خرگوش بامزه

خرگوش به انگلیسی (بانی، توصیف خرگوش و اصطلاحات توصیف خرگوش)

گاما

Rabbit (رَبِت) در انگلیسی به معنی خرگوش می باشد اما واژه رسمی خرگوش هست. در واقع یک معادل غیر رسمی هم دارد که بیشتر در شبکه های اجتماعی یا گفتگوهای دوستانه بکار میرود و آنهم واژه bunny (بانی) هست. (مثل خودمون که بعضی وقتا بجای نوزاد میگیم نینی). در این مطلب روش توصیف خرگوش در جمله ، اصطلاحات و عبارات مرتبط با خرگوش و صفاتی که برای توصیف خرگوش استفاده می شود و نکات کاربردی جالب رو یاد خواهید گرفت. ضمنا پیشنهاد ما اینه که یک بار برای همیشه حیوانات در زبان انگلیسی رو یاد بگیر: حیوانات به انگلیسی (و اسم 100 حیوان نر و ماده).

  • تلفظ: /ræb.ɪtˈ/
  • نوع کلمه: اسم قابل شمارش (countable noun)
  • مترادفها: bunny (خرگوش، خرگوش کوچک)

تعریف خرگوش به انگلیسی

A small animal with long ears and large front teeth that moves by jumping on its long back legs. Sometimes the meat of this animal eaten as food.  حیوان کوچکی با گوشهای بلند و دندانهای جلویی بزرگ که از طریق پریدن با پاهای بلند عقبی اش حرکت می کند. گاهی اوقات گوشت این حیوان به عنوان غذا خورده می شود.

سنجاب به انگلیسی (بچه سنجاب، سنجاب من و اصطلاحات دیگر)

مثال استفاده از rabbit در جمله

  • A pet rabbit  خرگوش خانگی
  • The rabbit hopped across the grass.  خرگوش روی علفها از این سو به آن سو جست زد.
  • He waved his magic wand and a rabbit appeared.  عصای جادویی اش را تکان داد و خرگوشی ظاهر شد.
  • She stroked the rabbit’s soft fur.  موهای نرم خرگوش را نوازش کرد.
  • They have several pets – a dog, two rabbits and a guinea pig.   آنها چند حیوان خانگی دارند؛ یک سگ، دو تا خرگوش و یک خوکچه هندی.
  • Tell me about that, about once when you went rabbit hunting with your dad.   درباره آن بار که با پدرت به شکار خرگوش رفتی برایم تعریف کن.
  • On the other side of the fence, the upper part of the field was full of rabbit holes.   آن طرف حصار، قسمت بالایی زمین پر از سوراخ خرگوش بود.
  • You treat her as if she were a rabbit dedicated to the use of a biologic laboratory.  با او طوری رفتار می کنی که انگار خرگوش مخصوص استفاده در آزمایشگاه بیولوژیک است.

تبلیغ به انگلیسی (آگهی، تبلیغ کننده، مخفف و انواع تبلیغات)

عبارات و اصطلاحات مرتبط با rabbit در انگلیسی

فرز و سریع مثل خرگوش

امتحانش را تمام کرد و فرز و سریع مثل خرگوش از کلاس بیرون رفت.

As quick as a rabbit

She finished her exam and as quick as a rabbit darted out of the classroom.

سریع و چابک مثل خرگوش

خیلی سریع به سوالات جواب داد.

Quick like a rabbit/bunny

He answered the questions quick like a bunny.

توده گرد و غبار جمع شده

باید گرد و غبار جمع شده زیر تختت رو جارو کنی.

Dust bunny

You should sweep the dust bunnies from under your bed.

وراجی کردن، پرحرفی کردن

اون مدام راجع به دوستاش پرحرفی میکنه.

Rabbit on

She always rabbiting on about her friends.

غذای گیاهی، سالاد، سبزیجات

به شدت گرسنمه، چون تازگیها تنها چیزی که می خورم سبزیجات و سالاده.

Rabbit food

I am freaking hungry because all I have been eating lately is rabbit food.

پنجه پای خرگوش که تصور می شود خوش یمن است و همراه داشتنش شانس می آورد.

جادوگرها معتقدند پای خرگوش خوش شانسی می آورد.

Rabbit’s foot

Witches believe rabbit’s foot brings good luck.

کتاب به انگلیسی (انواع کتاب، چند کتاب، کتاب من و عبارات مربوط)

صفاتی که برای خرگوش استفاده می شود

همانطور که گفتیم، Rabbit در انگلیسی به معنای خرگوش است. برای توصیف این حیوان در انگلیسی از صفات زیادی استفاده می شود که عبارتند از:

  • Active (پرجنب و جوش، پر تحرک): خرگوشها حیوانات پر تحرکی هستند و عاشق جست و خیز کردن و بازی اند.
  • Adorable (تحسین برانگیز، قابل ستایش): خرگوشها به خاطر زیباییشان اغلب اوقات به عنوان حیواناتی تحسین برانگیز و قابل ستایش به حساب می آیند.
  • Calm (آرام): خرگوشها معمولا آرام و بی سر و صدا هستند.
  • Clean (تمیز): خرگوش حیوان مرتبی است و مدام خودش را تمیز می کند.
  • Curious (کنجکاو): خرگوشها همیشه در حال کاوش محیط اطرافشان هستند و خیلی کنجکاوند.
  • Cute (با نمک، ناز): خرگوشها اغلب اوقات جثه کوچکی دارند و اندازه چشمهایشان نسبت به سرشان بزرگتر است و همین باعث می شود قیافه بانمکی داشته باشند.
  • Friendly (خونگرم): خرگوش حیوان خونگرمیست و با انسانها و سایر حیوانات به خوبی ارتباط برقرار می کند. همین مساله باعث شده خرگوش به حیوان خانگی مناسبی تبدیل شود.
  • Herbivores (گیاهخوار، علفخوار): این موجود کرکی بامزه فقط از گیاهان تغذیه می کند.
  • Fluffy (کرکی): خز یا همان موهای بدن خرگوش خیلی نرم و کرکی است که باعث می شود به حیوان خانگی دوست داشتنی و نرمی تبدیل شود.
  • Intelligent (باهوش): خرگوشها سرعت یادگیری بالایی دارند و می توانند رفتارها و حرکاتی که به آنها آموزش داده می شوند را زود یاد بگیرند.
  • Lovable (دوست داشتنی): خیلیها خرگوش را به خاطر دوست داشتنی بودنش به عنوان حیوان خانگی انتخاب می کنند.
  • Playful (بازیگوش): خرگوش حیوان بازیگوشی است و از بازی کردن با اسباب بازی خوشش می آید.
  • Quiet (ساکت): خرگوشها حیوانات نسبتا آرام و ساکتی هستند.
  • Soft (نرم): خرگوش به خاطر موهای کرکی اش حیوان نرمی محسوب می شود که لمس و نوازش کردنش خوشایند است.

انواع خط به انگلیسی (و انواع دستخط به انگلیسی)

زبانمهر

حتما بخوانید!

1 دیدگاه. دیدگاه جدید بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست