اگر B1 را خواندهاید و حالا دنبال آموزش زبان آلمانی سطح B2 رایگان هستید، در این درس میتوانید با ۵۰ واژه و ترکیب کاربردی، ۳۰ جمله با تلفظ تقریبی فارسی و دو متن همراه با ترجمه و تمرین کار کنید. جزوهٔ ۲۵صفحهای این مطالب، پاسخ تمرینها و برنامهٔ ۳۰روزه نیز آمادهٔ دانلود است.
دانلود رایگان 2 جزوه کاربردی زبان آلمانی سطح b2
شاید موقع خواندن یک متن آلمانی، معنی بیشتر کلمات را بدانید؛ اما وقتی کسی میپرسد «نظرت چیست؟»، جوابدادن سخت شود. چند جمله میگویید، دنبال واژهٔ بعدی میگردید و رشتهٔ حرف از دستتان میرود. تمرینهای این درس برای کار روی همین فاصله طراحی شدهاند: بتوانید از واژههایی که میشناسید، برای توضیح، مقایسه، مخالفت مؤدبانه و پیشنهاد راهحل استفاده کنید.
سطح B2 آلمانی یعنی چه و چه تفاوتی با B1 دارد؟
در چارچوب اروپایی زبانها، B2 در گروه «کاربر مستقل زبان» قرار میگیرد. در این سطح باید بتوانید نکتههای اصلی متنهای پیچیده دربارهٔ موضوعات عینی و انتزاعی را بفهمید، در گفتوگو مشارکت نسبتاً روانی داشته باشید و نظر خود را با توضیح مزایا و معایب گزینههای مختلف بیان کنید. در B1، تأکید بیشتر بر موضوعات آشنا، تجربههای شخصی و توضیحهای کوتاه است.
می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزش زبان آلمانی چرب زبان، آلمانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان آلمانی مثل بلبل حرف بزن!
برای تمرین، موضوع «کلاس آنلاین» را در نظر بگیرید. ابتدا میگویید این نوع کلاس را دوست دارید. بعد باید بتوانید توضیح بدهید:
- چه مزیتی برای شما دارد؟
- چه مشکلی ممکن است ایجاد کند؟
- تحت چه شرایطی آن را انتخاب میکنید؟
- اگر طرف مقابل مخالف باشد، چطور به دلیل او پاسخ میدهید؟
همین سؤالها تمرین را به نیازهای B2 نزدیک میکنند. طولانیکردن جمله، بهتنهایی نشاندهندهٔ سطح بالاتر نیست؛ ارتباط روشن میان نظر، دلیل و نتیجه اهمیت دارد.
اینو از دست نده: آموزش رایگان آلمانی A1 با PDF
برای شروع این درس چه پیشنیازی لازم است؟
بهتر است بتوانید دربارهٔ کار، تحصیل، برنامهها و تجربههای خود چند جملهٔ مرتبط بگویید و یک متن عمومی B1 را با کمک محدود دیکشنری بفهمید.
اگر هنوز در درک متنها یا بیان تجربههای شخصی در سطح B1 مشکل دارید، ابتدا از آموزش زبان آلمانی سطح B1 رایگان: لغات، متن و جملات (PDF) برای مرور واژگان، جملهسازی و خواندن متنهای متناسب با این سطح استفاده کنید. تسلط نسبی بر این مهارتها، شروع تمرینهای B2 را هدفمندتر میکند.
یک تمرین ساده برای شروع: یک دقیقه دربارهٔ مزایا و مشکلات کار در خانه صحبت کنید و صدایتان را ضبط کنید. این فایل را نگه دارید؛ در پایان برنامهٔ مطالعه دوباره به آن برمیگردیم.
آیا فهرست رسمی لغات گوته B2 وجود دارد؟
گوته در راهنمای رسمی آمادگی آزمون، فهرست واژگان مرتبط با آزمون را برای سطحهای A1 تا B1 معرفی میکند. در منابع آمادگی B2، فهرستی مشابه واژهنامهٔ B1 ارائه نشده است. بنابراین عنوان «لغات گوته B2» روی یک PDF، بهتنهایی به معنی انتشار آن از طرف مؤسسهٔ گوته نیست.
فهرست این درس، مجموعهای آموزشی برای تمرین B2 است. واژهها را بر اساس کاربردشان در کار، تحصیل، جامعه و بیان نظر انتخاب کردهایم. بعضی از آنها ممکن است از قبل برایتان آشنا باشند؛ در این مرحله، حرف اضافه، ترکیبهای معمول و موقعیت استفاده از آنها را دقیقتر تمرین میکنید.
تلفظ فارسی واژهها و جملهها را چطور بخوانیم؟
تلفظهای فارسی، راهنمای تقریبی خواندن هستند. برای اصلاح صدا، تکیه و آهنگ جمله، آنها را با صدای آلمانی مقایسه کنید. در آموزش تلفظ نیز شنیدن و تقلیدکردن از گوینده، بخش اصلی تمرین است.
سه نکته را هنگام استفاده از جدولها به خاطر داشته باشید:
- در – ich ایخ، صدای پایانی نرمتر و جلوتر از «خ» فارسی ادا میشود.
- برای ü، زبان را نزدیک حالت گفتن «ای» نگه دارید و لبها را گرد کنید. «او» در آوانویسی این درس فقط تقریب این صداست.
- برای ö، از حالت «اِ» با لبهای گرد شروع کنید. «اُ» در جدولها نشانهٔ تقریبی آن است.
تلفظ جملههای کوتاه آمده است؛ برای متنهای بلند، ترجمه و تمرین داریم تا خواندن را مستقیماً از روی خط آلمانی انجام دهید.

۵۰ لغت و ترکیب آلمانی B2 با معنی، تلفظ و مثال
اسمها را همراه آرتیکل و جمعشان بخوانید. برای فعلها نیز حرف اضافه را جزئی از عبارت در نظر بگیرید. در جدولها، Akk. یعنی آکوزاتیو و Dat. یعنی داتیو.
پیشنهاد من این است که در هر نوبت سه تا پنج مدخل را انتخاب کنید. پس از خواندن مثال، یکی از اجزای آن را تغییر دهید: فاعل، زمان، موضوع یا دلیل. این تغییر کوچک نشان میدهد عبارت را چقدر میتوانید به کار ببرید.
حرفهایتر یاد بگیر: متن و لغات کاربردی آلمانی A2
۱. واژگان کار و اقتصاد
در این گروه، روی توضیح شرایط کار، مسئولیت و هزینه تمرکز داریم. به معنی دقیق واژه توجه کنید؛ برای نمونه، «درآمد فروش» و «سود» در یک گزارش کاری مفهوم یکسانی ندارند.
|
واژه یا ترکیب و الگوی کاربرد |
تلفظ و معنی فارسی |
جملهٔ نمونه، تلفظ و ترجمه |
|
die Arbeitsbelastung جمع: die Arbeitsbelastungen – دی آربایتسبِلاستونگِن |
دی آربایتسبِلاستونگ حجم و فشار کاری |
Die Arbeitsbelastung steigt vor wichtigen Fristen. دی آربایتسبِلاستونگ شتایکت فور ویختیگِن فریستِن. فشار کاری پیش از مهلتهای مهم افزایش مییابد. |
|
vereinbar |
فِرآینبار سازگار؛ قابل جمع با یکدیگر |
Die Schicht ist mit meinem Studium vereinbar. دی شیخت ایست میت ماینِم شتودیوم فِرآینبار. این شیفت با برنامهٔ تحصیلم سازگار است. |
|
der Umsatz جمع: die Umsätze – دی اومزِتسِه |
دِر اومزَتس درآمد فروش؛ گردش مالی فروش |
Unser Umsatz ist im Frühjahr gestiegen. اونزِر اومزَتس ایست ایم فرویار گِشتیگِن. درآمد فروش ما در بهار افزایش یافته است. |
|
die Nachfrage nach + Dat. جمع: die Nachfragen – دی ناخفراگِن؛ در معنای تقاضای بازار، اغلب مفرد |
دی ناخفراگِه تقاضا برای کالا، خدمت یا نیروی کار |
Die Nachfrage nach Fachkräften bleibt hoch. دی ناخفراگِه ناخ فاخکرِفتِن بلایپت هُخ. تقاضا برای نیروی متخصص همچنان زیاد است. |
|
Verantwortung übernehmen für + Akk. |
فِرآنتوُرتونگ اوبِرنِمِن مسئولیت چیزی را پذیرفتن |
Mina übernimmt Verantwortung für das Projekt. مینا اوبِرنیمت فِرآنتوُرتونگ فور دَس پرویِکت. مینا مسئولیت پروژه را میپذیرد. |
|
in Anspruch nehmen با مفعول آکوزاتیو |
این اَنشپروخ نِمِن از خدمت یا امکانی استفاده کردن |
Wir nehmen kostenlose Beratung in Anspruch. ویر نِمِن کُستِنلوزِه بِراتونگ این اَنشپروخ. ما از مشاورهٔ رایگان استفاده میکنیم. |
|
sich durchsetzen gegen + Akk. |
زیخ دورخزِتسِن در رقابت یا مخالفت موفق شدن؛ نظر خود را پیش بردن |
Unsere Idee setzt sich gegen andere durch. اونزِرِه ایدِه زِتست زیخ گِگِن اَندِرِه دورخ. ایدهٔ ما در رقابت با ایدههای دیگر موفق میشود. |
|
wirtschaftlich |
ویرتشَفتلیخ اقتصادی؛ از نظر هزینه و بازده بهصرفه |
Diese Lösung ist langfristig wirtschaftlich. دیزِه لُزونگ ایست لانگفریستیخ ویرتشَفتلیخ. این راهحل در بلندمدت از نظر اقتصادی بهصرفه است. |
|
die Lohnverhandlung جمع: die Lohnverhandlungen – دی لونفِرهَندلونگِن |
دی لونفِرهَندلونگ مذاکره دربارهٔ دستمزد |
Die Lohnverhandlungen beginnen nächste Woche. دی لونفِرهَندلونگِن بِگینِن نِخستِه وُخِه. مذاکرات دستمزد هفتهٔ آینده آغاز میشود. |
|
Kosten senken |
کُستِن زِنکِن |
Die neue Technik senkt unsere Kosten دی نُیِه تِخنیک زِنکت اونزِرِه کُستِن. فناوری جدید هزینههای ما را کاهش میدهد. |
اگر هنگام حرفزدن، اسم را به یاد میآورید ولی فعل مناسب پیدا نمیکنید، عبارت کامل را تمرین کنید. مثلاً برای «پذیرفتن مسئولیت»، هر بار همان ترکیب دوکلمهای جدول را بازیابی کنید و بعد بگویید مسئولیتِ چه چیزی را میپذیرید.
۲. واژگان تحصیل و پژوهش
برای نوشتن دربارهٔ یک دوره، پژوهش یا نتیجهٔ بررسی، به واژههایی نیاز دارید که رابطهٔ میان «شاهد»، «برداشت» و «نتیجه» را روشن کنند. در مثالها ببینید هر فعل با چه مفعولی همراه شده است.
|
واژه یا ترکیب و الگوی کاربرد |
تلفظ و معنی فارسی |
جملهٔ نمونه، تلفظ و ترجمه |
|
die Zulassung zu + Dat جمع: die Zulassungen – دی تسولَسونگِن |
دی تسولَسونگ پذیرش یا مجوز ورود به یک دوره |
Die Zulassung hängt von Sprachkenntnissen ab. دی تسولَسونگ هِنگت فُن شپراخکِنتنیسِن اَپ. پذیرش به دانش زبانی بستگی دارد. |
|
das Stipendium |
دَس شتیپِندیوم |
Das Stipendium deckt einen Teil der Kosten. دَس شتیپِندیوم دِکت آینِن تایل دِر کُستِن. |
|
die Erkenntnis |
دی اِرکِنتنیس |
Die Studie liefert neue Erkenntnisse. دی شتودیِه لیفِرت نُیِه اِرکِنتنیسِه. |
|
die Auswertung |
دی آوسوِرتونگ |
Die Auswertung der Umfrage dauert länger. دی آوسوِرتونگ دِر اومفراگِه داوِرت لِنگِر. |
|
sich auseinandersetzen |
زیخ آوسآیناندِرزِتسِن |
Wir setzen uns mit Gegenargumenten auseinander. ویر زِتسِن اونس میت گِگِنآرگومِنتِن آوسآیناندِر. |
|
belegen |
بِلِگِن |
Die Daten belegen unsere Vermutung. دی داتِن بِلِگِن اونزِرِه فِرموتونگ. |
|
eine Schlussfolgerung ziehen |
آینِه شلوسفُلگِرونگ تسین |
Wir ziehen daraus eine vorsichtige Schlussfolgerung. ویر تسین داراوس آینِه فورزیختیگِه شلوسفُلگِرونگ. |
|
berücksichtigen |
بِروکزیختیگِن |
Wir müssen unterschiedliche Lernbedürfnisse berücksichtigen. ویر موسِن اونتِرشیتلیخِه لِرنبِدورفنیسِه بِروکزیختیگِن. |
|
erforderlich |
اِرفُردِرلیخ |
Für die Anmeldung ist ein Sprachnachweis erforderlich. فور دی اَنمِلدونگ ایست آین شپراخناخوایس اِرفُردِرلیخ. |
|
Kenntnisse erwerben |
کِنتنیسِه اِروِربِن |
Im Praktikum erwerben Studierende praktische Kenntnisse. ایم پرَکتیکوم اِروِربِن شتودیرِندِه پرَکتیشِه کِنتنیسِه. |
۳. واژگان محیطزیست و زندگی شهری
وقتی دربارهٔ ترافیک یا محیطزیست صحبت میکنید، تمرین را با سؤالهای مشخص ادامه دهید: این اقدام چه اثری دارد؟ هزینهاش چیست؟ چه کسی از آن سود میبرد؟ اجرای آن چقدر زمان میخواهد؟
|
واژه یا ترکیب و الگوی کاربرد |
تلفظ و معنی فارسی |
جملهٔ نمونه، تلفظ و ترجمه |
|
die Nachhaltigkeit |
دی ناخهَلتیخکایت |
Nachhaltigkeit spielt bei der Stadtplanung eine zentrale Rolle. ناخهَلتیخکایت شپیلْت بای دِر شتاتپلانونگ آینِه تسِنترالِه رُلِه. پایداری در برنامهریزی شهری نقشی اساسی دارد. |
|
die Emission |
دی اِمیسیون |
Der neue Bus verursacht weniger Emissionen. دِر نُیِه بوس فِراورزَخت وِنیگِر اِمیسیونِن. |
|
der Ausbau |
دِر آوسباو |
Der Ausbau des Radwegs beginnt morgen. دِر آوسباو دِس راتوِکس بِگینت مُرگِن. |
|
die Auswirkung |
دی آوسویرکونگ |
Der Verkehr hat Auswirkungen auf unsere Gesundheit. دِر فِرکِر هات آوسویرکونگِن آوف اونزِرِه گِزونتهایت. |
|
Maßnahmen ergreifen |
ماسنامِن اِرگرایفِن |
Die Stadt ergreift Maßnahmen gegen Verkehrslärm. دی شتات اِرگرایفت ماسنامِن گِگِن فِرکِرسلِرم. شهرداری برای مقابله با سروصدای ترافیک اقدام میکند. |
|
beitragen |
بایتراگِن |
Wir tragen gemeinsam zum Klimaschutz bei. ویر تراگِن گِماینزام تسوم کلیماشوتس بای. ما با هم به حفاظت از اقلیم کمک میکنیم. |
|
verzichten |
فِرتسیختِن |
Wir verzichten unterwegs auf Einwegbecher. ویر فِرتسیختِن اونتِروِکس آوف آینوِکبِخِر. ما هنگام رفتوآمد از لیوانهای یکبارمصرف صرفنظر میکنیم. |
|
erneuerbar |
اِرنُیِربار |
Die Gemeinde investiert in erneuerbare Energien. دی گِمایندِه اینوِستیرت این اِرنُیِربارِه اِنِرگین. شهرداری در انرژیهای تجدیدپذیر سرمایهگذاری میکند. |
|
umsetzen |
اومزِتسِن |
Wir setzen den Klimaplan schrittweise um. ویر زِتسِن دِن کلیماپلان شریتوایزِه اوم. ما برنامهٔ اقلیمی را مرحلهبهمرحله اجرا میکنیم. |
|
langfristig |
لانگفریستیخ |
Die neue Bahnlinie spart langfristig Zeit. دی نُیِه بانلینیِه شپارت لانگفریستیخ تسایت. خط راهآهن جدید در بلندمدت باعث صرفهجویی در زمان میشود. |
۴. واژگان سلامت و جامعه
در این موضوعات، حرف اضافه و حالت دستوری را با دقت بخوانید. دانستن معنی «رنجبردن» کافی نیست؛ باید بتوانید بگویید از چه چیزی رنج میبرید و جمله را درست ادامه دهید.
|
واژه یا ترکیب و الگوی کاربرد |
تلفظ و معنی فارسی |
جمله نمونه، تلفظ و ترجمه |
|
die Belastung Plural: die Belastungen |
دی بِلاستونگ فشار جسمی یا روانی؛ بار تحمیلشده |
Schichtarbeit kann eine erhebliche Belastung sein. شیختآربایت کان آینِه اِرهِپلیخِه بِلاستونگ زاین. کار شیفتی میتواند فشار قابلتوجهی ایجاد کند. |
|
die Vorsorge Plural (selten): die Vorsorgen |
دی فورزُرگِه اقدامات و مراقبتهای پیشگیرانه |
Zur Vorsorge gehören regelmäßige Untersuchungen. تسور فورزُرگِه گِهُرِن رِگِلمِسیگِه اونتِرزوخونگِن. معاینههای منظم بخشی از مراقبت پیشگیرانهاند. |
|
der Zugang zu + Dativ | Plural: die Zugänge |
دِر تسوگانگ دسترسی |
Alle benötigen Zugang zu medizinischer Versorgung. اَلِه بِنُتیگِن تسوگانگ تسو مِدیتسینیشِر فِرزُرگونگ. همه به دسترسی به خدمات پزشکی نیاز دارند. |
|
die Ungleichheit Plural: die Ungleichheiten |
دی اونگلایخهایت نابرابری |
Der Bericht beschreibt soziale Ungleichheiten. دِر بِریخت بِشرایپت زوتسیالِه اونگلایخهایتِن. گزارش نابرابریهای اجتماعی را توصیف میکند. |
|
leiden unter / an + Dativ |
لایدِن رنج بردن از |
Viele Menschen leiden unter ständigem Zeitdruck. فیلِه مِنشِن لایدِن اونتِر شتِندیگِم تسایتدروک. بسیاری از مردم از فشار دائمی کمبود وقت رنج میبرند. |
|
vorbeugen + Dativ |
فوربُیگِن از چیزی پیشگیری کردن |
Regelmäßige Pausen können Überlastung vorbeugen. رِگِلمِسیگِه پاوزِن کُنِن اوبِرلاستونگ فوربُیگِن. استراحتهای منظم میتوانند از فشار بیشازحد پیشگیری کنند. |
|
Rücksicht nehmen auf + Akkusativ |
روکزیخت نِمِن مراعات کردن؛ شرایط دیگری را در نظر گرفتن |
Wir nehmen Rücksicht auf ältere Nachbarn. ویر نِمِن روکزیخت آوف اِلتِرِه ناخبارن. ما مراعات همسایههای سالمند را میکنیم. |
|
sich einsetzen für + Akkusativ |
زیخ آینزِتسِن فعالانه برای چیزی تلاش کردن؛ حمایت کردن از |
Der Verein setzt sich für Barrierefreiheit ein. دِر فِرآین زِتست زیخ فور باریِرِهفرایهایت آین. انجمن برای رفع موانع دسترسی فعالیت میکند. |
|
gewährleisten + Akkusativ |
گِوِرلایستِن تضمین کردن؛ فراهم بودن چیزی را تأمین کردن |
Der Pflegedienst gewährleistet eine zuverlässige Betreuung. دِر پفلِگِهدینست گِوِرلایستِت آینِه تسوفِرلِسیگِه بِترُیونگ. این مجموعه خدمات پرستاری، مراقبت قابلاتکا را تضمین میکند. |
|
erschöpft |
اِرشُپفت از پا افتاده؛ بسیار خسته |
Nach der Nachtschicht bin ich erschöpft. ناخ دِر ناختشیخت بین ایخ اِرشُپفت. بعد از شیفت شب، از پا افتادهام. |
در واژههایی مانند «مراقبت پیشگیرانه»، دیدن شکل جمع به معنی نیاز به استفادهٔ مداوم از آن نیست. دیکشنری دودن نیز جمعِ این واژه را کمکاربرد معرفی میکند؛ در تمرینهای اولیه، همان کاربرد مفرد را جا بیندازید.
۵. واژگان رسانه و استدلال
در یک بحث، ممکن است استدلال طرف مقابل را بفهمید ولی هنوز قانع نشده باشید. واژههای این بخش کمک میکنند همین تفاوتهای ظریف را بیان کنید و مشخصاً به ادعا، شاهد یا روش بررسی اشاره داشته باشید.
|
واژه یا ترکیب و الگوی کاربرد |
تلفظ و معنی فارسی |
جمله نمونه، تلفظ و ترجمه |
|
die Berichterstattung Plural: die Berichterstattungen |
دی بِریختاِرشتَتونگ گزارشگری؛ پوشش خبری |
Die Berichterstattung konzentriert sich auf Konflikte. دی بِریختاِرشتَتونگ کُنتسِنتریرت زیخ آوف کُنفلیکتِه. پوشش خبری بر مناقشهها تمرکز دارد. |
|
die Behauptung Plural: die Behauptungen |
دی بِهاوپتونگ ادعا |
Diese Behauptung lässt sich nicht überprüfen. دیزِه بِهاوپتونگ لِست زیخ نیخت اوبِرپروفِن. این ادعا را نمیتوان راستیآزمایی کرد. |
|
die Glaubwürdigkeit Kein gebräuchlicher Plural |
دی گلاوپووردیخکایت اعتبار؛ باورپذیری |
Klare Quellenangaben stärken die Glaubwürdigkeit. کلارِه کوِلِنآنگابِن شتِرکِن دی گلاوپووردیخکایت. ارجاع روشن به منابع، اعتبار را افزایش میدهد. |
|
im Gegensatz zu zu + Dativ |
ایم گِگِنزَتس تسو در مقابلِ؛ برخلافِ |
Im Gegensatz dazu fehlen hier Belege. ایم گِگِنزَتس داتسو فِلِن هیر بِلِگِه. در مقابلِ آن، اینجا شواهدی وجود ندارد. |
|
sich beziehen auf + Akkusativ |
زیخ بِتسیِن مربوط بودن به؛ ارجاع دادن به |
Meine Kritik bezieht sich auf die Methode. ماینِه کریتیک بِتسیت زیخ آوف دی مِتودِه. انتقاد من متوجه روش کار است. |
|
infrage stellen + Akkusativ |
اینفراگِه شتِلِن زیر سؤال بردن |
Neue Daten stellen die Behauptung infrage. نُیِه داتِن شتِلِن دی بِهاوپتونگ اینفراگِه. دادههای تازه این ادعا را زیر سؤال میبرند. |
|
abwägen + Akkusativ |
اَپوِگِن جوانب چیزی را سنجیدن |
Wir wägen Nutzen und Risiken sorgfältig ab. ویر وِگِن نوتسِن اونت ریزیکِن زُرکفِلتیخ اَپ. ما فایده و خطرها را با دقت میسنجیم. |
|
nachvollziehbar |
ناخفُلتسیبار قابل درک؛ قابل دنبال کردن از نظر منطقی |
Diese Begründung ist für mich nachvollziehbar. دیزِه بِگروندونگ ایست فور میخ ناخفُلتسیبار. این استدلال برای من قابل درک است. |
|
hingegen |
هینگِگِن در مقابل؛ اما |
Die zweite Quelle berichtet hingegen ausführlicher. دی تسوایتِه کوِلِه بِریختِت هینگِگِن آوسفورلیخِر. در مقابل، منبع دوم با جزئیات بیشتری گزارش میدهد. |
|
hinweisen auf + Akkusativ |
هینوایزِن توجه دادن به؛ خاطرنشان کردن |
Der Bericht weist auf erhebliche Risiken hin. دِر بِریخت وایست آوف اِرهِپلیخِه ریزیکِن هین. گزارش به خطرهای قابلتوجه اشاره میکند. |
از کجا بفهمم این لغتها را یاد گرفتهام؟
معنی فارسی را بپوشانید و از روی عبارت آلمانی، یک موقعیت برای استفاده از آن بگویید. سپس مسیر را برعکس کنید: موقعیت را بخوانید و عبارت مناسب را به یاد بیاورید.
مثلاً تصور کنید میخواهید بگویید «پیش از تصمیمگیری باید فایده و خطرها را بسنجیم». اگر برای ساخت این جمله هنوز ناچارید کل جدول را جستوجو کنید، همان ترکیب به مرور بیشتری نیاز دارد. تعداد مدخلهای تازه را با توان بازیابیتان تنظیم کنید.

۳۰ جملهٔ کاربردی آلمانی B2 با تلفظ فارسی
این جملهها را بر اساس کاری که در گفتوگو انجام میدهند تمرین کنید. یک روز فقط موافقت مشروط و روز دیگر پیشنهاد راهحل را کار کنید.
وقتی جملهای را انتخاب کردید، آماده باشید آن را ادامه دهید. اگر میگویید «این پیشنهاد را به شرط تأمین بودجه قبول دارم»، طرف مقابل ممکن است بپرسد چه بودجهای لازم است یا هزینه از کجا تأمین میشود.
این یکی بهدردبخوره: بهترین اپلیکیشنهای یادگیری زبان آلمانی
جملههای بیان دلیل و استدلال
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Für diese Lösung spricht der geringere Zeitaufwand. |
فور دیزِه لُزونگ شپریخت دِر گِرینگِرِه تسایتآوفوانت. |
زمان کمتری که این راهحل میگیرد، نکتهای به نفع آن است. |
|
Längere Öffnungszeiten erleichtern Berufstätigen den Einkauf. |
لِنگِرِه اُفنُنگستسایتِن اِرلایختِرن بِروفستِتیگِن دِن آینکاوف. |
ساعت کار طولانیتر فروشگاهها، خرید را برای شاغلان آسانتر میکند. |
|
Entscheidend ist, ob die Kosten langfristig sinken. |
اِنتشایدِنت ایست، اُپ دی کُستِن لانگفریستیخ زینکِن. |
نکتهٔ تعیینکننده این است که آیا هزینهها در بلندمدت کاهش مییابند. |
|
Ein höherer Preis bedeutet nicht automatisch bessere Qualität. |
آین هُئِرِر پرایس بِدُیتِت نیخت آوتوماتیش بِسِرِه کوالیتِت. |
قیمت بالاتر، لزوماً به معنی کیفیت بهتر نیست. |
|
Ohne verlässliche Verbindungen bleiben viele aufs Auto angewiesen. |
اونِه فِرلِسلیخِه فِربیندونگِن بلایبِن فیلِه آوفس آوتو آنگِویزِن. |
بدون سرویسهای حملونقل قابلاتکا، افراد زیادی همچنان به خودرو وابسته میمانند. |
جملههای موافقت مشروط
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Ich unterstütze den Vorschlag, sofern die Finanzierung steht. |
ایخ اونتِرشتوتسِه دِن فورشلاک، زوفِرن دی فینانتسیرونگ شتِت. |
از این پیشنهاد حمایت میکنم، به شرط آنکه تأمین بودجهاش قطعی باشد. |
|
Ich stimme zu, vorausgesetzt, wir teilen die Aufgaben fair. |
ایخ شتیمِه تسو، فُرآوسگِزِتست، ویر تایلِن دی آوفگابِن فِر. |
موافقم، به شرط آنکه وظایف را منصفانه تقسیم کنیم. |
|
Das wäre sinnvoll, solange genügend Personal zur Verfügung steht. |
داس وِرِه زینفُل، زولانگِه گِنوگِنت پِرزونال تسور فِرفوگونگ شتِت. |
این کار تا زمانی منطقی است که نیروی انسانی کافی در دسترس باشد. |
|
Eine Erweiterung kommt infrage, wenn die Nachfrage steigt. |
آینِه اِروایتِرونگ کُمت اینفراگِه، وِن دی ناخفراگِه شتایکت. |
اگر تقاضا افزایش یابد، میتوان گسترش فعالیت را بررسی کرد. |
|
Ich befürworte Onlinekurse, sofern direkte Rückfragen möglich bleiben. |
ایخ بِفوروُرتِه اُنلاینکورسِه، زوفِرن دیرِکتِه روکفراگِن مُکلیخ بلایبِن. |
طرفدار کلاسهای آنلاین هستم، به شرط آنکه امکان پرسیدن سؤال بهصورت مستقیم باقی بماند. |
جملههای مخالفت و پرسش مؤدبانه
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Darf ich auf ein praktisches Problem hinweisen? |
دارف ایخ آوف آین پراکتیشِس پروبلِم هینوایزِن؟ |
اجازه میدهید به یک مشکل عملی اشاره کنم؟ |
|
Bei diesem Punkt habe ich allerdings Bedenken. |
بای دیزِم پونکت هابِه ایخ آلِردینگس بِدِنکِن. |
البته دربارهٔ این مورد ملاحظاتی دارم. |
|
Ihre Schlussfolgerung überzeugt mich bisher noch nicht. |
ایرِه شلوسفُلگِرونگ اوبِرتسُیکت میخ بیسهِر نُخ نیخت. |
نتیجهگیری شما هنوز مرا قانع نکرده است. |
|
Könnten Sie diese Behauptung bitte genauer begründen? |
کُنتِن زی دیزِه بِهاوپتونگ بیتِه گِناوئِر بِگروندِن؟ |
ممکن است لطفاً برای این ادعا دقیقتر دلیل بیاورید؟ |
|
Mir fehlt eine Erklärung für die höheren Gebühren. |
میر فِلت آینِه اِرکلِرونگ فور دی هُئِرِن گِبورِن. |
هنوز توضیحی دربارهٔ علت بالاتربودن هزینهها ندارم. |
در تمرین مخالفت، موضوع اعتراض را مشخص کنید. جملهٔ مؤدبانه وقتی کار خود را انجام میدهد که شنونده بفهمد کدام بخش حرفش برای شما پذیرفتنی نیست و چرا.
جملههای مقایسه
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Im Gegensatz zum Auto verbraucht das Fahrrad keinen Kraftstoff. |
ایم گِگِنزاتس تسوم آوتو فِربراوخت داس فاررات کاینِن کرافتشتُف. |
دوچرخه برخلاف خودرو، سوخت مصرف نمیکند. |
|
Beide Kurse unterscheiden sich hinsichtlich der angebotenen Betreuung. |
بایدِه کورسِه اونتِرشایدِن زیخ هینزیختلیخ دِر آنگِبوتِنِن بِترُیونگ. |
این دو دوره از نظر پشتیبانیای که ارائه میکنند با هم تفاوت دارند. |
|
Während Präsenzkurse Austausch ermöglichen, bieten Onlinekurse mehr Flexibilität. |
وِرِنت پرِزِنتسکورسِه آوستاوش اِرمُکلیخِن، بیتِن اُنلاینکورسِه مِر فلِکسیبیلیتِت. |
کلاسهای حضوری فرصت تبادل نظر میدهند و کلاسهای آنلاین انعطاف بیشتری دارند. |
|
Je kürzer der Arbeitsweg, desto mehr Freizeit bleibt. |
یِه کورتسِر دِر آربایتسوِک، دِستو مِر فرایتسایت بلایپت. |
هرچه مسیر رفتوآمد به محل کار کوتاهتر باشد، وقت آزاد بیشتری باقی میماند. |
|
Die zweite Wohnung kostet mehr, bietet jedoch mehr Platz. |
دی تسوایتِه وونونگ کُستِت مِر، بیتِت یِدُخ مِر پلاتس. |
آپارتمان دوم گرانتر است، اما فضای بیشتری دارد. |
جملههای پیشنهاد راهحل
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Wir könnten zunächst eine begrenzte Testphase vereinbaren. |
ویر کُنتِن تسونِخست آینِه بِگرِنتستِه تِستفازِه فِرآینبارِن. |
میتوانیم ابتدا بر سر یک دورهٔ آزمایشی محدود توافق کنیم. |
|
Statt Parkplätze auszubauen, sollten wir Busverbindungen verbessern. |
شتات پارکپلِتسِه آوستسوباوئِن، زُلتِن ویر بوسفِربیندونگِن فِربِسِرن. |
بهجای گسترش پارکینگها، بهتر است سرویسهای اتوبوس را بهبود بدهیم. |
|
Wie wäre es, die Kosten aufzuteilen? |
وی وِرِه اِس، دی کُستِن آوفتسوتایلِن؟ |
نظرتان چیست هزینهها را بین خودمان تقسیم کنیم؟ |
|
Ein gemeinsamer Kalender würde die Abstimmung erleichtern. |
آین گِماینزامِر کالِندِر ووردِه دی آپشتیمونگ اِرلایختِرن. |
یک تقویم مشترک میتواند هماهنگی را آسانتر کند. |
|
Lassen Sie uns die Ursache schrittweise eingrenzen. |
لاسِن زی اونس دی اورزاخِه شریتوایزِه آینگرِنتسِن. |
بیایید قدمبهقدم علت مشکل را دقیقتر مشخص کنیم. |
جملههای ایمیل رسمی
|
جملهٔ آلمانی |
تلفظ تقریبی |
معنی فارسی |
|
Ich bitte um eine schriftliche Begründung Ihrer Entscheidung. |
ایخ بیتِه اوم آینِه شریفتلیخِه بِگروندونگ ایرِر اِنتشایدونگ. |
خواهشمندم دلایل تصمیم خود را بهصورت کتبی اعلام کنید. |
|
Könnten Sie mir eine detaillierte Kostenübersicht zusenden? |
کُنتِن زی میر آینِه دِتاییرتِه کُستِناوبِرزیخت تسوزِندِن؟ |
ممکن است صورت تفصیلی هزینهها را برایم بفرستید؟ |
|
Leider entspricht die Lieferung nicht unserer Vereinbarung. |
لایدِر اِنتشپریخت دی لیفِرونگ نیخت اونزِرِر فِرآینبارونگ. |
متأسفانه محمولهٔ تحویلشده با توافق ما مطابقت ندارد. |
|
Ich wäre Ihnen für eine zeitnahe Rückmeldung dankbar. |
ایخ وِرِه اینِن فور آینِه تسایتنائِه روکمِلدونگ دانکبار. |
سپاسگزار میشوم در آیندهٔ نزدیک پاسخ بدهید. |
|
Bitte teilen Sie mir das weitere Vorgehen mit. |
بیتِه تایلِن زی میر داس وایتِرِه فورگِئِن میت. |
لطفاً مراحل بعدی کار را به من اطلاع دهید. |
برای تمرین نوشتن، به مسئول یک دوره ایمیل بزنید: مشکل برنامه را توضیح دهید، اثر آن را بگویید، راهحل پیشنهاد کنید و درخواست پاسخ داشته باشید. ابتدا این چهار نکته را کامل کنید؛ بعد سراغ اصلاح واژهها و ساختار جمله بروید. اگر از همان کلمهٔ اول دنبال بینقصبودن باشید، ممکن است متن هرگز از مقدمه جلوتر نرود.
دو متن آلمانی سطح B2 با ترجمه و تمرین
متنهای زیر تألیفیاند و واژگان همین درس در آنها به کار رفتهاند.
بار اول بدون ترجمه بخوانید و فقط مشخص کنید موضوع چیست و نویسنده چه موضعی دارد. بار دوم به شرطها، تضادها و نتیجه توجه کنید. سپس سؤالها را پاسخ دهید و در پایان، ترجمه و پاسخ پیشنهادی را ببینید.
متن اول: کار ترکیبی به قواعد روشن نیاز دارد
Hybride Arbeit braucht klare Regeln
تلفظ عنوان: هوبریدِه آربایت براوخت کلارِه رِگِلن
Zwei Tage im Büro, drei Tage zu Hause: Für manche Beschäftigte wäre dieses Modell besser mit familiären Aufgaben vereinbar. Gemeinsame Bürotage bieten außerdem Raum für persönlichen Austausch. Ob die Arbeitsbelastung tatsächlich sinkt, hängt jedoch von klaren Absprachen ab. Das Team muss zudem Rücksicht auf diejenigen nehmen, die zu Hause keinen ruhigen Arbeitsplatz haben. Neue Kolleginnen und Kollegen brauchen feste Ansprechpersonen, damit sie mit offenen Fragen nicht allein bleiben. Eine Testphase mit anschließender Auswertung könnte zeigen, welche Regeln im Alltag funktionieren. Dabei sollte die Leitung sowohl individuelle Wünsche als auch betriebliche Anforderungen berücksichtigen. Hybride Arbeit erscheint deshalb sinnvoll, sofern Erreichbarkeit, Aufgaben und gemeinsame Zeiten klar geregelt sind. Eine identische Regelung für jede Tätigkeit wäre dagegen wenig überzeugend.
ترجمهٔ فارسی
دو روز در اداره و سه روز در خانه: این الگو برای بعضی کارکنان میتواند با مسئولیتهای خانوادگی سازگارتر باشد. روزهای حضور مشترک در اداره نیز فرصت گفتوگوی مستقیم میدهد. بااینحال، اینکه فشار کاری واقعاً کمتر شود به توافقهای روشن بستگی دارد.
تیم باید کسانی را هم در نظر بگیرد که در خانه محل آرامی برای کار ندارند. همکاران تازهوارد به افراد مشخصی برای پرسیدن و پیگیری مسائل نیاز دارند تا با سؤالهای بیپاسخ تنها نمانند.
اجرای یک دورهٔ آزمایشی و ارزیابی آن میتواند نشان بدهد کدام قواعد در عمل کارآمدند. در این بررسی، مدیران باید هم خواستههای فردی و هم نیازهای کاری مجموعه را لحاظ کنند.
بنابراین کار ترکیبی در صورتی منطقی به نظر میرسد که دسترسپذیری کارکنان، وظایف و زمانهای مشترک، قواعد روشنی داشته باشند. در مقابل، تعیین مقرراتی کاملاً یکسان برای همهٔ فعالیتها چندان قانعکننده نیست.

پرسشهای درک مطلب
۱. Welche Unterstützung brauchen neue Mitarbeitende?
تلفظ: وِلخِه اونتِرشتوتسونگ براوخِن نُیِه میتآربایتِندِه؟
معنی: کارکنان تازهوارد به چه حمایتی نیاز دارند؟
۲. Welche Einschränkung lässt sich aus dem Text ableiten?
تلفظ: وِلخِه آینشرِنکونگ لِست زیخ آوس دِم تِکست آپلایتِن؟
معنی: از متن، چه محدودیتی را میتوان نتیجه گرفت؟
۳. Unter welcher Bedingung bewertet der Text hybride Arbeit positiv?
تلفظ: اونتِر وِلخِر بِدینگونگ بِوِرتِت دِر تِکست هوبریدِه آربایت پوزیتیف؟
معنی: متن تحت چه شرطی کار ترکیبی را مثبت ارزیابی میکند؟
پاسخهای پیشنهادی
۱. Sie brauchen feste Ansprechpersonen.
زی براوخِن فِستِه آنشپرِخپِرزونِن.
به افراد مشخصی برای پرسیدن و پیگیری مسائل نیاز دارند.
۲. Homeoffice passt nicht zu jeder Wohnsituation.
هومآفیس پاست نیخت تسو یِدِر وونزیتواتسیون.
کار در خانه با شرایط سکونت همهٔ افراد سازگار نیست.
۳. Wenn Aufgaben, Erreichbarkeit und gemeinsame Zeiten klar geregelt sind.
وِن آوفگابِن، اِررایخبارکایت اوند گِماینزامِه تسایتِن کلار گِرِگِلت زینت.
وقتی وظایف، دسترسپذیری و زمانهای مشترک، قواعد روشنی داشته باشند.
در پاسخ سوم، حفظ شرط اهمیت دارد. برداشت «نویسنده کار ترکیبی را برای همه مناسب میداند» با متن سازگار نیست. ممکن است همهٔ اسمها را ترجمه کرده باشید، اما با نادیدهگرفتن یک شرط، نظر نویسنده را اشتباه بفهمید.
متن دوم: خودروهای کمتر، با جایگزینهای منصفانه
Weniger Autos, aber faire Alternativen
تلفظ عنوان: وِنیگِر آوتوس، آبِر فِرِه آلتِرناتیوِن
Eine Stadt möchte Maßnahmen gegen Verkehrslärm ergreifen und Parkplätze im Zentrum abbauen. Der Ausbau von Radwegen könnte dazu beitragen, dass mehr Menschen umsteigen. Allerdings hätte der Plan unterschiedliche Auswirkungen: Wer nahe einer Haltestelle wohnt, kann leichter auf das Auto verzichten als jemand, dessen letzter Bus schon am frühen Abend fährt. Ein günstiges Monatsticket allein löst dieses Problem nicht. Bevor sie den Plan umsetzt, sollte die Stadt zusätzliche Abendverbindungen und barrierefreie Haltestellen anbieten. Das kostet Geld; zugleich müssen die Fahrpreise für Menschen mit geringem Einkommen bezahlbar bleiben. Eine schrittweise Einführung erscheint deshalb gerechtfertigt, sofern auch Menschen außerhalb des Zentrums zuverlässig ans Ziel kommen.
ترجمهٔ فارسی
شهری میخواهد برای مقابله با سروصدای ترافیک اقدام کند و جای پارک خودروها را در مرکز شهر کاهش دهد. توسعهٔ مسیرهای دوچرخه میتواند به تغییر روش رفتوآمد افراد بیشتری کمک کند.
بااینحال، پیامدهای طرح برای همه یکسان نخواهد بود: کسی که نزدیک ایستگاه زندگی میکند، راحتتر از فردی میتواند از خودرو صرفنظر کند که آخرین اتوبوس مسیرش اوایل عصر حرکت میکند. بلیت ماهانهٔ ارزان بهتنهایی این مشکل را حل نمیکند.
شهر باید پیش از اجرای طرح، سرویسهای بیشتری در ساعتهای عصر و ایستگاههای دسترسپذیر برای افراد دارای معلولیت فراهم کند. این کار هزینه دارد؛ همزمان، کرایهها باید برای افراد کمدرآمد قابلپرداخت بماند.
بنابراین اجرای تدریجی طرح در صورتی توجیهپذیر به نظر میرسد که ساکنان بیرون از مرکز شهر هم بتوانند با اطمینان به مقصد برسند.
پرسشهای درک مطلب
۱. Warum reichen günstige Tickets allein nicht aus?
تلفظ: واروم رایخِن گونستیگِه تیکِتس آلاین نیخت آوس؟
معنی: چرا بلیت ارزان بهتنهایی کافی نیست؟
۲. Wer würde ohne bessere Verbindungen besonders darunter leiden?
تلفظ: وِر ووردِه اونِه بِسِرِه فِربیندونگِن بِزُندِرس دارونتِر لایدِن؟
معنی: بدون بهترشدن سرویسهای حملونقل، چه کسانی بیشتر از این تغییر آسیب میبینند؟
۳. Welche Voraussetzung nennt der Text für weniger Autoverkehr?
تلفظ: وِلخِه فُرآوسزِتسونگ نِنت دِر تِکست فور وِنیگِر آوتوفِرکِر؟
معنی: متن برای کمترشدن تردد خودرو چه شرطی میگذارد؟
پاسخهای پیشنهادی
۱. Weil abends passende Busverbindungen fehlen können.
وایل آبِنتس پاسِندِه بوسفِربیندونگِن فیلِن کُنِن.
چون ممکن است در ساعتهای عصر، سرویسهای مناسب اتوبوس وجود نداشته باشد.
۲. Menschen, die wegen schlechter Verbindungen aufs Auto angewiesen sind.
مِنشِن، دی وِگِن شلِختِر فِربیندونگِن آوفس آوتو آنگِویزِن زینت.
کسانی که بهدلیل نامناسببودن سرویسهای حملونقل به خودرو وابستهاند.
۳. Auch Menschen außerhalb des Zentrums müssen zuverlässig mobil bleiben.
آوخ مِنشِن آوسِرهالپ دِس تسِنترومس موسِن تسوفِرلِسیخ موبیل بلایبِن.
ساکنان بیرون از مرکز شهر هم باید امکان رفتوآمد قابلاتکا داشته باشند.
حالا متن را ببندید و در چهار جمله توضیح دهید: شهر چه میخواهد، چه مشکلی وجود دارد، چه راهحلی پیشنهاد شده و اجرای طرح چه شرطی دارد. اگر در جملهٔ سوم متوقف شدید، همان بخش را دوباره بخوانید؛ لازم نیست از ابتدای متن همهچیز را تکرار کنید.
گرامر را در همین جملهها تمرین کنید
گاهی قاعده را روی کاغذ میدانید، اما هنگام صحبت فرصت پیدا نمیکنید آن را اجرا کنید. برای این وضعیت، یک ساختار را با چند موضوع تکرار کنید؛ مثلاً یک بار دربارهٔ هزینه، بار بعد دربارهٔ وقت و بار سوم دربارهٔ شرایط کار.
جای فعل در جملهٔ وابسته
Obwohl die Kosten steigen, investieren wir.
تلفظ: اُپوول دی کُستِن شتایگِن، اینوِستیرِن ویر.
معنی: با اینکه هزینهها بالا میروند، سرمایهگذاری میکنیم.
فعل جملهٔ وابسته در پایان همان بخش آمده است. چون این بخش ابتدای جمله قرار گرفته، در جملهٔ اصلی فعل پیش از فاعل میآید.
رابط نتیجه در جملهٔ اصلی
Deshalb prüfen wir die Kosten.
تلفظ: دِسهالپ پروفِن ویر دی کُستِن.
معنی: به همین دلیل هزینهها را بررسی میکنیم.
اینجا فعل در جایگاه دوم قرار دارد. هنگام تمرین رابطها، فقط معنی فارسی آنها را یادداشت نکنید؛ یک جملهٔ کامل هم کنارشان نگه دارید تا الگوی جای فعل روشن بماند.
پیشنهاد با لحنی سنجیده
Eine Probephase wäre sinnvoll.
تلفظ: آینِ پروبِهفازِ وِرِ زینفُل.
معنی: یک دورهٔ آزمایشی میتواند منطقی باشد.
این جمله برای مطرحکردن پیشنهادی محتاطانه مناسب است. بعد از آن توضیح دهید دورهٔ آزمایشی چه چیزی را روشن میکند.
مجهول برای تمرکز بر اقدام
Die Ergebnisse werden sorgfältig geprüft.
تلفظ: دی اِرگِپنیسِه وِردِن زُرکفِلتیخ گِپروفت.
معنی: نتایج با دقت بررسی میشوند.
در این جمله، توجه روی بررسی نتایج است. هنگام استفاده از مجهول، از خودتان بپرسید آیا دانستنِ انجامدهندهٔ کار برای مخاطب ضروری است یا تمرکز جمله باید روی خود اقدام بماند

برای شنیدن و صحبتکردن در B2 چه تمرینی انجام دهیم؟
اگر یک واژه را در متن میشناسید ولی در صدا تشخیص نمیدهید، هنگام مرور آن، یک جملهٔ صوتی هم اضافه کنید. تمرین پیشنهادی برای یک گزارش کوتاه:
- بار اول: موضوع و نظر کلی گوینده را یادداشت کنید.
- بار دوم: دو دلیل یا مثال پیدا کنید.
- بار سوم: متن همراه را باز کنید و قسمتهای نامفهوم را با صدا تطبیق دهید.
پس از شنیدن، ۹۰ ثانیه دربارهٔ همان موضوع صحبت کنید: نظر، دلیل، یک نمونه و یک محدودیت. در دور دوم، همان منظور را با واژههای سادهتر توضیح دهید. این تمرین برای لحظهای مفید است که یک کلمه را فراموش میکنید و باید گفتوگو را ادامه دهید.
برای نوشتن نیز دو بار بازبینی جدا انجام دهید: بار اول ببینید حرفتان کامل و مرتب است؛ بار دوم فعلها، حالتهای دستوری و لحن خطاب را بررسی کنید. تصحیح همزمان همهچیز میتواند پیدا کردن مشکل اصلی متن را سخت کند.
منابع رایگان آلمانی B2
برای انتخاب منبع، مشخص کنید در این هفته چه کاری میخواهید انجام دهید: تمرین لغت، رفع یک مشکل گرامری، شنیدن گزارش یا آشنایی با آزمون. جدول زیر کمک میکند منبع را بر اساس همین نیاز انتخاب کنید.
|
منبع |
چه چیزی در اختیار شما میگذارد؟ |
لینک و نکتهٔ استفاده |
|
Schubert؛ واژهها و عبارتهای SPEKTRUM B2 |
فایل ۴۵صفحهای واژه و ترکیب با معنی انگلیسی؛ نسخهٔ دیگری هم برای نوشتن ترجمه توسط خود زبانآموز دارد. |
دانلود PDF آلمانی–انگلیسی و نسخهٔ قابل تکمیل با ترجمهٔ خودتان. اینها مواد تکمیلی کتاباند و ترجمهٔ فارسی آماده ندارند. |
|
Schubert؛ تمرین گرامر B2 |
کاربرگهای گرامر و تمرینهای آنلاین برای موضوعاتی مانند مجهول، حروف اضافه و پیوند جملهها |
دانلود کاربرگ PDF و تمرینهای آنلاین B2. پاسخ تمرین را در نسخهٔ آنلاین بررسی کنید. |
|
DW؛ Video-Thema |
گزارش ویدئویی، متن همراه، توضیح واژگان و تمرین؛ در بروشور فعلی DW برای B2 معرفی شده است. |
ورود به Video-Thema. برای شروع میتوانید متن درس فشار دورکاری و تمرین همان درس را دانلود کنید. این درس مربوط به سال ۲۰۲۱ است. |
|
vhs؛ دورهٔ B2 Beruf |
دورهٔ رایگان با تمرکز بر ارتباطات محیط کار؛ پیشنیاز B1 و ۲۰ درس با حدود ۱۵۰۰ تمرین |
ورود به دورهٔ B2 Beruf. ثبتنام با ایمیل ممکن است. محتوای آن شغلی است و خود پرتال آزمون یا مدرک رسمی B2 ارائه نمیکند. |
اگر فایلهای زیادی جمع کردهاید ولی نمیدانید از کدام شروع کنید، برای یک هفته فقط یک منبع اصلی انتخاب کنید. در پایان هفته باید چیزی برای بررسی داشته باشید: یک متن پاسخدادهشده، چند جملهٔ ساختهشده یا یک فایل صوتی از صحبت خودتان.
اگر ترجیح میدهید یادگیری را با یک مسیر آموزشی منظم و مرحلهبهمرحله پیش ببرید، آموزش زبان آلمانی با ۱۰۰ درس رایگان (صفر تا صد+جزوه) نیز میتواند برای مرور مباحث و ساماندادن به مطالعه مفید باشد. بااینحال، برای تمرین تخصصی سطح B2 بهتر است در کنار درسهای پایه، از منابع متناسب با همین سطح هم استفاده کنید.
برای آزمون گوته، telc یا ÖSD از کدام نمونه استفاده کنیم؟
هر سه آزمون، سطح B2 را میسنجند؛ نوع تکلیفها و سازماندهی بخشها با هم تفاوت دارد. تمرین نوشتن را با قالب آزمون هدف هماهنگ کنید.
|
آزمون |
ساختار کلی |
تمرین نوشتن |
منبع رسمی رایگان |
|
Goethe-Zertifikat B2 |
چهار ماژول خواندن، شنیدن، نوشتن و صحبتکردن |
دو متن: نوشته در انجمن و پیام |
دانلود PDF نمونهٔ بزرگسالان؛ پاسخ و متن شنیداری داخل فایل است. صوت در صفحهٔ آمادگی آزمون ارائه میشود. |
|
telc Deutsch B2 عمومی |
بخش کتبی و شفاهی؛ بخش مستقل واژه و ساختار نیز دارد. |
یک ایمیل با انتخاب یک تکلیف از دو گزینه |
|
|
ÖSD Zertifikat B2 |
دو ماژول کتبی و شفاهی |
دو متن: ایمیل رسمی و بیان نظر استدلالی |
صفحهٔ رسمی نمونهها و دانلود ÖSD B2. مواد نمونه و فایلهای صوتی در همین صفحه معرفی شدهاند. |
نمونهٔ آزمون را یک بار با زمانبندی همان فایل انجام دهید. پس از تصحیح، کنار هر پاسخ اشتباه علت احتمالی را بنویسید: واژه را نمیدانستید، ساختار را اشتباه فهمیدید، شرط جمله را ندیدید یا زمان کم آوردید. تمرین بعدی را از روی همین یادداشت انتخاب کنید.
برنامهٔ ۳۰روزه برای تمرین آلمانی B2
این برنامه برای زبانآموزی است که پایهٔ B1 دارد و میخواهد مطالعهاش منظم و قابل بررسی باشد. زمان پیشنهادی روزانه ۳۵ تا ۴۵ دقیقه است؛ آن را با شرایط خود تنظیم کنید. این یک چرخهٔ تمرین است و مدت رسیدن هر فرد به B2 را تعیین نمیکند.
|
بازه |
تمرکز مطالعه |
خروجی مشخص |
|
روز ۱ |
یک متن کوتاه بخوانید، یک دقیقه دربارهٔ آن صحبت کنید و یک بند بنویسید. سه مشکل مشخص را یادداشت کنید. |
فایل صوتی و نوشتهای برای مقایسهٔ پایان ماه |
|
روزهای ۲ تا ۷ |
۲۰ مدخل اول و ۱۰ جملهٔ اول را تقسیم کنید. متن کار ترکیبی را بخوانید و دربارهٔ یکی از شرطهای موفقیت آن توضیح دهید. |
خلاصهٔ چهار جملهای و صحبت ۹۰ثانیهای |
|
روزهای ۸ تا ۱۴ |
۲۰ مدخل بعدی و ۱۰ جملهٔ بعدی را تمرین کنید. متن حملونقل را بخوانید و واژههای هفتهٔ اول را مرور کنید. |
مقایسهٔ دو راهحل برای رفتوآمد شهری |
|
روزهای ۱۵ تا ۲۱ |
۱۰ مدخل و ۱۰ جملهٔ باقیمانده را اضافه کنید. دو گزارش کوتاه بشنوید و یک ایمیل رسمی بنویسید. |
ایمیل بازنویسیشده و فهرست پنج خطای شخصی |
|
روزهای ۲۲ تا ۲۸ |
عبارتها را در موضوعی تازه به کار ببرید. یک بخش از نمونهٔ رسمی آزمون هدف را با زمانبندی انجام دهید. |
یادداشت خطاها همراه با علت |
|
روزهای ۲۹ و ۳۰ |
تمرین روز اول را تکرار کنید و دو نسخه را مقایسه کنید. |
سه هدف مشخص برای ماه بعد |
برای مرور، میتوانید عبارت تازه را فردا، سه روز بعد و یک هفته بعد دوباره بازیابی کنید. اگر حجم مرور زیاد شد، تعداد مدخلهای تازه را کم کنید.
در پایان ماه فقط به تعداد واژههای خواندهشده نگاه نکنید. فایل صوتی را گوش بدهید: آیا نظر شما روشنتر شده؟ دلیل را کاملتر توضیح میدهید؟ وقتی واژهای را فراموش میکنید، میتوانید منظورتان را جور دیگری بگویید؟ اینها برای انتخاب تمرین بعدی اطلاعات مفیدتری به شما میدهند.
پرسشهای متداول دربارهٔ یادگیری آلمانی B2
اگر معنی یک واژه در دیکشنری با ترجمهٔ این درس متفاوت بود، چه کنم؟
کاربرد آن را در جمله بررسی کنید. یک واژه ممکن است چند معنی داشته باشد و حرف اضافه، مفعول یا موضوع متن، معنی مناسب را روشن کند. در دفترتان همان معنیِ مورد استفاده را همراه با جمله ثبت کنید. اگر هنوز تردید دارید، دو یا سه مثال دیگر از همان کاربرد بخوانید.
هنگام تمرین مکالمه، هر اشتباه را همان لحظه اصلاح کنم؟
برای تمرین ۹۰ثانیهای این درس، ابتدا حرفتان را کامل کنید. بعد فایل را گوش بدهید و فقط یک یا دو خطای مشخص را برای اصلاح انتخاب کنید. در دور بعد همان موضوع را دوباره بگویید و روی آن دو مورد تمرکز کنید. اگر معنی جمله بهکلی عوض شده یا ارتباط قطع شده است، همان لحظه توضیح و اصلاح لازم است.
اگر چند روز از برنامه عقب افتادم، چطور ادامه بدهم؟
جلسهٔ بعد را به مرور اختصاص دهید. پنج مدخل قبلی را انتخاب کنید و ببینید با کدامها هنوز میتوانید جمله بسازید. سپس مطالعه را از همان نقطه ادامه دهید و حجم مطالب تازه را برای چند روز کمتر کنید. برنامه باید با زمانی که واقعاً دارید قابل اجرا بماند؛ سه عبارتِ قابل استفاده هم میتواند خروجی مناسب یک روز شلوغ باشد.


















