جدول گرامر must have to

گرامر must در زبان انگلیسی (و مقایسه با May/ Shall/ Have to /Need)

ielts gama-min

در زبان انگلیسی روش های مختلفی برای بیان قوانین و الزامات وجود دارد. گاهی اوقات ممکن است برای شما به عنوان یک زبان آموز، تشخیص اینکه از چه روشی باید استفاده کنید کمی سخت به نظر برسد. ولی جای نگرانی نیست! ما در این مطلب به بررسی کامل افعال مُدال (modal verbs) که برای بیان الزامات و بایدها استفاده می شوند می پردازیم و نحوه کاربرد هر یک از آنها را هم توضیح می دهیم.

Must

کلمه”Must” به معنای “باید” اساسی ترین و مستقیم ترین روش گفتن یک جمله اجباری در زبان انگلیسی است. وقتی از این کلمه در جمله ای استفاده می شود به این معناست که شما چاره ای جز انجام دادن (یا ندادن) آن عمل ندارید.

ما از “Must” فقط می توانیم به همراه زمان حال ساده فعل (simple present) برای بیان یک الزام و تعهد عمومی و دائمی و یا اشاره به الزام و اجباری در آینده نزدیک استفاده کنیم. ساخت جمله با “Must” راحت است چون برای همه فاعل ها به یک شکل به کار می رود:

مفرد (singular)

جمع (plural)

I must work.

من باید کار کنم.

We must work.

ما باید کار کنیم.

You must work.

شما باید کار کنید.

You must work.

تو باید کار کنی.

He/ she/ it must work.

او (مذکر/ مونث)، آن باید کار کند.

They must work.

آنها باید کار کنند.

به مثالهای زیر توجه کنید:

  • When you drive you must wear a seatbelt.  موقع رانندگی باید کمربند ایمنی را ببندی
  • They must hand in their projects before the 8th June.  آنها باید پروژه شان را قبل از هشتم ژوئن تحویل بدهند
  • I must remember to send a birthday card to my Dad.  باید یادم باشد که برای پدرم کات تبریک تولد بفرستم
  • He must study harder if he wants to pass the exam.  اگر می خواهد در امتحان قبول شود باید بیشتر درس بخواند
  • We must get to the airport two hours before the flight.  دو ساعت قبل از پرواز باید به فرودگاه برسیم

برای منفی کردن جملات ساخته شده با must باید به آن “not” اضافه کرد که معمولا به صورت” n’t” مخفف می شود.

We mustn’t move.

نباید حرکت کنیم.

I mustn’t move.

نباید حرکت کنم.

You mustn’t move.

نباید حرکت کنید.

You mustn’t move.

نباید حرکت کنی.

They mustn’t move.

نباید حرکت کنند.

He/she/it mustn’t move.

او (مذکر/ مونث)، آن نباید حرکت کند.

ما از ” mustn’t ” برای بیان کاری که نباید انجام شود یا اشاره به ممنوعیت چیزی استفاده می کنیم.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • When the traffic lights are red you mustn’t go.  وقتی چراغ راهنمایی قرمز است نباید بروید
  • They mustn’t use their mobile phones during lessons.  آنها نباید سر کلاس از تلفن همراه استفاده کنند
  • We mustn’t stand up while the plane is taking off.  وقتی هواپیما در حال برخاستن است نباید از جایمان بلند شویم
  • I mustn’t drink any more coffee, otherwise I won’t sleep tonight.  نباید دیگر قهوه بخورم، وگرنه امشب خوابم نمی برد
  • She mustn’t go outside without a jacket. It’s really cold.  او نباید بدون کت بیرون برود. هوا واقعا سرد است
  • Passengers must not lean on the doors.  مسافران نباید به درها تکیه بدهند

می شود با must جمله سوالی هم ساخت، اما فرم سوالی آن در انگلیسی امروزی خیلی رایج نیست. برای ساخت جمله سوالی با must، جای must و فاعل جمله را با هم عوض می کنیم.

Must we go?

ما باید برویم؟

Must I go?

من باید بروم؟

Must you go?

شما باید بروید؟

Must you go?

تو باید بروی؟

Must they go?

آنها باید بروند؟

Must he/she/ it go?

او (مذکر/ مونث)، آن باید برود؟

به مثال های زیر دقت کنید:

  • Must I go to the party? I don’t really want to.  باید به این مهمانی بروم؟ من واقعا دلم نمیخواهد
  • What time must we leave? Not later than 2pm.  چه ساعتی باید برویم؟ حداکثر تا ساعت 2 بعد از ظهر
  • Must he make so much noise? It’s really annoying.  باید این همه سر و صدا کند؟ واقعا آزار دهنده است
  • Why must the children do so much homework?  چرا بچه ها باید این همه تکلیف انجام بدهند؟
  • What must you wear at work?  در محل کار چه لباسی باید بپوشی؟
  • Who must we call for an appointment?  برای ملاقات با چه کسی باید تماس بگیریم؟

Have to

“have to ” وقتی به صورت عبارت مثبت به کار می رود به همان معنی “must” است و برای بیان الزام و اجبار از آن استفاده می شود. با این تفاوت که “have to” نسبت به “must” انعطاف پذیرتر است چون می توانیم آن را به همراه شکل حال، گذشته و آینده فعل بکار ببریم. ساختار “have to” هم مثل هر فعل معمولی دیگری است.

جمله سوالی

جمله منفی

جمله مثبت

Do I have to go?

آیا من باید بروم؟

I don’t have to go.

من نباید بروم.

I have to go.

من باید بروم.

Do you have to go?

آیا تو باید بروی؟

You don’t have to go.

تو نباید بروی.

You have to go.

تو باید بروی.

Does he/she/it have to go?

آیا او (مذکر/ مونث) آن باید برود؟

He/she/it doesn’t have to go.

او (مذکر/ مونث) نباید برود.

He/she/it has to go.

او (مذکر/ مونث) باید برود.

Do we have to go?

آیا ما باید برویم؟

We don’t have to go.

ما نباید برویم.

We have to go.

ما باید برویم.

Do you have to go?

آیا شما باید بروید؟

You don’t have to go.

شما نباید بروید.

You have to go.

شما باید بروید.

Do they have to go?

آیا آنها باید بروند؟

They don’t have to go.

آنها نباید بروند.

They have to go.

آنها باید بروند.

در ادامه مثالهایی با استفاده از have to برایتان می آوریم:

  • I have to email the supplier before he sends the goods.  قبل از تامین کننده کالا را ارسال کند، باید به او کننده ایمیل بزنم
  • We have to do the shopping because the cupboards are empty.  ما باید خرید کنیم چون کابینت ها خالی اند
  • She has to take two trains and a bus to get to work every day.  او باید هر روز برای رفتن به سر کار دو بار سوار قطار و یک بار سوار اتوبوس شود
  • You have to practice if you want to be fluent.  اگر می خواهی مسلط شوی باید تمرین کنی
  • Motorcyclists have to wear a helmet.  موتورسواران باید از کلاه ایمنی استفاده کنند
  • If you’re a foreigner you have to fill in a landing card.  اگر خارجی هستید باید کارت فرود را پر کنید

برای پرسیدن اینکه چیزی اجبار است و حتما باید انجام شود یا نه می توانیم از have to استفاده کنیم. در انگلیسی مدرن، معمولا برای پرسیدن این قبیل سوالات از have to بیشتر از must استفاده می شود.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • What time do you have to start work?  ساعت چند باید کارت را شروع کنی؟
  • Do we have to take anything with us to the course?  آیا باید چیزی با خودمان سر کلاس ببریم؟
  • Why do they have to do overtime? – Because their deadline is tomorrow.  چرا باید بیشتر از حد معمول کار کنند؟ – چون فردا آخرین مهلت آنها است
  • Does he have to wear a suit to work?  آیا او در محل کار باید کت و شلوار بپوشد؟
  • Do I have to bring some form of ID?  آیا باید مدرک شناسایی همراه داشته باشم؟
  • What do we have to do now?  حالا ما باید چه کار کنیم؟

شکل منفی “have to” معنای بسیار متفاوتی با “mustn’t” دارد و به صورت “don’t have to” نوشته می شود. ما از فرم منفی “have to” برای اشاره به چیزی استفاده می کنیم که ضروری و لازم نیست و انجام دادنش الزام و باید ندارد. در این مواقع شما اگر دلتان بخواهد می توانید آن کار را انجام بدهید اما انجام ندادنش هم مشکلی ایجاد نمی کند.

به مثال های زیر دقت کنید:

  • When you ride a bicycle you don’t have to wear a helmet, but it’s a good idea.

موقع دوچرخه سواری کردن لازم نیست کلاه ایمنی داشته باشید، ولی کلاه ایمنی داشتن فکر خوبیست

  • She doesn’t have to come to the meeting if she doesn’t want to.  اگر دلش نمی خواهد مجبور نیست به جلسه بیاید
  • We don’t have to wear uniforms to school in Italy.  ما در ایتالیا مجبور نیستیم برای مدرسه رفتن لباس فرم بپوشیم
  • I don’t have to work on Saturdays so I can do what I want.  لازم نیست شنبه ها کار کنم. برای همین می توانم هر کاری که بخواهم انجام بدهم
  • They don’t have to read all the books the teacher recommended, just one of them.  آنها مجبور نیستند تمام کتابهایی که معلم توصیه کرده را بخوانند، فقط یکی از آنها کافیست
  • You don’t have to pay to use the motorways in England. They are free.  نیازی نیست برای استفاده از بزرگراه های انگلستان هزینه ای پرداخت کنید. استفاده از آنها رایگان است

الزامات و تعهدات در گذشته و آینده

تنها کلمه ای می توان از آن برای بیان چیزی که در گذشته نوعی الزام و تعهد بوده استفاده کرد فرم گذشته “have to” است که به شکل “had to” در می آید. بنابراین اگر جمله ای را با must یا have to بیان کردید و خواستید آن را به گذشته برگردانید باید از “had to” که شکل گذشته ساده (simple past) have to است استفاده کنید.

“had to” برای همه فاعل ها به یک شکل استفاده می شود:

جمله سوالی

جمله منفی

جمله مثبت

Did I have to wait?

آیا من باید منتظر می ماندم؟

I didn’t have to wait.

من نباید منتظر می ماندم.

I had to wait.

من باید منتظر می ماندم.

Did you have to wait?

آیا تو باید منتظر می ماندی؟

You didn’t have to wait.

تو نباید منتظر می ماندی.

You had to wait.

تو باید منتظر می ماندی.

Did he/she/it have to wait?

آیا او (مذکر/ مونث)، آن باید منتظر می ماند؟

He/she/ it didn’t have to wait.

او (مذکر/ مونث)، آن نباید منتظر می ماند.

He/she/ it had to wait.

او (مذکر/ مونث)، آن باید منتظر می ماند.

Did we have to wait?

آیا ما باید منتظر می ماندیم؟

We didn’t have to wait.

ما نباید منتظر می ماندیم.

We had to wait.

ما باید منتظر می ماندیم.

Did you have to wait?

آیا شما باید منتظر می ماندید؟

You didn’t have to wait.

شما نباید منتظر می ماندید.

You had to wait.

شما باید منتظر می ماندید.

Did they have to wait?

آیا آنها باید منتظر می ماندند؟

They didn’t have to wait.

آنها نباید منتظر می ماندند.

They had to wait.

آنها باید منتظر می ماندند.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • I had to wait a long time for my bus.  مجبور شدم مدت زیادی منتظر اتوبوس بمانم
  • We didn’t have to use our passports. They accepted our ID cards.  لازم نبود از گذرنامه مان استفاده کنیم. آنها کارت شناسایی مان را قبول کردند
  • Did you have to pay a fine when the police stopped you?  وقتی پلیس جلویتان را گرفت مجبور شدید جریمه بدهید
  • The doctor told her she had to lose weight.  دکتر به او گفت باید وزن کم کند
  • They had to queue up for two hours to get through security. They almost missed their flight.  آنها مجبور شدند دو ساعت در صف بایستند تا از قسمت امنیت عبور کنند. نزدیک بود پروازشان را از دست بدهند
  • You had to do a lot of conference calls in your last job, didn’t you?  در آخرین شغلی که داشتی باید کلی کنفرانس ویدئویی برگزار می کردی، اینطور نیست

علاوه بر این ما می توانیم از have to در زمان های دیگری مثل زمان حال کامل (present perfect) برای اشاره به الزامات و بایدها در یک بازه زمانی ناتمام هم استفاده کنیم:

  • I’ve had to work a lot this week.  این هفته مجبور شدم زیاد کار کنم
  • She’s had to leave early because her daughter is sick.  او مجبور شد زودتر برود چون دخترش مریض است
  • They haven’t had to go to the doctor for years. They’ve very healthy kids.  آنها تا چندین سال لازم نمی دیدند که به دکتر مراجعه کنند. آنها بچه های خیلی سالمی دارند
  • You’ll have to work hard if you want to get a promotion.  اگر می خواهید ترفیع بگیرید، باید سخت کار کنید
  • We’ll have to hurry up. The film starts in ten minutes.  ما باید عجله کنیم. فیلم ده دقیقه دیگر شروع می شود
  • She won’t have to start her job until next month, so she’s going on holiday.  او مجبور نیست تا ماه آینده کارش را شروع کند. برای همین به تعطیلات می رود
  • Will they have to sign a register during lessons?  آیا آنها در طول کلاسها باید حضور و غیاب شوند
  • I’ll have to train hard for the marathon. I’m not fit enough yet.  باید برای ماراتن سخت تمرین کنم. من هنوز به آمادگی کامل نرسیده ام

Must یا Have to؟

حالا سوال اینجاست که چه زمانی باید از “Must” و چه مواقعی باید از “Have to” استفاده کنیم؟ به طور کلی، وقتی فعل جمله تان مثبت است می توانید هم از “Must” استفاده کنید و هم از “Have to”. اما نکته اینجاست که وقتی فاعل جمله ما اول شخص مفرد باشد، اوضاع کمی فرق می کند.

وقتی می خواهید یک الزام، تعهد یا باید را از طرف خودتان بگویید بهتر است از “Must” استفاده کنید. مثلا:

  • These pants don’t fit me anymore. I must lose weight.  این شلوار دیگر اندازه ام نیست. من باید وزن کم کنم

برعکس، وقتی قرار است درباره یک الزام و باید که از سمت شخص دیگری گفته شده حرف بزنید بهتر است از “Have to” استفاده کنید.

  • My doctor told me I’m overweight and I have to go on a diet.  دکترم گفت که من اضافه وزن دارم و باید رژیم بگیرم

وقتی هم که می خواهید درباره سفارشات، توصیه ها یا الزاماتی که جنبه عمومی و رسمی دارند صحبت کنید بهتر است از “Must” استفاده نمایید.

  • Passengers must keep their bags with them at all times.  مسافرها همیشود باید کیفشان را پیش خودشان نگه دارند

یادتان باشد اگر جمله تان منفی است و می خواهید الزامی را برای انجام ندادن کاری بیان کنید باید از “mustn’t” استفاده کنید تا بگویید این کار به هیچ وجه نباید انجام شود. اما اگر الزام و اجباری برای انجام دادن یا ندادن کاری وجود ندارد باید از ” don’t have to” در جمله منفی تان استفاده نمایید.

مثال:

  • You mustn’t do that! (Don’t do it because it is not permitted.)  نباید این کار را بکنی! (این کار را نکن چون اجازه انجام دادنش را نداری.)
  • You don’t have to do that. (You have no obligation to do it but you can if you want to.)  مجبور نیستی آن کار را بکنی. (هیچ الزام و اجباری برای انجام این کار وجود ندارد اما اگر خودت می خواهی انجامش بده.)

Shall

در برخی از موقعیت های رسمی یا موقع نوشتن اسناد رسمی می توانید از “Shall” به معنای باید برای نشان دادن الزام و اجبار به شکل رسمی استفاده کنید.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • Employees shall provide a medical certificate for sick leave.  کارمندان باید برای دریافت مرخصی استعلاجی مدرک پزشکی ارائه نمایند
  • Both parties shall give reasonable notice if they cannot attend the hearing.  هر دو طرف در صورتی که نتوانند در جلسه حاضر شوند، باید به صورت معقولی اطلاع رسانی کنند
  • Hotel guests shall pay for any damage to the rooms.  مهمانان هتل باید هزینه هرگونه خسارت وارده به اتاق ها را بپردازند
  • Members shall not use the gym equipment without a demonstration from the staff.  اعضا نباید از وسایل باشگاه بدون حضور کارکنان استفاده کنند
  • You shall wear your ID badge at all times.  شما همیشود باید مدرک شناسایی تان را روی لباستان نصب کنید
  • Applicants shall come to interviews with their CV and copies of their qualifications.  متقاضیان باید با همراه داشتن رزومه و کپی مدارک تحصیلی خود در مصاحبه شرکت کنند

Need

ما از “Need” برای توضیح دادن یک ضرورت و الزام استفاده می کنیم و از آنجایی که Need معنای مشابهی با کلمه باید دارد می تواند روش مودبانه ای برای گفتن “must” و “have to” در جمله باشد. Need به شکل غیر معمولی هم یک فعل عادی (normal verb) محسوب می شود و هم یک فعل مُدال (modal verb). از این شکل عادی این فعل می توانید با ساختار همیشگی فعل های عادی و معمولی استفاده کنید.

جمله سوالی

جمله منفی

جمله مثبت

Do I need to stop?

آیا من باید بایستم؟

I don’t need to stop.

من نباید بایستم.

I need to stop.

من باید بایستم.

Do you need to stop?

آیا تو باید بایستی؟

You don’t need to stop.

تو نباید بایستی.

You need to stop.

تو باید بایستی.

Does he/she/ it need to stop?

آیا او (مذکر/مونث)، آن باید بایستد؟

He/she/ it doesn’t need to stop.

او (مذکر/مونث)، آن نباید بایستد.

He/she/ it needs to stop.

او (مذکر/مونث)، آن باید بایستد.

Do we need to stop?

آیا ما باید بایستیم؟

We don’t need to stop.

ما نباید بایستیم.

We need to stop.

ما باید بایستیم.

Do you need to stop?

آیا شما باید بایستید؟

You don’t need to stop.

شما نباید بایستید.

You need to stop.

شما باید بایستید.

Do they need to stop?

آیا آنها باید بایستند؟

They don’t need to stop.

آنها نباید بایستند.

They need to stop.

آنها باید بایستند.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • We need to fill up with petrol. The tank is almost empty.  ما باید بنزین بزنیم. باک تقریبا خالی است
  • Do you need anything from the shops?  چیزی از مغازه لازم نداری؟
  • They don’t need to come early. They can come whenever they’re ready.  لازم نیست آنها زود بیایند. هر وقت که آماده بودند می توانند بیایند

در انگلیسی امروزی، از فعل “Need” عنوان فعل مُدال فقط به صورت منفی و بدون to استفاده می شود.

  • You needn’t do the washing up. I’ll do it later.  نیازی نیست شستشو کنید. بعدا انجامش می دهم
  • They needn’t complete the work right away. There’s plenty of time.  لازم نیست آنها کار را فورا تکمیل کنند. زمان زیادی برای این کار وجود دارد
  • She needn’t worry about going to the dentist’s. He’s very kind.  نباید از مراجعه به دندانپزشک بترسد. او بسیار مهربان است

نکته: یادتان باشد که don’t need to و you needn’t از نظر معنایی شبیه you don’t have to هستند و هر دو نشان دهنده این هستند که الزام و اجباری برای انجام کاری وجود ندارد.

May

در انگلیسی از “May” به معنای ممکن بودن برای بیان درخواست و اجازه رسمی استفاده می کنیم. ساختار May شبیه سایر افعال مُدال است:

جمله سوالی

جمله منفی

جمله مثبت

May I leave?

آیا ممکن است بروم؟

I may not leave.

ممکن است نروم.

I may leave.

ممکن است بروم.

May you leave?

آیا ممکن است بروی؟

You may not leave.

ممکن است نروی.

You may leave.

ممکن است بروی.

Meay he/she/ it leave?

آیا ممکن است او (مذکر/ مونث)، آن برود؟

He/she/it may not leave.

ممکن است او (مذکر/ مونث)، آن نرود.

He/she/it may leave.

ممکن است او (مذکر/ مونث)، آن برود.

May we leave?

آیا ممکن است برویم؟

We may not leave.

ممکن است نرویم.

We may leave.

ممکن است برویم.

May you leave?

آیا ممکن است بروید؟

You may not leave.

ممکن است نروید.

You may leave.

ممکن است بروید.

May they leave?

آیا ممکن است بروند؟

They may not leave.

ممکن است آنها نروند.

They may leave.

ممکن است بروند.

به مثال های زیر دقت کنید:

  • May I come in?  ممکنه بیام تو؟
  • You may have a seat here. The officer will come in a few minutes.  میتونید اینجا بنشینید. افسر چند دقیقه دیگه میاد
  • They may use the equipment as long as they use if carefully.  تا زمانی که تجهیزات رد با دقت به کار ببرن می تونن از اونا استفاده کنن
  • May we have some water?  میشه کمی آب به ما بدی؟
  • He may take the exam again.  او ممکنه دوباره در امتحان شرکت کنه
  • You may not use your phone while driving.  تو نمیتونی موقع رانندگی از تلفنت استفاده کنی

جمع بندی

حالا که یاد گرفتید چطور به شیوه های مختلف الزام و اجبار انجام دادن یا ندادن کاری را در انگلیسی بیان کنید، وقت تمرین کردن است! سعی کنید چیزهایی که یاد گرفتید را در جملات و مثالهای مختلف ساخته خودتان بیاورید تا کاملا ملکه ذهنتان شوند. موفق باشید.

دانلود آموزشهای صفر تا صد گرامر زبان

  lesson  دانلود فیلم های آموزش گرامر انگلیسیpdf  دانلود ۴ کتاب آموزش گرامر کامل انگلیسی

English

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست