حسابدار در حال محاسبه

حسابدار/حسابداری به انگلیسی (و همه اصطلاحات لازم حسابداران)

گاما

در این مطلب حسابدار به انگلیسی، حسابداری در زبان انگلیسی و همه اصطلاحات لازم رشته حسابداری یا حسابداران را در اختیارتان قرار می دهیم که یک بار برای همیشه به این اصطلاحات مسلط شوید.

کاربردی ترین و پرتکرارترین اصطلاحات که حسابدارها باید بلد باشند

1-Accounting  حسابداری

تعریف: یک روش سیستماتیک ثبت و گزارش معاملات مالی برای یک کسب و کار یا سازمان است.

2- Accountant  حسابدار

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

تعریف: کسی که در انجام عمل حسابداری مهارت دارد یا مسئول حساب ‌های خصوصی و عمومی است. (منبع)

3- Accounts Receivable (AR) صورت حساب ‌های قابل دریافت

تعریف: مقدار پولی که مشتریان پس از تحویل کالا یا خدمات به یک کسب و کار بدهکار هستند.

تسویه حساب به انگلیسی، انواع آن، بدهی و بقیه اصطلاحات مربوط

4- Accounts Payable (AP) صورت حساب‌ های قابل پرداخت

تعریف: مقدار پولی که یک شرکت به طلبکاران (تامین‌ کنندگان و غیره) در ازای کالاها یا خدماتی که تحویل داده ‌اند، بدهکار است.

5-Assets (fixed and current) (FA, CA) دارایی (ثابت و جاری)

تعریف: دارایی ‌های جاری (CA) آن هایی هستند که ظرف یک سال به پول نقد تبدیل می ‌شوند و معمولا می ‌تواند شامل پول نقد، موجودی یا حساب‌ های دریافتنی باشد. دارایی‌های ثابت (FA) بلند مدت هستند و احتمالا شامل چیز هایی مثل املاک و مستغلات، زمین یا ماشین‌آلات بزرگ بوده و اگر بیش از یک سال بمانند، برای آن شرکت سود آور خواهند بود.

حسابداری

6- Asset Classes گروه یا کلاس دارایی

تعریف: کلاس دارایی گروهی از اوراق بهادار است که در بازار رفتار مشابهی دارند. سه کلاس اصلی دارایی عبارتند از سهام یا سرمایه ‌ها، درآمد ثابت یا اوراق قرضه و اوراق بهادار با قابلیت نقد شوندگی بالا.

7-Balance Sheet (BS)  تراز نامه

تعریف: گزارش مالی که دارایی ‌های شرکت (آنچه که مالک آن است)، بدهی ‌ها (آنچه که بدهکار است) و سهام مالک یا سهام دار را در یک زمان معین به صورت خلاصه نشان می ‌دهد.

حتما دانلود کنید: همه جملات کاربردی انگلیسی در زندگی روزمره با ترجمه و تلفظ

8- Capital (CAP) سرمایه

تعریف: دارایی مالی یا ارزش یک دارایی مالی مثل پول نقد یا کالا. سرمایه در گردش با کسر دارایی ‌های فعلی شما از بدهی‌ های جاری محاسبه می ‌شود. اساسا سرمایه پول یا دارایی ‌هایی است که یک سازمان می ‌تواند به کار گیرد.

9- Cash Flow (CF) نقدینگی

تعریف: درآمد یا هزینه ‌ای که انتظار می ‌رود از طریق فعالیت ‌های تجاری (فروش ، تولید و غیره) در طی یک دوره زمانی تولید شود.

10- Certified Public Accountant (CPA) حسابدار رسمی و دارای گواهینامه

تعریف: حسابداری که آزمون CPA  و دوره کارورزی اجباری دولت و پیش نیاز های آموزشی برای را گذرانده است.

11- Cost of Goods Sold (COGS) بهای تمام ‌شده کالای فروخته شده

تعریف: به هزینه‌ های مستقیم مربوط به تولید کالا های فروخته‌ شده توسط یک کسب و کار گفته می ‌شود. فرمول محاسبه این کمیت، بستگی به آنچه تولید می ‌شود دارد، اما ممکن است شامل هزینه مواد خام (قطعات) و میزان کار کارکنان مشغول به کار در تولید هم باشد.

12- Credit (CR) بستانکار

تعریف: ورودی که ممکن است دارایی‌ ها را کاهش دهد یا بدهی‌ ها و حقوق صاحبان سهام را بسته به معامله، در ترازنامه شرکت افزایش دهد. هنگام استفاده از روش حسابداری دو طرفه برای هر تراکنش دو ورودی ثبت ‌شده وجود خواهد داشت: یک بستانکار و یک بدهی.

حسابداری

13- Debit (DR) بدهکاری

تعریف: ورودی که باعث افزایش دارایی ‌ها یا کاهش بدهی ‌ها در ترازنامه شرکت می ‌شود.

14 –Diversification متنوع کردن

تعریف: فرایند تخصیص سرمایه به دارایی ‌های متنوع برای جلوگیری از ریسک بیش از حد.

آموزش تلفظ صحیح کلمات انگلیسی (10 ترفند یک بار برای همیشه)

15- Enrolled Agent (EA) نماینده ثبت نامی

تعریف: یک متخصص مالیاتی، نماینده مالیات ‌دهندگان در مسائلی است که به خدمات درآمد داخلی (IRS) مربوط می ‌شوند.

16- Expenses (Fixed, Variable, Accrued, Operation) هزینه ‌ها (ثابت، متغیر، انباشته، عملیاتی)

تعریف: هزینه ‌های ثابت، متغیر، انباشته یا روزانه که یک کسب و کار ممکن است به خاطر یک سری عملیات متحمل شود.

  • Fixed Expenses (FE) هزینه‌ های ثابت: پرداخت ‌هایی مثل اجاره که طبق یک برنامه منظم برنامه ‌ریزی شده اتفاق می ‌افتد.
  • Variable Expenses (VE) هزینه ‌های متغیر: هزینه‌ هایی مثل هزینه نیروی کار که ممکن است در یک دوره زمانی مشخص تغییر کند.
  • Accrued Expenses (AE) هزینه‌ های انباشته: هزینه متحمل‌ شده ‌ای که هنوز پرداخت نشده است.
  • Operation Expenses (OE) هزینه ‌های عملیاتی: هزینه‌ های کسب و کار که به طور مستقیم با تولید کالاها یا خدمات مرتبط نیستند؛ مثل هزینه‌ های تبلیغاتی، مالیات بر املاک یا هزینه ‌های بیمه.

17- Equity and Owner’s equity (OE) حقوق صاحبان سهام

تعریف: به طور کلی سهام، دارایی ‌های بدون احتساب بدهی است. حقوق صاحبان سهام معمولا با توجه به درصد سهامی که یک فرد در شرکت دارد، توضیح داده می ‌شود. صاحبان سهام به عنوان سهامدار شناخته می ‌شوند.

این صد درس را دانلود کنید تا تلفظ واژگان اصلی زبان را اصولی یاد بگیرید

18-Generally Accepted Accounting Principles (GAAP)  اصول کلی پذیرفته شده حسابداری

تعریف: مجموعه ‌ای از قوانین و دستورالعمل‌ ها به وجود آمده در حسابداری برای شرکت‌ ها که باید زمان گزارش داده‌ های مالی از آن پیروی کنند. پیروی از این قوانین به ویژه برای همه شرکت‌ های تجاری عمومی لازم است.

19- Insolvency ورشکستگی

تعریف: شرایطی که در آن یک فرد یا سازمان دیگر نتواند تعهدات مالی با وام ‌دهنده (ها) را برآورده کند و موعد پرداخت بدهی ‌هایش سر رسیده باشد.

20- General Ledger (GL) دفتر کل

تعریف: ثبت کامل معاملات مالی طی دوره فعالیت یک شرکت

دانلود کنید: جدیدترین ویرایش دیکشنری آکسفورد

21 –Trial Balance تراز آزمایشی

تعریف: سند تجاری است که در آن کل دفاتر به صورت ستون بستانکار و بدهکار گردآوری می‌ شوند تا اطمینان حاصل شود که سیستم حسابداری شرکت از نظر ریاضی درست است. (منبع)

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست