پول

پولی به انگلیسی، پول ندارم، پول زیاد و عبارات مرتبط

گاما

پولی به انگلیسی می شود monetary (مانِتری) ضمنا واژه purchasable (پِرچِسِبِل) هم استفاده می شود ضمن اینکه سایت ها و جاهای مختلف می بینید که از واژه Premium بعنوان پولی استفاده می کنند، یعنی مثلا یه طرح رایگان و یک طرح پولی دارن، رایگانش رو میگن Free و پولی میشه Premium. پول ندارم می شود I have no money و پول زیاد میشه lot of money که در این مطلب عبارات مشابه رو کامل توضیح می دیم.

درباره واژه Monetary

  • نوع کلمه: صفت (adjective)
  • تلفظ بریتیش: /ˈmʌn.ɪ.tri/
  • تلفظ آمریکایی: /ˈmɑː.nə.ter.i/

واژه های حسابداری پر از اصطلاحات پولی و مالی هستند: واژه های حسابداری رایج و بسیار کاربردی

تعریف پولی به انگلیسی:

1- Relating to the money in a country. مربوط به پول در یک کشور

مثال:

  • monetary policy سیاست های پولی
  • monetary control کنترل پولی
  • The monetary unit of the UK is the pound. واحد پولی انگلستان پوند است.

2- relating to money or in the form of money. مربوط به پول یا در قالب پول

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

مکالمه درباره آب و هوا به انگلیسی (و همه واژگان و عبارات کاربردی)

مثال:

  • They betrayed their friends for monetary gain. آنها برای منفعت مالی به دوستانشان خیانت کردند
  • Gold was once the basis of the U.S. monetary system. زمانی طلا پایه و اساس سیستم پولی ایالات متحده آمریکا بود
  • We need a more supple monetary policy. ما به سیاست پولی انعطاف پذیرتری نیاز داریم
  • Meanwhile the debate on European political and monetary union continues. در این اثنا بحث درباره اتحادیه سیاسی و پولی اروپا ادامه دارد
  • It is not merely a monetary issue. این موضوع صرفا یک مساله پولی نیست

3- relating to a country’s control of the money supply . مرتبط با کنترل یک کشور بر عرضه پول

مثال:

  • More monetary easing to lower interest rates may be necessary.   ممکن است تسهیلات پولی بیشتری برای کاهش نرخ بهره لازم باشد
  • The world economy is facing another six months of monetary tightening.   اقتصاد جهان شش ماه دیگر هم با سیاست انقباض پولی مواجه است
  • The survey was conducted by central banks and monetary authorities in 26 countries.   این نظرسنجی توسط بانک های مرکزی و مقامات پولی در بیست و شش کشور انجام شده است

به کار میاد: آموزش مکالمه انگلیسی در بانک (5 حالت مختلف)

مثالهای بیشتر

1- Estimates of profit require that all elements that enter into the production and marketing of a commodity or service be expressed in monetary terms.   برای تخمین سود باید تمام عناصری که در تولید و بازاریابی یک کالا یا خدمت دخیل هستند به صورت پولی بیان شوند

2- Selling one’s home to attain liquidity, however, could lead to more monetary strain.   با این حال، فروش خانه برای رسیدن به نقدینگی می تواند باعث فشار پولی بیشتری شود

3- All goods and services were systematically evaluated in monetary terms.   کلیه کالاها و خدمات به صورت سیستماتیک از نظر پولی ارزیابی شدند

4- Nearly all of these children are adopted into families with adequate monetary and educational resources.   تقریبا همه این کودکان در خانواده هایی با منابع مالی و آموزشی کافی به فرزندخواندگی پذیرفته می شوند

5- Both parents and teachers received monetary compensation for their ratings.   هم والدین و هم معلمان به خاطر رتبه بندیشان غرامت پولی دریافت کردند

6- Often, short cuts may be taken because of time, information, and monetary constraints, and the implications of these short cuts need to be well understood.   اغلب اوقات ممکن است به خاطر محدودیت های زمانی، اطلاعاتی و پولی، میانبرها انتخاب شوند و پیامدهای این میانبرها باید به خوبی فهمیده شوند

7- Village had a strong significant effect on the number of monetary support sources.   دهکده روی تعداد منابع حمایتی پولی تاثیر زیادی داشت

8- We also asked from whom the respondents received monetary and material support at both the individual and the household level.   علاوه بر این پرسیدیم که پاسخ دهندگان از چه کسانی در سطح فردی و خانوادگی حمایت پولی و مادی دریافت کرده اند

9- Critics say this will exacerbate banking turmoil and compromise monetary policy.   منتقدان می گویند این امر آشفتگی بانکی را تشدید می کند و سیاست های پولی را به خطر می اندازد

10- Not everyone, though, is successfully juggling the monetary hurdles.   اما همه با موفقیت از سد موانع پولی عبور نمی کنند

حتما دانلود کنید: 100 مکالمه کاربردی روزمره (رایگان)

زبانمهر

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست