی شنیدن، پردازش و بهکارگیری دانش زبان را در مکالمه واقعی هم بررسی کند.

اشتباه سوم: اعتماد به آزمونهای سطحی و غیرتطبیقی
اگر شما هم تصمیم به یادگیری زبان انگلیسی گرفته اید و یا در طول مسیر یادگیری هستید قطعا برای محک زدن و به چالش کشیدن مهارت زبانی خود کلمه آزمون تعیین سطح زبان را در سایت ها سرچ کرده اید و تست های مختلفی را انجام داده اید. اما چه تعداد از این آزمون های تعیین سطح زبان، کیفیت و ساختار درستی دارند و ارزیابی دقیقی از هر چهار مهارت زبانی شما ارائه می دهند.؟
هر آزمون آنلاینی که در پایان یک نمره یا سطح به ما میدهد، الزاماً تصویر دقیقی از توانایی زبانمان ارائه نمیکند. تصویر اشتباه ما از سطح زبان انگلیسی در نهایت منجر به قدم گذاشتن در مسیر یادگیری زبان انگلیسی غیر اصولی می شود و مسیر رسیدن به هدف زبانی ما را کند و دچار چالش های متعددی می کند. بنابراین، صرفاً آنلاین بودن یک آزمون یا اعلام یک سطح در پایان آن، به معنای معتبر بودن یک آزمون تعیین سطح نیست. یک آزمون استاندارد باید ساختار مشخص، معیارهای ارزیابی معتبر و پوشش مناسبی از مهارتهای زبانی داشته باشد تا نتیجه آن قابل اتکا باشد. پس قبل از اینکه نتیجه یک تعیین سطح را مبنای تصمیمگیری قرار دهیم، باید ببینیم این آزمون بر چه اساسی سطح ما را تعیین میکند و آیا میتوان به نتیجه آن اعتماد کرد یا نه.
راهحل: تعیین سطح دقیق و هوشمند چگونه این اشتباهات را برطرف میکند؟
فراموش نکنید که یک آزمون استاندارد تعیین سطح زبان انگلیسی اصولی و هوشمند باید فراتر از چند سؤال گرامری باشد و با بررسی مجموعهای از مهارتها، تصویری واقعیتر از نقاط قوت و ضعف زبانآموز ارائه دهد. در ادامه توضیح بیشتری خواهیم داد، تا انتها با ما همراه باشید.
در وهله اول، یک آزمون تعیین سطح زبان انگلیسی باید تاریخچه یادگیری زبان شما را بررسی کند؛ اینکه آیا تا به حال در کلاسهای زبان شرکت کردهاید، چه منابعی را مطالعه کردهایددر کنار این موارد، بهتر است ارزیابی اولیهای از برداشت خودتان نسبت به توانایی زبانیتان هم داشته باشید؛ برای مثال، میزان درک شما از متون عمومی یا صحبتهای روزمره انگلیسی به چه اندازه است؟ تمامی این موارد در پلتفرم نوگو برای شما فراهم شده است.
در مرحله بعد، وارد بخش ارزیابی دانش و عملکرد واقعی شما در مهارتهای مختلف و گرامر و واژگان، درک مطلب، شنیداری و بهخصوص مکالمه می شود. از طرف دیگر، یک تعیین سطح زبان انگلیسی هوشمند نباید برای همه افراد دقیقاً یک مسیر ثابت داشته باشد. نتیجه هر بخش باید روی ادامه ارزیابی اثر بگذارد تا آزمون، متناسب با سطح احتمالی زبانآموز، و پاسخ های درست و یا غلط او درجه ی سختی و آسانی سوالات هم تغییر دهد.. به این ترتیب، هم زمان آزمون منطقیتر میشود و هم ارزیابی میتواند با دقت بیشتری تواناییهای مختلف زبانآموز را مشخص و ارزیابی کند.
در نهایت، خروجی یک آزمون تعیین سطح زبان دقیق و هوشمند نباید فقط یک عدد یا عنوان مثل B1 یا B2 باشد؛ بلکه باید مشخص کند در هر مهارت کجا ایستادهاید، چه نقاط قوتی دارید، چه ضعفهایی نیاز به تکرار و تمرین بیشتری دارند و برای رسیدن به هدف زبانیتان از چه نقطهای باید ادامه دهید.















