مرکل در یک مدرسه آلمانی

140 واژگان/عبارات مهم مدرسه، دانشگاه و تحصیل در زبان آلمانی

گاما آلمانی
افاق

بسیاری از کسانی که بدنبال یادگیری زبان آلمانی هستند، این زبان شیرین و جذاب را برای محیط تحصیل نیاز دارند. در ادامه ما با کمک وب سایت معتبر ielanguages لغات و واژگان کاربردی درباره محیط مدرسه و دانشگاه را به همراه فایل صوتی تلفظ به شما آموزش می دهیم.

چرا یادگیری واژگان تحصیلی آلمانی مهم است؟

واژگان مرتبط با تحصیل در چه موقعیت‌هایی استفاده می‌شوند:

  • مکالمه روزمره دانشجویان
  • ثبت‌نام دانشگاه
  • ایمیل به استاد
  • مهاجرت تحصیلی به آلمان
  • آزمون‌های زبان مانند Goethe، TestDaF و DSH

اگر قصد تحصیل در آلمان را دارید، دانستن واژگان عمومی کافی نیست. بسیاری از مشکلات دانشجویان خارجی هنگام ارتباط با دانشگاه، نه از گرامر بلکه از ناآشنا بودن با اصطلاحات آموزشی مانند Anmeldung، Vorlesung، Prüfung و Studiengang شروع می‌شود.

کاربردی ترین واژگان مدرسه و دانشگاه آلمانی

فایل صوتی واژگان

این مطلب را هم بخوانید! روش های یادگیری سریع و آسان زبان آلمانی

همزمان که به فایل صوتی بالا گوش می دهید، به خود واژه ها در جدول زیر هم نگاه کنید:

 


german

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزش زبان آلمانی چرب زبان، آلمانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان آلمانی مثل بلبل حرف بزن!


 

آلمانی تلفظ فارسی معنی
die Schule (n) دی شولِه مدرسه(N)
die Universität (en) دی اونیوِرْزیتِت دانشگاه(en)
die Hochschule (n) دی هوخ‌شولِه کالج(n)
das Fach (ä, er) داسْ فاخ موضوع
Literatur لیتِقا توقَ ادبیات
Sozialkunde زوتْسیالْکونْدِه مطالعات اجتماعی
Biologie بیولوگی زیست شناسی
Philosophie فیلُسوفی فلسفه
Erdkunde اِیِتْ کُونْدِه جغرافیا
Mathematik ماتِمَتیک ریاضیات
Geometrie گِئومِتْقی هندسه
Maschinenbau ماشینِنْ بائو مهندسی مکانیک
Betriebswirtschaft بِتْقیپْس‌ویَ تْشافْت مدیریت کسب و کار
Marketing ماکتینگ بازاریابی
Physik فيزیک فیزیک
Musik موزیک موسیقی
Zeichnen سایشنِن طراحی
die Prüfung (en) دی پْقیفونْگ امتحان
die Mittagspause دی میتاکْس‌پاوْزِه زمان ناهار
die Mensa دی مِنْزا کافه تریا
das Wörterbuch (ü, er) داس وِقْتابوخ فرهنگ لغت
die Schere (n) دی شِقِه قیچی
der Radiergummi (s) دِ قادیه‌گومی پاک کن
das Buch (ü, er) داس بوخ کتاب
der Bleistift (e) دِ بلايْشْتیفْتْ مداد
die Schultasche (n) دی شولتاشِه کیف مدرسه

der Kugelschreiber / der Kuli

دِکوگل‌شْقایبِ / دِ کولی خودکار/خودکار

das Mädchen (-)

داسْ مِشِن دختر
der Freund (e) دِ فقویْنْت دوست

der Schüler (-)

دِ شوولَ دانش اموز
der Student (en) دِ اِشْتودِنْت دانش اموز

der Lehrer (-)

دِ لیقَ معلم
der Professor دِ پُقفِسوا استاد
die Noten دی نوتْن نمرات
der Kurs (e) دِ کورس کلاس

das Semester (-)

داس زمستَ ترم

der Stundenplan (ä, e)

دِ اِشْتوندِنْ‌پِلان برنامه درسی
die Grundschule (n) دی گْقونْد‌شوله دبستان
das Gymnasium داسْ گیمنازیوم مدرسه راهنمایی
die Oberschule (n) دی اوبَ شوله دبیرستان
Fremdsprachen فقِمْتْ شپَاخِن زبان های خارجی
Linguistik لینگویستیک زبان شناسی
Geschichte گشیکتِه تاریخ
Naturwissenschaft ناتورویسِنشافْت علوم طبیعی
Psychologie پْسیشولوگی روان شناسی
Soziologie زوتسیولوگی جامعه شناسی
Geographie گِئوگْقافی جغرافیا
Informatik اینفوماتیک علوم کامپیوتر
Wirtschaft ویقْتْشافْت اقتصاد
Chemie شِمی علم شیمی
Medienwissenschaft مِدیِن‌ویسنْشِفْت مطالعات رسانه ای
Politik پولیتیک علوم سیاسی
Kunst کونسْت هنر
Musikkapelle موزیکاپِلِه گروه موسیقی
die Klasse (n) دی کلاسِه کلاس
das Mittagessen داس میتاگْ اِسِنْ ناهار
die Schulsachen دی شول‌زاخِن تجهیزات آموزشی

die Heftmaschine (n)

دی هِفْتْ‌ماشینِه منگنه
das Lineal (e) داس لی نِآل خط کش
die Kreide دی کْقایْده گچ
das Heft (e) داس هِفْت دفتر
das Blatt Papier داس بلات ‌پایپِ برگه کاغذ

der Taschenrechner (-)

دِ تاشِن‌قِه‌چْنِر ماشین حساب
die Hausaufgaben دی هاوس‌اوفْگابِن تکالیف
der Junge (n) دِ یونگِه پسر
die Freundin (nen) دی فقویندین دوست(F)
die Schülerin (nen) دی شوولِقِن دانش اموز/دانش اموز
die Studentin (nen) دی اِشتودِنْتین دانش اموز
die Lehrerin (nen) دی لِه‌ققین خانم معلم
die Professorin (nen) دی پوفِسوقین استاد

بلد باشید: برنامه ریزی برای یادگیری زبان آلمانی (بهترین روش)

جملات کاربردی آلمانی درباره مدرسه، دانشگاه و تحصیل

یادگیری واژگان به‌تنهایی برای مکالمه کافی نیست. بسیاری از زبان‌آموزان معنی کلمات را می‌دانند، اما هنگام صحبت کردن نمی‌دانند چگونه از آن‌ها در جمله استفاده کنند. در این بخش، پرکاربردترین جمله‌های آلمانی درباره مدرسه، دانشگاه، کلاس، امتحان و زندگی دانشجویی را همراه با ترجمه فارسی آورده‌ایم.

جمله آلمانی تلفظ فارسی معنی فارسی
Ich gehe zur Schule. ایش گِه‌ا تسور شوله من به مدرسه می‌روم.
Ich bin Schüler. ایش بین شولِر من دانش‌آموز هستم.
Ich studiere an der Universität. ایش اشتودیِرِه آن دِر اونیوِرزیتِت من در دانشگاه تحصیل می‌کنم.
Was studierst du? واس اشتودیِرست دو؟ چه رشته‌ای می‌خوانی؟
Ich studiere Informatik. ایش اشتودیِرِه اینفورماتیک من رشته کامپیوتر می‌خوانم.
Mein Studiengang ist sehr interessant. ماین اشتودیِن‌گانگ ایست زِر اینتِرِسانت رشته تحصیلی من بسیار جالب است.
Wann beginnt das Semester? وان بِگینت داس زِمِستِر؟ ترم چه زمانی شروع می‌شود؟
Ich habe morgen eine Prüfung. ایش هابِ مورگِن آینِه پروفونگ فردا امتحان دارم.
Ich muss für die Prüfung lernen. ایش موس فیور دی پروفونگ لِرنِن باید برای امتحان درس بخوانم.
Ich möchte mich für den Kurs anmelden. ایش موشتِه میش فیور دِن کورس آنمِلدِن می‌خواهم برای دوره ثبت‌نام کنم.
Der Unterricht beginnt um acht Uhr. دِر اونتِریشت بِگینت اوم آخت اور کلاس ساعت هشت شروع می‌شود.
Der Professor erklärt das Thema gut. دِر پروفِسور اِرکلِرت داس تِما گوت استاد موضوع را خوب توضیح می‌دهد.
Ich habe eine Frage. ایش هابِ آینِه فراگِه یک سؤال دارم.
Können Sie das wiederholen? کِنِن زی داس ویدِرهولِن؟ می‌توانید دوباره تکرار کنید؟
Ich verstehe diese Aufgabe nicht. ایش فِرشتیهِ دیزِه آوف‌گابِه نیشت این تمرین را متوجه نمی‌شوم.
Ich habe meine Hausaufgaben gemacht. ایش هابِ ماینِه هاوس‌آوف‌گابِن گِماخت تکالیفم را انجام داده‌ام.
Ich brauche mehr Zeit zum Lernen. ایش براوخِه مِر تسایت تسوم لِرنِن به زمان بیشتری برای مطالعه نیاز دارم.
Wann bekommen wir die Ergebnisse? وان بِکُمن ویر دی اِرگِبنisse؟ چه زمانی نتایج را دریافت می‌کنیم؟
Ich habe die Prüfung bestanden. ایش هابِه دی پروفونگ بِشتاندِن در امتحان قبول شدم.
Ich bin durchgefallen. ایش بین دورش‌گِفالِن رد شدم / قبول نشدم.

دانلود کنید: 100 جمله عاشقانه به زبان آلمانی

تفاوت واژگان تحصیلی آلمانی که فارسی‌زبان‌ها اشتباه می‌کنند

زبان آلمانی در حوزه آموزش چند واژه نزدیک به هم دارد که ممکن است برای زبان‌آموزان گیج‌کننده باشند. شناخت تفاوت این کلمات باعث می‌شود جمله‌های شما طبیعی‌تر به نظر برسند.

تفاوت Schüler و Student

یکی از رایج‌ترین اشتباه‌ها، استفاده از کلمه Student برای همه افراد در حال تحصیل است.

واژه معنی کاربرد
der Schüler / die Schülerin دانش‌آموز مدرسه، دبیرستان
der Student / die Studentin دانشجو دانشگاه

مثال:

✅ Ich bin Schüler.  من دانش‌آموز هستم

✅ Ich bin Student an der Universität.  من دانشجوی دانشگاه هستم

بنابراین اگر فردی در دبیرستان درس می‌خواند، نباید خود را Student معرفی کند.

تفاوت Schule و Universität

Schule   به دوره آموزش قبل از دانشگاه گفته می‌شود:

  • Grundschule → دبستان
  • Realschule → نوعی مدرسه متوسطه
  • Gymnasium → دبیرستانی که معمولاً مسیر دانشگاه را فراهم می‌کند

Universität  برای آموزش عالی و تحصیلات دانشگاهی استفاده می‌شود. مثال:

  • Ich gehe zur Schule.  من به مدرسه می‌روم
  • Ich studiere an der Universität.  من در دانشگاه تحصیل می‌کنم

تفاوت lernen و studieren

این دو فعل گاهی اشتباه استفاده می‌شوند.

lernen  یعنی: درس خواندن، یاد گرفتن

برای مدرسه، زبان، مهارت یا مطالعه عمومی استفاده می‌شود. مثال:

  • Ich lerne Deutsch.   من آلمانی یاد می‌گیرم

studieren  یعنی: تحصیل دانشگاهی در یک رشته مشخص. مثال:

  • Ich studiere Medizin.   من پزشکی می‌خوانم

پس نمی‌گوییم:

❌ Ich studiere Deutsch. (اگر منظور یادگیری زبان باشد)

بلکه:

✅ Ich lerne Deutsch.

اما اگر منظور رشته دانشگاهی زبان آلمانی باشد:

✅ Ich studiere Germanistik.

بلد باشید: یادگیری زبان آلمانی سخت است؟ زمان یادگیری؟

اصطلاحات رایج دانشجویان آلمانی

برای اینکه مکالمه شما طبیعی‌تر شود، بهتر است فقط واژگان رسمی را یاد نگیرید. دانشجویان آلمانی در صحبت‌های روزمره از عبارت‌های کوتاه و کاربردی زیادی استفاده می‌کنند.

eine Prüfung schreiben

معنی: امتحان دادن

در زبان آلمانی معمولاً برای امتحان دادن از فعل schreiben استفاده می‌شود.  مثال:

  • Ich schreibe morgen eine Prüfung.

یعنی: فردا امتحان دارم.

für eine Prüfung lernen

معنی: برای امتحان درس خواندن  مثال:

  • Ich lerne für die Mathematikprüfung.

من برای امتحان ریاضی درس می‌خوانم.

eine Vorlesung besuchen

معنی: شرکت کردن در کلاس دانشگاه  مثال:

  • Ich besuche heute eine Vorlesung.

امروز در یک کلاس دانشگاه شرکت می‌کنم.

einen Kurs belegen

معنی: یک درس یا دوره را انتخاب کردن / گرفتن  مثال:

  • Ich möchte einen Deutschkurs belegen.

می‌خواهم یک دوره زبان آلمانی بردارم.

sich für einen Studiengang entscheiden

معنی: انتخاب رشته کردن  مثال:

  • Ich habe mich für Informatik entschieden.

من رشته کامپیوتر را انتخاب کردم.

einen Abschluss machen

معنی: مدرک گرفتن / فارغ‌التحصیل شدن  مثال:

  • Sie macht ihren Abschluss nächstes Jahr.

او سال آینده فارغ‌التحصیل می‌شود.

eine Hausarbeit schreiben

معنی: نوشتن مقاله یا تحقیق دانشگاهی  مثال:

  • Ich muss eine Hausarbeit schreiben.

باید یک تحقیق دانشگاهی بنویسم.

Notizen machen

معنی: یادداشت برداشتن  مثال:

  • Ich mache während der Vorlesung Notizen.

در طول کلاس یادداشت برمی‌دارم.

den Stoff wiederholen

معنی: مرور کردن مطالب درسی  مثال:

  • Ich muss den Stoff vor der Prüfung wiederholen.

باید قبل از امتحان مطالب را مرور کنم.

در ادامه یاد بگیرید: سطوح زبان آلمانی+مدرک زبان آلمانی

5 اشتباه رایج فارسی‌زبان‌ها در واژگان/عبارات تحصیلی آلمانی

اشتباه اول: استفاده از Student برای دانش‌آموز

❌ Ich bin Student in der Schule.

این جمله اشتباه است. برای گفتن من دانش‌آموز هستم باید اینطور نوشت:

✅ Ich bin Schüler.

اشتباه دوم: ترجمه مستقیم «امتحان ساختن»

در فارسی می‌گوییم «امتحان دادن» یا «امتحان گرفتن»، اما در آلمانی ساختار متفاوت است. من امتحان می‌دهم:

❌ Ich mache eine Prüfung.

✅ Ich schreibe eine Prüfung.

اشتباه سوم: اشتباه گرفتن Kurs و Studiengang

این دو کلمه هر دو مربوط به آموزش هستند، اما معنی متفاوت دارند.

Kurs  یعنی: دوره یا کلاس آموزشی  مثال:

  • Deutschkurs   دوره زبان آلمانی

Studiengang  یعنی: رشته دانشگاهی  مثال:

  • Mein Studiengang ist Maschinenbau.  رشته دانشگاهی من مهندسی مکانیک است

اشتباه چهارم: ترجمه مستقیم «کلاس»

در فارسی «کلاس» برای مدرسه، دانشگاه و دوره آموزشی استفاده می‌شود، اما در آلمانی چند واژه وجود دارد:

آلمانی معنی
die Klasse کلاس مدرسه
der Kurs دوره آموزشی
die Vorlesung کلاس سخنرانی دانشگاه
der Unterricht آموزش / درس

اشتباه پنجم: استفاده نادرست از Professor

در آلمان Professor معمولاً برای استاد دانشگاه استفاده می‌شود. برای معلم مدرسه باید از Lehrer استفاده کرد.مثال:

  • Mein Lehrer hilft mir.  معلم من به من کمک می‌کند
  • Mein Professor hält eine Vorlesung.  استاد دانشگاه من یک کلاس برگزار می‌کند

بلد باشید: زمان ها در زبان آلمانی: آموزش 0 تا 100

جمع‌بندی

برای یادگیری واژگان تحصیلی آلمانی، حفظ کردن معنی کلمات کافی نیست. بهتر است هر واژه را همراه با جمله، موقعیت استفاده و تفاوت آن با کلمات مشابه یاد بگیرید. دانستن تفاوت‌هایی مانند:

  • Schüler و Student
  • lernen و studieren
  • Kurs و Studiengang
  • Klasse و Vorlesung

باعث می‌شود در مکالمه‌های واقعی مدرسه، دانشگاه و مهاجرت تحصیلی اشتباه کمتری داشته باشید و طبیعی‌تر صحبت کنید.

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
تیکت جدید