بنر فشرده
فست فود

آموزش مکالمه انگلیسی-درس سوم (ایستگاه مترو+فست فود)

درس سوم مکالمه انگلیسی را نیز مانند درس دوم و درس اول، به یک مکالمه پرکاربرد اختصاص می

درس سوم مکالمه انگلیسی را نیز مانند درس دوم و درس اول، به یک مکالمه پرکاربرد اختصاص می دهیم. در زبان انگلیسی و در مکالمات روزمره کوتاه (چه در مسافرت باشید، چه برای کار یا چه در زمان دانشجویی) از ایستگاه مترو زیاد استفاده خواهید کرد و همچنین در میان مکالمات روزمره انگلیسی با دوستانتان سعی خواهید کرد که آنها را امر و نهی کنید!

۱- مکالمه زبان انگلیسی در ایستگاه مترو

در این مکالمه مردی سردرگم در کارکردن با دستگاه بلیط فروشی است. پس از پرسش از یک خانم در مورد نحوه کار کردن با دستگاه، آدرسی در مرکز شهر از او می پرسد و زن هم جواب او را نیز در قالب یک مکالمه رسمی می دهد. بنابراین در این مکالمه شما یاد خواهید گرفت که:

  • وقتی نمی دانید چگونه با دستگاهی کار کنید، جطور سوال خود را مودبانه مطرح کنید
  • چگونه آدرس های مختلف را بپرسید
  • چگونه آدرس دهی کنید

همانگونه که در دروس اول و دوم مکالمه هم گفته ایم، ما این مکالمات را از بهترین وبسایت های انگلیسی زبان دریافت کرده ایم. ولی این مکالمات گلچینی از پرکاربردترین و پرامتیازترین آنها هستند.

با دقت گوش کنید:

Man: Uh, where am I? Tsk, hum . . .

Woman: Excuse me. Do you need any help?

Man: Nah, I . . . I’m just looking . . . well . . . [Okay . . .] Uh, well, actually . . . yeah. Um . . . I want to go to the science museum, but I’ve been lost for the past few hours, and I can’t make heads or tails of these ticket machines.

Woman: Ah, well, just press this button. [Oh, yeah] And from here, it’s a dollar fifty.

Man: Okay.

Woman: Then, get on the train at platform number 4.

Man: Alright. Oh, and how often do the trains come around this time of day?

Woman: Usually, they come about every six minutes.

Man: Okay. And where do I get off the train?

Woman: Get off at State Street Station, three stops from here.

Man: Okay. I got it. Thanks for your help.

Woman: No problem. Good luck.

۲-مکالمه انگلیسی در مورد فست فود

با دقت گوش کنید:

Father: Yeah, Micky.

Son: Can I have a really good snack?

Father: Uh, I don’t know. I thinks it’s . . . uh . . . what time’s it? I think it’s going on dinner.

Son: Uh, it’s three thirty.

Father: Three thirty. Uh . . . We’d better wait. [Why, Dad?] Well, what kind of snack do you want?

Son: Candy?

Father: No, candy is out. Oh, how about some broccoli? [No!] Uh, carrots? [No!] Well, what else can you suggest?

Son: Candy.

Father: Candy. No, I don’t think . . . I think You’d better wait.

Son: A sandwich? A spinach sandwich?

Father: Spinach sandwich? Spinach sandwich! When did you start liking spinach?

Son: Uh, today.

Father: Well, what about a small sandwich? [Okay] Okay, I’ll whip it up in a minute. Play with your toys while you’re waiting for it.

 

 

انگلیسی

ثبت دیدگاه