سینه

سینه به انگلیسی (سینه زن و مرد+ تلفظ و عبارات مرتبط)

گاما

سینه بصورت به انگلیسی میشه chest (هم سینه مرد هم سینه زن) که در واقع میشه گفت بیشتر به معنی قفسه سینه هست ضمن اینکه از breast هم استفاده می کنن در این مورد. اما سینه خانم ها/پستان میشه tits یا boobs (جمع هست یعنی دو سینه که در متون پزشکی هم کاربرد زیادی دارد). در این مطلب همه نکات کاربردی و اصطلاحات مرتبط را یاد خواهید گرفت.

1-Anatomy. the trunk of the body from the neck to the abdomen; thorax.   آناتومی. تنه بدن از گردن تا شکم؛ قفسه سینه

2-the front part of the trunk from the neck to the belly:   قسمت جلوی تنه از گردن تا شکم:

  • pectoral   صدری، مربوط به سینه
  • a chest cold   سرماخوردگی قفسه سینه

یک بار برای همیشه یاد بگیر: اعضای بدن به انگلیسی (و روش استفاده در جمله)

Chest معانی مختلف دیگری هم دارد که عبارتند از:

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

  • جعبه اسباب بازی یا صندوقچه جواهرات
  • محل نگهداری وجوه یک مؤسسه عمومی یا خیریه؛ خزانه ‌داری؛ صندوق
  • خود پول یا سرمایه
  • جعبه ‌ای که در آن کالا های خاصی مثل چای به منظور حمل و نقل بسته‌ بندی می ‌شود.
  • قفسه کشودار
  • کابینت کوچک، مخصوصا کابینتی که برای نگهداری وسایل بهداشتی و دارویی به دیوار آویزان می ‌شود، مثل کابینت دارو.
  • محفظه یا مخزن مهر و موم‌ شده گاز

بسیار کاربردی: ۲۰ تا از پرکاربردترین حرکات بدن در زبان انگلیسی

چند اصطلاح با Chest

1-get (something) off one’s chest, Informal. to relieve oneself of (problems, troubling thoughts, etc.) by revealing them to someone.  خود را خالی کردن (غیر رسمی). ذهن را با در میان گذاشتن مشکلات و فکر های ناراحت ‌کننده برای یک فرد دیگر آزاد کردن

2-play it close to the chest.    نیت خود را پنهان کردن

ریشه کلمه Chest

این کلمه اولین بار قبل در سال 900 میلادی به وجود آمده است . در انگلیسی کهن Cest و در لاتین Cista و یونانی kístē‌ بوده است

زن به انگلیسی، جمع آن، زن تنها، زن من و 11 حقیقت جالب

Chest در جمله

  • Hold them to keep your hands warm, place them at the bottom of your bag to heat your feet, or stuff them into a chest pocket to warm your core.   آن ها را نگه دارید تا دستان تان را گرم کنند، آن ها را در قسمت پایین کیسه قرار دهید تا پاهای تان گرم شود، یا آنها را در جیب روی قفسه سینه قرار دهید تا قسمت مرکزی بدن گرم شود
  • Video showed the two shoving one another and Strickland accused Ujiri of hitting him “in the face and chest with both fists” while ignoring orders to stop trying to get to the floor.   ویدئو نشان داد که آن دو یکدیگر را هل می ‌دادند و استریکلند اوجیری را متهم کرد که او با هر دو مشت به صورت و سینه ‌اش ضربه می ‌زده و ضمنا دستور نرساندن بدن به زمین را نادیده گرفته است
  • If I get too warm, I take it off, pack it into its chest pocket—it squishes down to the size of an apple.   اگر خیلی گرمم شود، درش می ‌آورم، آن را داخل جیب روی سینه ‌اش جمع می ‌کنم طوری که به اندازه یک سیب کوچک می ‌شود
  • Every single one of these photos makes the center of my chest clench as I remember how I felt eating these things.   تک تک این عکس ‌ها باعث می ‌شود که قلبم فشرده شود، زیرا یادم می ‌آید که با خوردن این چیز ها چه احساسی داشتم
  • At St. Barnabas Hospital, Pellerano was listed in stable condition with wounds to his chest and arm.   پلرانو در بیمارستان سنت بارناباس با وجود زخم ‌هایی در قفسه سینه و بازو در وضعیت خوبی قرار داشت
  • I received many bruises on my collarbones, neck, chest, and shoulders.   استخوان ترقوه، گردن ، سینه و شانه‌ هایم خیلی کبود شد
  • Once a month he attaches a device to his chest, clamps metal bracelets on his wrists, and hooks the whole thing up to a telephone.   او ماهی یک بار دستگاهی را به قفسه سینه ‌اش وصل می ‌کند، دستبند های فلزی را به مچ دستش می ‌بندد و همه این ها را به یک گوشی متصل می ‌کند
  • He vowed he was taking even better care of himself than usual, but his chest is bad again.   او قول داد که بیشتر از همیشه از خودش مراقبت می ‌کند، اما با همه این ها اوضاع سینه ‌اش باز هم بد است

مرتبط: عروس به انگلیسی و 10 حقیقت جالب

انواع سینه و تفاوت در تعریف و کاربرد آنها (منبع)

Breast: either of the two softrounded parts of a woman’s chest that produce milk after she has a baby:   سینه: هر کدام از دو قسمت نرم و گرد قفسه سینه زن که بعد از بچه ‌دار شدن شیر تولید می ‌کند:

  • When a woman becomes pregnant her breasts tend to grow larger.  وقتی زنی باردار می ‌شود، سینه‌ هایش بزرگ تر می ‌شوند.
  • breast cancer   سرطان پستان
  • Do you think she’s had breast implants?  آیا فکر می ‌کنید او ایمپلنت سینه انجام داده است؟

به کارتون میاد: پشت صحنه به انگلیسی

Breast‌ در جمله

  • Antibodies found in breast milk protect newborn babies against infection.   آنتی ‌بادی‌ های موجود در شیر مادر از نوزادان در برابر عفونت محافظت می ‌کند
  • The study showed that one in twelve women is likely to develop breast cancer.   این مطالعه نشان داد که از هر دوازده زن؛ احتمال دارد که یک نفر به سرطان سینه مبتلا شود
  • A lot of mothers find early weaning from breast milk more convenient.   به نظر بسیاری از مادران، از شیر گرفتن زود هنگام نوزاد کار راحت ‌تری است
  • a silicone breast implant   ایمپلنت سینه سیلیکونی
  • They found a malignant tumour in her breast.   آن ها یک تومور بدخیم در سینه او پیدا کردند

بسیار کاربردی: دختر به انگلیسی و 20 حقیقت جالب

مترادف ‌ها

  • Boob   سینه
  • Bosom   پستان

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست