عکس در زبان انگلیسی چندین و چند معادل داره اما 3 معادل رایج ترش photo (فوتو) picture (پیکچِر) و image (ایمِیج) هستند که یه تفاوت های کوچولویی هم باهم دارند. این موضوع رو یک بار برای همیشه با این مطلب کوتاه اما کامل یاد خواهید گرفت.
Photo، Picture و Image چه تفاوتی با هم دارند؟
Photo مخفف Photograph یا همان عکسی است که همیشه با دوربین گرفته می شود.
Picture اصطلاح کلی تری برای هر تصویری است که از یک شخص، شی یا یک منظره به ثبت می رسد. Picture می تواند یک نقاشی یا طراحی با مداد و غیره باشد.
حتما دانلود کنید: اصطلاحات رسمی و غیر رسمی زبان انگلیسی (پرتکرارترین ها)
تعیین تفاوت بین Image و Picture هم دشواری های خودش را دارد؛ زیرا “Image” در یک سری چیز ها با “Picture” مشترک است و کاربرد های خاص خودش را دارد. به طور مثال:
می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!
- God created Man in his own image. خداوند انسان را به صورت تمثالی از خود آفرید. (در این جا منظور تشبیه است.)
- Firms are concerned about the image the public has of them. And they try to create a positive image by public relations. شرکت ها نگران تصویر ذهنی هستند که عموم افراد از آن ها دارند. و سعی می کنند با روابط عمومی تصویری مثبت ایجاد کنند
کلمه “Image” چند وجهی است.
در کنار این مطلب بخوانید: چگونه افراد مختلف را در زبان انگلیسی صدا بزنیم؟
بهتر است این را هم اضافه کنم که در علوم کامپیوتر و نرمافزار، وقتی صحبت از فایل های تصویری می شود، باید از Imageاستفاده شود. Picture یا Photo ربطی به تصاویر تولید شده توسط کامپیوتر، نقشه های مهندسی و امثال این ها ندارد.
توضیحات بیشتر با مثال و تمرین
1. معادلهای اصلی برای «عکس» در انگلیسی
در انگلیسی، واژههای مختلفی برای «عکس» استفاده میشوند که هر کدام بسته به زمینه و نوع تصویر معانی خاص خود را دارند. در ادامه، 7 معادل کلیدی برای «عکس» ارائه شده است:
1. Photograph
-
معنی: عکسی که معمولاً با دوربین عکاسی گرفته شده و تصویری واقعی از یک صحنه یا شخص را نشان میدهد.
-
کاربرد: رایجترین واژه برای عکسهای حرفهای یا شخصی.
مثال:
- She took a photograph of the sunset. او عکسی از غروب خورشید گرفت
نکته: Photograph رسمیتر از photo است و در زمینههای حرفهای یا هنری رایج است.
2. Photo
-
معنی: نسخه کوتاهتر و غیررسمی photograph، برای هر نوع عکس.
-
کاربرد: در مکالمات روزمره و غیررسمی.
مثال:
- Can you send me that photo from the party? میتونی اون عکس از مهمونی رو برام بفرستی؟
نکته: Photo پرکاربردترین واژه در مکالمات روزمره است.
3. Picture
-
معنی: واژهای عمومی برای هر نوع تصویر، از جمله عکس، نقاشی یا تصویر دیجیتال.
-
کاربرد: برای توصیف تصاویر بهصورت کلی، چه عکاسیشده و چه ترسیمشده.
مثال:
- This picture of my family is very special to me. این عکس خانوادگی برای من خیلی خاصه
نکته: Picture گستردهتر از photo است و میتواند شامل تصاویر غیرعکاسی (مثل نقاشی) شود.
4. Image
-
معنی: تصویر، که میتواند عکس، تصویر دیجیتال یا حتی تصویر ذهنی باشد.
-
کاربرد: در زمینههای فنی، دیجیتال یا هنری، مانند تصاویر وبسایت یا اسکن.
مثال:
- The website needs high-quality images. وبسایت به تصاویر باکیفیت نیاز داره
نکته: Image در زمینههای دیجیتال (مثل ویرایش عکس) رایجتر است.
5. Snapshot
-
معنی: عکسی که بهسرعت و بدون برنامهریزی قبلی گرفته شده است.
-
کاربرد: برای عکسهای غیررسمی و لحظهای.
مثال:
I took a snapshot of the kids playing in the park. یه عکس فوری از بچهها که تو پارک بازی میکردن گرفتم
نکته: Snapshot حس spontaneity (خودجوش بودن) را منتقل میکند.
6. Shot
-
معنی: عکسی که در یک لحظه خاص گرفته شده، اغلب غیررسمی.
-
کاربرد: در مکالمات روزمره، بهویژه برای توصیف عکسهای خاص یا جالب.
مثال:
That’s a great shot of the mountain! این یه عکس عالی از کوهه
نکته: Shot محاورهای است و گاهی در عکاسی حرفهای برای یک فریم خاص استفاده میشود.
7. Pic
-
معنی: نسخه کوتاه و محاورهای photo، برای عکسهای غیررسمی.
-
کاربرد: در چتها، شبکههای اجتماعی یا مکالمات دوستانه.
مثال:
Send me a pic of your new puppy! یه عکس از سگ جدیدت برام بفرست!
نکته: Pic بسیار غیررسمی و در میان جوانان محبوب است.
2. انواع عکس در انگلیسی
عکسها بسته به نوع، کاربرد یا زمینهای که در آن استفاده میشوند، نامهای خاصی در انگلیسی دارند. در ادامه، چند نوع رایج عکس معرفی شده است:
الف) Portrait
-
معنی: پرتره، عکسی که روی چهره یا شخصیت یک فرد تمرکز دارد.
-
کاربرد: در عکاسی حرفهای، خانوادگی یا هنری.
مثال:
- She had a portrait taken for her graduation. او برای فارغالتحصیلیاش یه پرتره گرفت
نکته: Portrait معمولاً رسمی و باکیفیت است.
ب) Selfie
-
معنی: سلفی، عکسی که فرد از خودش با دوربین یا گوشی میگیرد.
-
کاربرد: در شبکههای اجتماعی و مکالمات غیررسمی.
مثال:
- We took a selfie in front of the Eiffel Tower. جلوی برج ایفل یه سلفی گرفتیم
نکته: Selfie واژهای مدرن و مرتبط با فرهنگ دیجیتال است.
ج) Landscape
-
معنی: عکس منظره، عکسی که طبیعت یا مناظر را نشان میدهد.
-
کاربرد: در عکاسی طبیعت یا سفر.
مثال:
- His landscape photos of the forest are stunning. عکسهای منظرهاش از جنگل فوقالعادهان
نکته: Landscape به عکسهای افقی با تمرکز بر طبیعت اشاره دارد.
د) Group photo
-
معنی: عکس گروهی، عکسی که چند نفر در آن حضور دارند.
-
کاربرد: در مراسم، سفرها یا گردهماییها.
مثال:
- Let’s take a group photo before we leave. بیا قبل از رفتن یه عکس گروهی بگیریم
نکته: این عبارت برای موقعیتهای اجتماعی رایج است.
ه) Candid
-
معنی: عکس طبیعی، عکسی که بدون ژست یا آمادگی قبلی گرفته شده است.
-
کاربرد: برای لحظات خودجوش و واقعی.
مثال:
- The candid photos from the wedding were the best. عکسهای طبیعی از عروسی بهترین بودن
نکته: Candid حس صمیمیت و واقعی بودن را منتقل میکند.
3. عبارات مرتبط با عکس
علاوه بر واژههای اصلی، عباراتی در انگلیسی وجود دارند که با عکس و عکاسی مرتبط هستند:
الف) Take a photo
-
معنی: عکس گرفتن.
-
کاربرد: برای توصیف عمل عکاسی.
مثال:
- Can you take a photo of us? میتونی ازمون یه عکس بگیری؟
نکته: Take a picture نیز معادل است اما کمی عمومیتر.
ب) Snap a picture
-
معنی: بهسرعت عکس گرفتن.
-
کاربرد: برای عکسهای غیررسمی و لحظهای.
مثال:
- I snapped a picture of the bird before it flew away. قبل از اینکه پرنده پرواز کنه، یه عکس سریع ازش گرفتم
نکته: Snap حس سرعت و خودجوش بودن را منتقل میکند.
ج) In the frame
-
معنی: در کادر عکس بودن.
-
کاربرد: برای توصیف سوژههای داخل عکس.
مثال:
- Everyone was smiling in the frame. همه تو کادر عکس لبخند میزدن
نکته: این عبارت در عکاسی حرفهای رایج است.
4. نکات فرهنگی
-
عکاسی در فرهنگ غربی: عکس گرفتن (بهویژه selfie) در فرهنگهای انگلیسیزبان بخشی از زندگی روزمره است و در شبکههای اجتماعی بسیار رایج است.
-
رسمی یا غیررسمی: واژههایی مانند photograph و portrait در زمینههای حرفهای یا هنری استفاده میشوند، در حالی که photo، pic و shot غیررسمیترند.
-
حریم خصوصی: در کشورهای انگلیسیزبان، گرفتن عکس از دیگران بدون اجازه ممکن است بیادبانه تلقی شود، بهویژه در مکانهای عمومی.
-
سلفی و فرهنگ دیجیتال: واژه selfie نمادی از فرهنگ مدرن و شبکههای اجتماعی است و در میان جوانان بسیار محبوب است.
5. تمرینهای عملی
تمرین 1: توصیف عکس
یک عکس (واقعی یا خیالی) را تصور کنید و با واژگان این مقاله توصیف کنید. مثال
- This candid photo shows a group of friends laughing. این عکس طبیعی گروهی از دوستان رو نشون میده که دارن میخندن
تمرین 2: ساخت جملات
برای هر واژه (photograph, photo, picture, image, snapshot, shot, pic) یک جمله بسازید. مثال:
- I love this pic of my cat sleeping. این عکس از گربه م که خوابیده رو خیلی دوست دارم
تمرین 3: مکالمه کوتاه
یک مکالمه کوتاه (3-5 جمله) درباره عکاسی بنویسید. مثال:
- Can you take a photo of me? میتونی ازم یه عکس بگیری؟
- Sure, smile for the shot! البته، برای عکس لبخند بزن
- Wow, it’s a great snapshot! وای، این یه عکس فوری عالیه













