تسویه حساب

تسویه حساب به انگلیسی در حالت های مختلف و روش استفاده

Gamma koli

تسویه حساب و پرداخت هزینه یک کالا یا خدمات به انگلیسی می شود Checkout (چٍک آوت) البته گاهی کلمه balance هم به معنی تسویه بدهی ها با یک شخص یا شرکت هم به کار می رود اما اگر منظور تسویه حساب شخصی و خصومت با یک نفر باشد عبارت To get even یا even یا حتی to get revenge (انتقام هم معنی می دهد) به کار می رود.

در این مطلب کلمه Check out به معنی تسویه حساب در حالت های مختلف گرامری و تعاریف مختلف آن آموزش داده می شود. در زبان فارسی تسویه یعنی مساوی کردن، یکسان کردن، همسطح کردن ( مثلاً زمین ناهموار را ) » و تسویه حساب به معنای «ایجاد تعادل و موازنه در حساب است.

حتما دانلود کنید: همه جملات کاربردی انگلیسی در زندگی روزمره با ترجمه و تلفظ

اسم

1-The time before which a hotel room must be vacated if another day’s charge is not to be made.   زمانی که اتاق هتلی باید تخلیه شود و قرار نیست برای یک روز اقامتِ دیگر، هزینه ای پرداخت شود

2- An examination of fitness for performance:   بررسی درست بودن عملکرد چیزی

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

  • The checkout of the new plane was successful.   وارسی هواپیمای جدید با موفقیت انجام شد

3- A series of sequential actions to familiarize oneself with new equipment.   مجموعه ای از اقدامات پشت سر هم برای آشنایی با یک دستگاه جدید / وارسی و بررسی کردنِ کامل

4- Itemization and collection of amounts due for purchases:   باجه فهرست بندی و جمع زدن مبالغ سر رسید اقلام خریداری شده / صندوق

  • Retailers need to improve online checkout.   خرده فروشان باید روی درگاه پرداخت آنلاین کار کنند
  • The supermarket has five checkouts.   سوپرمارکت پنج صندوق تسویه حساب دارد

آموزش تلفظ صحیح کلمات انگلیسی (10 ترفند یک بار برای همیشه)

نحوه استفاده از Checkout‌ در جمله

  • If the product ’s price at checkout is higher than the price shown in an ad, free product listing, or on a product landing page, shoppers are more likely to abandon the purchase.

اگر قیمت محصول در هنگام تسویه ‌حساب بالاتر از قیمتی باشد که در آگهی، لیست محصول یا در صفحه فرود محصول نشان داده شده است، خریداران به احتمال زیاد خرید را رها می‌ کنند.

  • Kindergarten teacher Marlene Correia believed that her students preferred made-up stories — until she tracked her students’ library checkouts for a period of 3½ months.

مارلین کوریا، معلم مهد کودک، معتقد بود که دانش ‌آموزانش داستان ‌های ساختگی را ترجیح می ‌دهند، تا جایی که به مدت 3 ماه و نیم، کتاب های به امانت گرفته شده دانش ‌آموزانش در کتابخانه را برای صحتِ این فرضیه‌ی خود بررسی کرد.

این صد درس را دانلود کنید تا تلفظ واژگان اصلی زبان را اصولی یاد بگیرید

  • As a business owner that controls an entire funnel, you can place your Google Analytics tag across your site , including the checkout page where the transaction actually takes place.

به‌ عنوان مالک کسب ‌و کار که کل قیف فروش را کنترل می ‌کند، می‌ توانید تگ Google Analytics تان را در کل سایت از جمله صفحه پرداخت که تراکنش واقعا در آن جا انجام می ‌شود، قرار بدهید.

  • He pointed a pistol at a grocery checkout woman and swiped whatever cash he could into his pockets.

او یک هفت تیر را به سمت یک صندوق دار مغازه گرفت و تا جایی که توانست پول نقد در جیبش گذاشت.

  • At the checkout, total for bananas, arugula, blackberries, kale, yogurt, rice noodles, and tofu comes to $ 34.21.

پای صندوق و موقع تسویه حساب؛ قیمتِ کل خرید اعم از؛ موز، آرگولا، شاه توت، کلم پیچ، ماست، رشته فرنگی، برنج و توفو 34.21 دلار شد.

دانلود جزوه پی دی اف بیش از ۶۰۰ مترادف و متضاد کلمات انگلیسی

  • Just as ATMs replaced bank clerks , so too new checkout machines will hugely reduce the need for retail clerks.

درست مثل دستگاه‌ های خودپرداز که جایگزین کارمندان بانک شدند، صندوق های تسویه حساب جدید هم نیاز به صندوقدار ها را به شدت کم خواهند کرد.

  • One thing I did accomplish, however, was the completion of the fire-control checkout.

با این حال، یکی از کار هایی که من انجام دادم، وارسی عملیات کنترل آتش بود.

  • The library also has many nuclear related books available for reference and checkout.

این کتابخانه کتاب های زیادی در زمینه هسته ای دارد که به عنوان منبعی به منظور بررسی در دسترس همگان است.

  • He pulled out his wallet as they drew up closer to the checkout counter.

وقتی که برای تسویه حساب به پیش خوان صندوق نزدیک تر می شدند، او کیف پولش را بیرون آورد.

در ادامه دانلود کنید: 50 اصطلاح کاربردی در زبان انگلیسی

English

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست