مهندس هوافضا

مهندس هوافضا/هوافضا و اصطلاحات هوافضا به زبان انگلیسی

گاما

Aerospace (اِرواِسپِیس) یا همان هوافضا علم تحقیق در مورد هواپیما و موشک، هوا فضا نامیده می ‌شود. افرادی که علاقه‌مند به پرتاب موشک یا ساخت جت هستند؛ باید در رشته‌ های مربوط به هوافضا مشغول به کار شوند. (منبع)

رایج ترین اصطلاحات، واژگان و عبارات هوافضایی در زبان انگلیسی

  • Absolute Altitude: ارتفاع مطلق یعنی فاصله عمودی بین هواپیما و سطح زمین
  • Absolute Ceiling: سقف مطلق یعنی  بالاترین ارتفاعی که یک هواپیما نمی‌تواند بیشتر از آن اوج بگیرد
  • Accelerated Stall: واماندگی شتاب ‌یافته یعنی فروپرش یا افتی که به دلیل ضریب بار بالاتر (g) در سرعت هوایی بالاتر از واماندگی نرمال رخ می ‌دهد
  • Yaw Adverse : انحراف ناسازگار یعنی این اتفاق زمانی می ‌افتد که دماغه هواپیما از جهت چرخش دور می ‌شود
  • ADF (Automatic Direction Finder): جهت ‌یاب خودکار یعنی یک سیستم ناوبری که موقعیت نسبی یک هواپیما را بر اساس یک فرستنده رادیویی در پهنای باند MF یا LF شناسایی می ‌کند
  • Adiabatic Lapse Rate: نرخ لغزش بی‌در رو یعنی نرخ تغییر دما به دلیل افزایش و کاهش ارتفاع در شرایط تعادل حرارتی را گویند
  • Aeronautical Decision-Making: تصمیم ‌گیری هوانوردی یعنی  آموزش و برنامه ‌ریزی برای گرفتن بهترین و امن ‌ترین تصمیمات به منظور کاهش خطر
  • Aeronautical Information Manual (AIM) : راهنمای اطلاعات هوانوردی (AIM) یعنی نشریه رسمی اداره هوانوردی فدرال (FAA) که جزئیات عملیات آزمایشی مناسب در سیستم حریم هوایی ملی ایالات متحده ، از جمله کنترل ترافیک هوایی (ATC) و ایمنی حمل و نقل هوایی را شرح می ‌دهد
  • AGL–(Above Ground Level): بالاتر از سطح زمین یعنی فاصله عمودی بین هواپیما و خشکی روی کره زمین
  • Aileron : قسمت متحرک بال هواپیما یعنی سطوح فرمان پرواز متحرک و لولایی که به صورت جفت با حرکات مخالف برای کنترل چرخش هواپیما حول محور طولی استفاده می ‌شود
  • Air Defense Identification Zone (ADIZ): منطقه شناسایی دفاع هوایی یعنی حریم هوایی بر روی آب و زمین که برای شناسایی هویت و لوکیشن هواپیماهای غیر نظامی و کنترل آن ها به منظور حفظ امنیت ملی تعیین شده است
  • Airfoil: بالواره، ایرفول یعنی شکل سطح مقطعی یک بال، تیغه، توربین یا روتور که باعث بالا رفتن می ‌شود
  • Airline: هواپیمایی یعنی یک شرکت یا سازمان که به طور منظم زمان بندی پروازها را ارائه می ‌دهد
  • Airspace Classes: کلاس‌های حریم هوایی یعنی انواع مختلف فضا یا حریم هوایی تعریف‌شده توسط ICAO که در سراسر جهان به تصویب رسیده است. این کلاس‌ها حریم هوایی کنترل شده، کنترل نشده و استفاده ویژه هستند
  • Air Speed Indicator (ASI): شاخص سرعت هوایی یعنی ابزار پیتوت استاتیک که سرعت هوای یک هواپیما را در یک توده هوا بر حسب مایل در ساعت ، نات (Knot) یا هر دو نشان می ‌دهد
  • Air Taxi Operator : اپراتور تاکسی هوایی یعنی یک شرکت هواپیمایی است که تحت نظر FAR Part 135 فعالیت می‌ کند. این هواپیما باید طوری طراحی شده باشد که بیش از 60 صندلی مسافر یا محموله باری 8164 کیلو گرم نداشته باشد و محموله را به صورت برنامه‌ ریزی شده یا چارتر یا مسافران را بر اساس تقاضا یا برنامه‌‌ای که مشخص شده، حمل کند
  • Alpha Code: کد آلفا یعنی الفبای آوایی ناتو که توسط خلبانان برای برقراری ارتباط واضح با مراقبت پرواز و سایر خلبانان استفاده می ‌شود
  • Altimeter: ارتفاع ‌سنج یعنی در واقع ارتفاع ‌سنج ابزاری است که ارتفاع یک جسم را بالاتر از یک سطح مشخص اندازه ‌گیری می ‌کند
  • Altitude Indicator: شاخص ارتفاع یعنی ابزاری است که جهت‌گیری هواپیما را نسبت به افق زمین نشان می ‌دهد
  • AMT: تکنسین تعمیر و نگهداری حمل و نقل هوایی است که به جای مکانیک هواپیما هم استفاده می ‌شود
  • AME: پزشکی قانونی حمل و نقل هوایی
  • Angle of Attack: زاویه حمله یعنی  زاویه بین یک خط مرجع در یک جریان هوا و وتر هواشکن است
  • Angle of Incidence: زاویه فرود یعنی زاویه ‌ای که در آن یک خط مرجع در یک بال‌ واره عمود بر محور سطح طولی هواپیما است
  • Anhedral: بی ‌شکل، بدون وجه یعنی زاویه رو به پایین بال هواپیما از مقطع افقی بال
  • Annual Inspection: بازرسی سالانه یعنی بازرسی هواپیما که هر 12 ماه یک بار لازم است
  • A&P: مکانیک هواپیما و نیروگاه

 هوافضا/هوافضا

آموزش تلفظ صحیح کلمات انگلیسی (10 ترفند یک بار برای همیشه)

  • Approach: به حالت آماده درآوردن هواپیما برای نشستن یعنی  زمانی است که خلبان قصد دارد در باند فرود بیاید. این حالت بسته به این که خلبان در حالت VFR یا IFR پرواز کند، انواع مختلفی دارد
  • Apron: پیشگاه یعنی  منطقه آسفالت ‌شده در یک فرودگاه که در آن هواپیما پارک، سوخت گیری و تخلیه بار می ‌کند
  • ATC: کنترل ترافیک هوایی یعنی یک سرویس زمینی است که ایمنی ترافیک هوایی را با هدایت هواپیما در منطقه در هنگام برخاستن ، فرود و هنگام پرواز در حریم هوایی تعیین ‌شده؛ تضمین می ‌کند
  • ATIS: سرویس اطلاعات ترمینال اتوماتیک یعنی پخش و رساندن مداوم اطلاعات حمل و نقل هوایی از پیش ضبط‌ شده به خلبانان در اطراف پایانه ‌های خاص را گویند. این اطلاعات به طور مداوم به روز می‌ شود و برای انتشار انبوه اطلاعات مربوطه طراحی شده است که به ویژه در فرودگاه‌ های شلوغ به کار می ‌آید
  • Avionics Master Switch: سوئیچ اصلی اویونیک یعنی یک تک سوئیچ است که قدرت الکتریکی را برای ارتباطات الکترونیکی هواپیما و ابزار های ناوبری کنترل می‌ کند
  • AWIS : سرویس اطلاعات آب و هوایی حمل و نقل هوایی
  • Base Leg: مسیر پایه یعنی مسیر پرواز در الگوی فرودگاه که در جهت فرود هواپیما قرار دارد
  • Baseline: حداقل یا نقطه شروع مورد استفاده برای مقایسه
  • Best Lift Over Drag Ratio: بهترین نسبت کشیدن یعنی این اصطلاح اغلب به صورت “L over D Max” نامیده می ‌شود، این بالاترین مقدار نسبت بالابر برای کشیدن هر نوع بال ‌واره‌ای در جهت مخالف هواپیما است
  • Blade Angle: زاویه پره یعنی زاویه بین خط مرجع تیغه پره و صفحه عمود بر محور چرخش
  • Bleed Air: هوای تخلیه‌ شده یعنی هوای فشرده داغ که در مرحله کمپرسور عملیات موتور هواپیما تولید می‌ شود
  • Cabin Crew: خدمه کابین یعنی کارکنان هواپیمایی مسئول ایمنی و راحتی مسافران در طول پرواز که معمولا مهمان داران پرواز هستند

airspeed indicator-round dial

حتما بخوانید: چطور افراد را در انگلیسی صدا بزنیم؟

  • Calibrated Airspeed: سرعت هوای کالیبره‌ شده یعنی سرعت هوایی نشان داده شده که برای خطای موقعیت و ابزار اصلاح شده است
  • Camber: برآمدگی و قسمت کوژ در بال هواپیما
  • CAVU (Ceiling and Visibility Unlimited): سقف و دید نامحدود یعنی شرایط پرواز ایده ‌آل را با دید 10 مایل یا بیشتر و سقف حداقل 10،000 فوت توصیف می ‌کند
  • Cargo: محموله
  • Ceiling: حد پرواز یعنی ارتفاع پایین‌ ترین لایه ابر یا پدیده‌ های مبهم که به عنوان “ناصاف”، “ابری” یا “پنهان‌ ساز” گزارش می ‌شود و به عنوان “باریک” یا “جزئی” طبقه ‌بندی نمی ‌شود
  • Center of Graviry (CG): مرکز ثقل یعنی نقطه طولی و جانبی که هواپیما بر روی آن تعادل برقرار می ‌کند
  • Charter: چارتر یعنی به عمل اجاره تمام صندلی ‌ها در یک هواپیما گفته می ‌شود
  • Checkride: امتحان خلبانی یعنی این نام رایج ‌تر آزمون عملی FAA است. خلبانان باید برای گرفتن گواهینامه یا رتبه ‌بندی یک بار این آزمون را بگذرانند
  • Chord Line: خط وتر یعنی خط مستقیم خیالی در حال اجرا بین لبه تیز پروانه هواپیما و انتهای تیغه پروانه موتور
  • Clearance: ترخیص کالا از گمرک یعنی مجوز ارائه شده توسط کنترل ترافیک هوایی برای انجام یک اقدام خاص در حریم هوایی کنترل‌ شده که برای جلوگیری از برخورد هواپیما طراحی شده است
  • Climb: صعود یعنی عمل افزایش ارتفاع هواپیما معمولا تا یک سطح مشخص
  • Cockpit: کابین خلبان یعنی کابین خلبان هواپیما که در جلو قرار دارد. این قسمت شامل پنل ابزار و صندلی خلبانان است
  • CofA (Certificate of Airworthiness): گواهی صلاحیت پرواز
  • Common Traffic Advisory Frequency (CTAF): فرکانس مشاوره ترافیکی مشترک یعنی یک فرکانس رادیویی است که برای ارتباطات هوا به هوا استفاده می ‌شود و اجازه می‌ دهد تا عملیات هواپیما در فرودگاه‌ های بدون برج یا خارج از ساعات کاری برج مراقبت ادامه داشته باشد
  • Commuter: هواپیمای سبک یعنی در دسته‌بندی هواپیما ها که توسط FAA انجام شده، به هواپیما های چند موتوره پروانه ‌ای که دارای چیدمان صندلی به صورت 19 تایی یا کم تر (به استثنای صندلی‌های خلبان) و حداکثر وزن 8618 کیلوگرم یا کمتر هستند، گویند. عملیات این هواپیماها محدود به پرواز و فروپرش در حد نرمال و چرخش شیب ‌دار است که در آن زاویه کج کردن هواپیما در زاویه چرخش بیش از 60 درجه نیست
  • Constant-Speed Propeller: پروانه با سرعت ثابت یعنی پروانه طراحی ‌شده برای حفظ دور در دقیقه موتور که سازگار با افزایش و کاهش خودکار شیب تیغه باشد
  • Contrail: دنباله بخار آب فشرده یعنی سرعت حرکت بخار آب غلیظ‌ شده در هوا به دلیل گرمای تولید شده توسط موتور های هواپیما در ارتفاعات بالا
  • Controlled Airspace: حریم هوایی کنترل ‌شده یعنی حریم هوایی تعیین ‌شده که در آن کنترل ترافیک هوایی، دستورالعمل ‌ها و مقررات حرکت هواپیما را مشخص می‌ کند
  • Course Deviation Indicator (CDI): شاخص انحراف مسیر یعنی یک ابزار جهت‌یابی است که انحراف مسیر جانبی را نشان می‌ دهد. هنگامی که هواپیما به سمت چپ مسیر انتخاب شده پرواز می‌ کند، سوزن متناسب با سمت راست منحرف می ‌شود. هنگامی هم که هواپیما در سمت راست مسیر انتخاب شده پرواز می‌ کند، سوزن متناسب با سمت چپ منحرف می‌ شود
  • Cross-country Flight (XC): پرواز بین‌المللی یعنی یک پرواز بین‌المللی نیاز به برنامه‌ ریزی ویژه دارد که هنگام گرفتن گواهینامه خلبانی هم لازم است. یک خلبان باید در یک فرودگاه غیر از محل خروج فرود بیاید و سه مرحله فرود کامل لازم است
  • Crosswind: باد مخالف یعنی  بادی است که عمود بر مسیر هواپیما می ‌وزد
  • Density Altitude (DA): ارتفاع چگالی یعنی چگالی هوا در ارتفاعی بالاتر از میانگین سطح دریا است . ارتفاع چگالی به عنوان ارتفاع فشار تنظیم ‌شده برای دمای غیر استاندارد در نظر گرفته می ‌شود
  • Descent: فرود یعنی عمل کاهش ارتفاع هواپیما، معمولا به یک سطح تعیین شده را فرود گویند

DME Slant range

حتما دانلود کنید: آموزش زبان انگلیسی با ۱۰۰ درس رایگان (صفر تا صد+جزوه)

اصطلاحات پیشرفته تر

  • Distance Measuring Equipment (DME): تجهیزات اندازه ‌گیری فاصله یعنی تکنولوژی جهت ‌یابی رادیویی مورد استفاده برای اندازه‌ گیری فاصله بین هواپیما و ایستگاه زمینی
  • Distress : اضطرار یعنی سیگنال شناخته ‌شده بین‌المللی برای خطر و نیاز به کمک فوری است
  • DME: ناظر مکانیک مشخص
  • Dogfight: جنگ رو در روی دو هواپیمای جنگنده یعنی نبرد هوایی نزدیک بین دو هواپیما را گویند. این اتفاق تا سال 1992 در تمام جنگ ‌هایی که در آن ها از هواپیما استفاده شده بود، رخ می‌ داد
  • Downwind Leg: ضلع پشت به باد یعنی یک مسیر پرواز موازی اما در جهت مخالف باند که برای فرود در نظر گرفته شده است
  • Drag: کشش در جهت مخالف یعنی کششی که توسط یک نیروی موازی و مخالف با حرکت هواپیما در هوا
  • DUATS: سرویس ترمینال دسترسی مستقیم کاربر
  • EASA: آژانس ایمنی حمل و نقل هوایی اروپا
  • Elevator: سکان افقی هواپیما یعنی سطوح افقی که محور عرضی هواپیما را کنترل می‌کنند و معمولا به پایدار کننده وابسته هستند
  • Empennage: دم یعنی عبارت دیگری برای دم هواپیماست که تعادل را در طول پرواز فراهم می ‌کند
  • ETA: زمان تخمینی ورود یعنی زمانی که شما بر اساس زمان محلی قرار است به مقصد برسید
  • ETD: زمان تخمینی خروج یعنی زمانی که شما قصد دارید جایی را ترک کنید
  • ETE: زمان تخمینی در مسیر یعنی مقدار زمانی که شما صرف سفر به مقصد می‌ کنید
  • FAA: اداره هوانوردی فدرال یعنی نهاد نظارتی حاکم بر هواپیمایی کشوری در ایالات متحده
  • FARs: مقررات حمل و نقل هوایی فدرال یعنی قوانین FAA حاکم بر حمل و نقل هوایی در ایالات متحده
  • FBO: اپراتور پایه ثابت یعنی عملیات فرودگاهی مثل سوخت‌رسانی به هواپیما و سایر خدمات را ارائه می‌ دهد
  • Feathering: تغییر جهت پروانه یعنی عمل تنظیم پروانه‌ های هواپیما طوری که تیغه‌ها در راستای جریان هوا باشند و مقاومت هوا ایجاد نکنند

مهندس هوافضا/هوافضا و اصطلاحات هوافضا به زبان انگلیسی

حتما بخوانید: روش نوشتن رزومه به انگلیسی

  • Ferry Flight: پرواز فرابَری یعنی پرواز در نظر گرفته ‌شده برای بازگشت یک هواپیما به پایگاه، تحویل یک هواپیمای جدید از تولید کننده به خریدار، حرکت یک هواپیما از یک پایگاه عملیاتی به دیگری یا حرکت یک هواپیما به منظور تعمیر و نگهداری
  • Final Approach: آخرین مرحله پرواز هواپیما یعنی مسیری در باند فرودگاه که به باند فرود منتهی می ‌شود
  • Firewall: سد محافظ یعنی یک دیواره مقاوم در برابر آتش است که بین موتور و سایر مناطق هواپیما قرار گرفته است.
  • Five by Five: دریافت رادیویی با صدای بلند و واضح در مقیاس 1 تا 5 است
  • Flaps: دریچه بال هواپیما یعنی  نوعی دستگاه ایجاد کننده لیفت زیاد است که برای افزایش لیفت هواپیما در یک سرعت هوایی مشخص استفاده می ‌شود. دستگاه ‌های مسطحی معمولا در لبه‌های بال هواپیما قرار دارند که لیفت را در سرعت ‌های خاص کنترل می‌ کنند
  • Flare: بالا دادن دماغه هنگام لندینگیعنی  مانوری که معمولا در مرحله فرود هواپیما رخ می ‌دهد . دماغه هواپیما هنگام فرود به سمت بالا می‌ رود تا سرعت فرود کاهش یابد
  • Flight Bag: کیسه پرواز یعنی کیسه پرواز خلبان که برای حمل اسناد مورد نیاز و ابزار های مفید مثل زانو، هدست و چک لیست استفاده می ‌شود
  • Flight Computer: کامپیوتر پرواز یعنی بسیاری از خلبانان برای محاسبه مصرف سوخت ، جهت باد و غیره از کامپیوتر پرواز E6B استفاده می ‌کنند
  • Flight Deck: کابین خلبان یعنی منطقه‌ای در جلوی هواپیما که خلبان و کنترل هواپیما در آن جا قرار دارند
  • Flight Plan: برنامه پرواز یعنی اطلاعاتی که توسط خلبانان یا پروازآماها در مورد پرواز بعدی قالب‌بندی و ارائه می ‌شود و شامل جزئیاتی مثل مقصد ، مسیر، زمان ‌بندی و غیره است
  • Flying Dirty: پرواز کثیف یعنی پرواز طوری که قسمت ‌های قابل کشش مثل دریچه بال و دنده فرود هواپیما برای ایجاد نیروی پسا در حالت کشیده باشند
  • First Officer (F/O) : کمک خلبان یعنی دومین نفر در فرماندهی هواپیما
  • Fog: مه یعنی یک ابر ضخیم از قطرات کوچک آب روی سطح زمین یا در نزدیکی آن که دید را محدود می ‌کند
  • Flight Standards District Office (FSDO): دفتر محلی استاندارد های پرواز یعنی اداره محلی تحت نظارت اداره هوانوردی فدرال
  • Flight Service Station (FSS): ایستگاه خدمات پرواز یعنی یک مرکز ترافیک هوایی است که اطلاعات و خدمات را به خلبانان ارائه می‌ دهد
  • Fuselage: بدنه یعنی بخش مرکزی یک هواپیما که برای خدمه پرواز ، مسافران و بار در نظر گرفته شده است
  • General Aviation: حمل و نقل هوایی عمومی یعنی تقسیم عملیات هواپیما های غیر نظامی که شامل همه چیز به جز حمل و نقل هوایی تجاری و کار هوایی است
  • Glass Cockpit: کابین خلبان شیشه ‌ای یعنی اصطلاحی است برای توصیف هواپیمایی که به طور کامل مجهز به نمایشگر های الکترونیکی و دیجیتال ابزار پرواز است و به جای گِیج ‌های آنالوگ استفاده می ‌شود
  • George: جورج یعنی نام مستعاری که به سیستم خلبان خودکار داده شده است
  • Gross Weight: وزن ناخالص یعنی وزن هواپیما که شامل افراد، بار ، سوخت و غیره است

low wing aircraft have more pronounced ground effect in the flare

حتما در کنار این مطلب بخوانید: اسامی کشورها به انگلیسی +مخفف و روش نوشتن ملیت

  • Ground Effect: اثر زمین یعنی افزایش لیفت و کاهش نیروی پسا که در نتیجه باعث نزدیک شدن بال هواپیما به زمین می ‌شود
  • Groundspeed: سرعت زمینی یعنی سرعت افقی یک هواپیما نسبت به سطح زیرین
  • Hand-off: انتقال یعنی عملی که توسط کنترل ترافیک هوایی برای دست به دست کردن عملیات شناسایی راداری یک هواپیما به کنترلر دیگر انجام می ‌شود
  • Handshake: تبادل یا دست دادن یعنی تعامل اولیه یا ” سلام ” بین دو کامپیوتر را گویند. هواپیماها با ماهواره ‌ها با هم ارتباط برقرار می ‌کنند. سیستم ‌های ارتباطات ماهواره‌ ای هوانوردی (SATCOM) برای انتقال پیام‌ ها از کابین خلبان و همچنین پیام‌ های خودکار از سیستم ‌های موجود در هواپیما استفاده می ‌شود. در طول این ارتباطات، یک درخواست ورود به سیستم داده می ‌شود که اغلب ” پینگ ” نامیده می ‌شود. این فرایند بازجویی از ترمینال به عنوان هند شیک شناخته می ‌شود
  • Hanger: آشیانه یعنی ساختمانی که برای نگه داشتن، تعمیر و نگهداری ، مونتاژ هواپیما و غیره ساخته شده است
  • Heavy: سنگین یعنی کنترل ترافیک هوایی از این اصطلاح برای اشاره به هواپیماهای بزرگ تر با حداکثر وزن تیک‌آف 136 تن یا بیشتر استفاده می‌ کند
  • Horizontal Stabilizer: تثبیت‌کننده افقی یعنی این پایدار کننده، مانع از بالا و پایین شدن یا تکان خوردن و حرکت دماغه هواپیما می ‌شود
  • Hypoxia: هیپوکسی یعنی بیماری ناشی از پایین آمدن سطح اکسیژن است که می ‌تواند منجر به سرگیجه، گیجی و غیره شود . این بیماری برای خلبانان هواپیما در ارتفاعات بالا خطرناک است
  • International Civil Aviation Organization (ICAO): سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری یعنی آژانس تخصصی سازمان ملل متحد که پشتیبانی از حمل و نقل هوایی و ناوبری در سراسر جهان را بر عهده دارد
  • Instrument Landing System (ILS): سیستم فرود ابزار یعنی سیستمی که از امواج رادیویی برای کمک به فرود در شرایط IFR استفاده می ‌کند
  • Instrument Flight Rules (IFR): قوانین پرواز ابزار یعنی مقرراتی است که عملیات هواپیما را زمانی که خلبانان قادر به استفاده از منابع بصری نیستند ، تعریف می ‌کند
  • Indicated Airspeed (IAS): سرعت هوایی اندازه‌گیری ‌شده یعنی سرعت یک هواپیما که در شاخص سرعت هوا که توسط لوله پیتوت استاتیک تعیین می ‌شود و هیچ عامل خارجی را در نظر نمی ‌گیرد، نمایش داده می ‌شود
  • Instrument Meterological Conditions (IMC): شرایط مترولوژیکی ابزاری یعنی شرایط آب و هوایی که وضعیتی را توصیف می ‌کند که خلبانان قادر به استفاده از منابع بصری نیستند
  • Jet: جت یعنی هواپیمایی که توسط یک یا چند موتور جت هدایت می ‌شود
  • Joystick : جوی استیک یعنی ستون کنترل در هواپیما اغلب جوی استیک نامیده می ‌شود. اگر هواپیما به جای یوک، جوی استیک داشته باشد، این دستگاه بر روی سقف یا کف نصب شده است
  • Knots Calibrated Airspeed (KCAS): سرعت واسنجیده یعنی  سرعت هوایی که به کمک رایانه پرواز، اثر خطای ابزار و موقعیت در آن اصلاح شده است
  • Knots Indicated Airspeed (KIAS): سرعت نموده یعنی سرعت هوایی اندازه‏گیری ‏شده با لولۀ پیتوت و روزنۀ ایستا که در هواگَرد های قدیمی اثر خطای نصب ادوات در آن تصحیح نمی ‏شود و در هواگَرد های جدید برخی از خطاها در آن به کمک رایانۀ پرواز تصحیح می ‏شود

خلبان

بلد باشید: رشته های تحصیلی به انگلیسی (همه رشته های رایج)

  • Kneeboard: تخته زانویی یعنی خلبانان یک تخته زانوی را به عنوان یک ابزار کلیپ بورد به رانشان وصل می ‌کنند تا ابزار، نمودار و غیره را سازماندهی کنند
  • Knot: نات یعنی واحد اندازه‌ گیری سرعت که بر حسب مایل دریایی است : 1 نات معادل 1 مایل دریایی در ساعت و برابر 6076 فوت در ساعت است . 1 مایل در ساعت هم معادل 5280 فوت در ساعت است
  • Knots True Airspeed (KTAS): سرعت هوایی واقعی یعنی  سرعت هواپیما نسبت به توده هوایی که در آن پرواز می ‌کند
  • Laminar-Flow Airfoil: شارش لایه ‌ای روی بالواره یعنی جریان هوای صاف بر روی بال هواپیما با وارد کردن حداقل کشیدن یا نیروی پسا
  • Lift: نیروی برآ یا لیفت یعنی نیرویی که به طور مستقیما مخالف وزن هواپیماست و عمدتا توسط بال‌ ها تولید می ‌شود
  • Load Factor (g): ضریب بار (گرم) یعنی جریان هوای صاف بر روی بال هواپیما با حداقل کشیدن
  • Longitudinal Axis: محور طولی رجهتی که به صورت افقی از دماغه تا دم هواپیما کشیده می ‌شود
  • Mach: ماخ یعنی نسبت سرعت هواپیما به سرعت صدا در سرتاسر محیطی که هواپیما در آن حرکت می‌ کند
  • Magnetic Compass: قطب ‌نمای مغناطیسی یعنی جهت‌ گیری یک هواپیما با توجه به میدان ژئومغناطیسی
  • Magnetic Deviation: انحراف مغناطیسی یعنی  خطای ایجاد شده توسط تاثیر مغناطیسی اجتناب ‌ناپذیر مواد هواپیما
  • Magnetic North: شمال مغناطیسی یعنی  بر خلاف شمال جغرافیایی (قطب شمال)، این شمال مکانی است که قطب ‌نما در آن جا قرار دارد
  • Magneto: مغناطیس یعنی یک جزء موتور هواپیما که ولتاژ بالایی را برای روشن کردن شمع‌ ها تولید می‌ کند
  • Mean Sea Level (MSL): میانگین سطح دریا یعنی میانگین مقدار سطح اقیانوس به عنوان پایه‌ای برای اندازه‌گیری‌ های عمودی استفاده می ‌شود
  • METAR: متار یعنی گزارش آب و هوایی خلبان که به طور مداوم داده می‌ شود.
  • Morse Code: کد مورس یعنی خلبانان کد مورس را برای شناسایی شناسه تماس هواپیما یاد می‌ گیرند، زیرا سیستم ‌های کمک ناوبری NDB و VOR هنوز حروف شناساییشان را به این روش ارسال می ‌کنند
  • Mean Sea Level (MSL): میانگین سطح دریا یعنی تراز متوسط سطح دریا که از آن ارتفاعاتی مثل ارتفاع از سطح افقی اندازه ‌گیری می ‌شود
  • MTOW:  حداکثر وزن تیک‌آف

Narrow-body Aircraft

  • Narrow-body Aircraft: هواپیمای بدنه باریک یعنی یک نوع هواپیمای کوچک که یک راهرو در داخلش دارد. این هواپیما می‌تواند 4 تا 300 مسافر را حمل کند
  • Naval: نیروی دریایی یعنی مربوط به کشتی ‌ها یا نیروی دریایی است
  • Non-directional beacon (NDB): راهنمای غیرجهت ‌دار یعنی راهنمای یک جهته یا فرستنده رادیویی در یک مکان مشخص است و به عنوان ابزاری کمکی برای جهت ‌یابی استفاده می ‌شود
  • NOTAMs: اطلاعیه مخصوص خلبانان یعنی مخفف “Notices to Airmen” و در واقع اطلاعیه ‌های منتشر شده ‌ای است قبل از پرواز به خلبانان داده می ‌شود و آن ها را در مورد شرایط مربوط به هر لحظه آگاه می ‌کند
  • OAT: دمای هوای در خارج
  • Operating Limitations : محدودیت‌ های عملیاتی یعنی محدودیت ‌های تعریف شده توسط سازنده یک هواپیما مثل سرعت هوا ، وزن و غیره
  • Oshkosh: به نمایشگاه هوایی سالانه EAA AirVenture در شهر اوشکوش ویسکانسین اشاره دارد که در ماه جولای برگزار می ‌شود
  • Overshoot: فرود هواپیما خارج از باند فرودگاه
  • Payload: ظرفیت ترابری یعنی  وزن محتوای داخل هواپیما مثل مسافران، خلبانان ، بار و غیره
  • Pilot in Command (PIC): خلبان یک یعنی فردی که مسئول ایمنی هواپیما در طول پرواز است
  • PIREP: گزارش خلبان یعنی گزارشی که یک خلبان در طول پرواز و یا پس از فرود کنترل ترافیک هوایی می‌ دهد و شرایط آب و هوایی واقعی را توصیف می ‌کند
  • Pitch: حرکت حول محور جانبی یعنی حرکت یک هواپیما بر روی محور جانبی که دماغه و دم بالا و پایین را درگیر می ‌کند
  • Pitot Tube: لوله پیتوت یعنی یک دستگاه کوچک واقع در لبه بیرونی جلوی یک بالواره که برای اندازه ‌گیری فشار هوا استفاده می‌ شود
  • POH : راهنمای عملیاتی خلبان یعنی کتابچه راهنمای پرواز هواپیما حاوی اطلاعات ایمنی مربوطه
  • Primary Flight Display (PFD): صفحه نمایش اصلی پرواز یعنی صفحه اصلی مورد استفاده توسط خلبانان در هواپیما که دارای سیستم ابزار پرواز الکترونیکی است
  • Propeller: پروانه یعنی یک قطعه از تجهیزات هواپیما که شامل تیغه‌ های چرخشی است که نیروی محرکه موتور برای حرکت هواپیما در هو را تامین می ‌کند
  • Quick Access Recorder (QAR): رکوردر با دسترسی سریع یعنی یک دستگاه ضبط پرواز هوابرد که دسترسی سریع و آسان به داده‌ های پرواز خام را از طریق یک شبکه USB یا تلفن همراه فراهم می ‌کند
  • Quadraplane: هواپیمای چهار باله یعنی هواپیمایی که چهار بال با اندازه یکسان دارد
  • Roll: چرخش کامل هواپیما یعنی چرخش هواپیما در امتداد محور طولی که از دماغه تا دم انجام می ‌شود
  • Rudder: سکان یعنی کنترل عمودی هواپیما که چرخش حول محور عمودی را کنترل می ‌کند
  • Runaway (RWY): باند فرودگاه یعنی یک منطقه مستطیل شکل تعریف‌ شده در یک فرودگاه زمینی که برای فرود و برخاستن هواپیما آماده شده است

Runaway End Safety Area (RESA)

  • Runaway End Safety Area (RESA) : منطقه ایمنی پایان باند یعنی منطقه ‌ای واقع در خارج از باند فرودگاه به عنوان مکانی برای ورود هواپیما در نظر گرفته شده تا خطر در طول حوادث برنامه ‌ریزی نشده مثل فرود خارج از باند را به حداقل برسد
  • Second In Command (SIC): خلبان دوم یعنی فردی که برای انجام عملیات پرواز تعیین شده است و از خلبان اول دستور می‌ گیرد
  • Short Field : میدان کوتاه یعنی باندی که طول آن کوتاه تر است، به همین خاطر لازم است هواپیما مسافت بلند شدن یا فرود روی باند را کوتاه‌ تر در نظر بگیرد
  • Sideslip: کج شدن هواپیما به یک سمت یعنی حرکت هواپیما که معمولا با نیروی جانبی باد هماهنگ است و منجر به کج شدن آن به یک سمت می ‌شود
  • Skid: برون سُرش یعنی حرکت دوار لغزشی و به سمت بیرون هواپیما که در نتیجه یک چرخش کم‌ عمق رخ می‌ دهد
  • Slip: لغزش یعنی حرکت چرخش لغزشی و به سمت داخل هواپیما که در نتیجه یک چرخش شیب ‌دار رخ می ‌دهد
  • Soft Field: زمین نرم یعنی باند فرودگاهی که آسفالت نشده و با عناصری مثل خاک یا چمن پوشانده شده است
  • Squawk: اسکواک یعنی یک کد فرستنده چهار رقمی که توسط کنترل ترافیک هوایی به یک هواپیما داده می‌ شود تا امکان شناسایی یک هواپیما در یک منطقه خاص را‌حت شود
  • Stability: پایداری
  • Stall: فروپرش یعنی  شرایطی که در نتیجه پیشروی بیش از حد یک هواپیما از زاویه حمله خود رخ می ‌دهد و بنابراین کاهش خیزش را تجربه می ‌کند
  • Standard Rate Turn: نرخ چرخش استاندارد یعنی چرخشی که یک هواپیما با سرعت 3 درجه در ثانیه یا چرخش 360 درجه در دو دقیقه انجام می ‌دهد
  • Straight-and-Level Flight: پرواز صاف و مستقیم یعنی  حفظ مسیر و ارتفاع ثابت در طول پرواز
  • Tarmac: باند فرودگاه یعنی  منطقه آسفالت‌شده در یک فرودگاه که در آن هواپیما پارک ، سوخت ‌گیری، بارگیری و تخلیه بار می ‌کند
  • Threshold: آستانه باند یعنی مساحت یک باند که با علامت‌های خاص مشخص شده است. این علائم نشان ‌دهنده شروع باند هستند
  • Throttle: اهرم پیشران یعنی دستگاهی که میزان توان خروجی موتور را کنترل می ‌کند
  • Thrust: نیروی پیشران یعنی نیرویی که مخالف نیروی پسا به هواپیما وارد و توسط موتور ها ایجاد می ‌شود تا هواپیما را به جلو حرکت دهد
  • Torque: گشتاور یعنی نیرویی که برای چرخش در نظر گرفته شده است
  • Touch-and-Go: تماس و برخاست یعنی مانور هواپیما که برای تمرین تکنیک‌های فرود که با فرود بر روی باند و بلند شدن به دفعات و بدون توقف کامل انجام می ‌شود

Transponder:

  • Transponder: فرستنده و گیرنده هواپیما یعنی یک دستگاه الکترونیکی در هواپیما که یک کد خروجی تولید می‌ کند که برای شناسایی ترافیک کنترل هوایی استفاده می ‌شود. همچنین به عنوان “squawk” هم شناخته خواهد شد
  • Trim Tab: صفحک تنظیم یعنی سطوح کوچک روی پس تیغه یک سطح کنترل بزرگتر که برای مقابله با نیرو های ایرودینامیکی در سطح کنترل بزرگ تر استفاده می‌ شود
  • Trust Airspeed: سرعت واقعی یعنی سرعت اصلاح‌ شده یک هواپیما که به خاطر خطا های ناشی از ارتفاع و درجه حرارت است
  • True Altitude (MSL): ارتفاع واقعی یعنی ارتفاع عمودی یک هواپیما بالاتر از سطح متوسط دریا
  • Turbulence: چاله هوایی یعنی تغییر ناگهانی شدید در جریان هوا ناشی از حرکت نا منظم جوی
  • Twr: برج
  • TWY: جاده‌ ای که هواپیما قبل از تیک آف در آن جا حرکت می ‌کند
  • Upwind Leg: پای رو به باد یعنی  مسیر پرواز هواپیما در یک فرودگاه که در موازات جهت فرود باند قرار دارد ، در همان جهت هم هواپیما فرود خواهد آمد
  • Useful Load: بار مفید یعنی وزن اقلامی که می ‌تواند از هواپیما خارج شود، از جمله سوخت، مسافران ، بار، خلبانان و غیره
  • Universal Time Coordinated (UTC): زمان هماهنگ جهانی یعنی استاندارد زمان مورد استفاده برای تنظیم ساعت و زمان در سراسر جهان
  • V Speed: تقریبا از 20 اصطلاح استاندارد برای توصیف سرعت ‌های هوایی مهم یا مفید برای عملکرد همه هواپیماها استفاده می ‌شود؛ مثل سرعت Vne که به معنای ” هرگز از سرعت تجاوز نکنید ” یا Vmo که به معنای ” حداکثر سرعت عملیاتی ” است. هر هواپیما دارای سرعت V منحصر به فرد خودش است .
  • Vertical Speed Indicator (VSI): شاخص سرعت عمودی یعنی دستگاهی که سرعتی که در آن یک هواپیما در حال صعود یا نزول است را بر حسب فوت در دقیقه (fpm) نشان می ‌دهد
  • Very High Frequency (VHF) Omni-Directional Range (VOR): فرکانس بسیار بالا محدوده چند سویه یعنی  یک سیستم جهت ‌یابی هواپیما های رادیویی کوتاه ‌بُرد که به هواپیما های مجهز اجازه می ‌دهد تا اطلاعات جهت ‌دار را از طریق سیگنال ‌های رادیویی از برج ‌های دیده ‌بانی زمینی دریافت کنند
  • Visual Flight Rules (VFR): قوانین پرواز بصری یعنی  مقرراتی که عملیات هواپیما را زمانی که خلبانان قادر به استفاده از منابع بصری هستند را تعریف می ‌کنند
  • VFR On Top: قوانین بصری پرواز در بالا یعنی شرایطی که در آن شرایط IFR دقیقا در بالای لایه ابر حاکم است
  • Visual Meteorological Conditions (VMC): شرایط هواشناسی بصری یعنی شرایط آب و هوایی که وضعیتی را توصیف می‌کند که خلبانان می ‌توانند با استفاده از منابع بصری کار کنند
  • Weight-Shift-Control: کنترل تغییر وزن یعنی روشی که توسط خلبانان برای هدایت یک گلایدر معلق یا پاراگلایدر استفاده می ‌شود. در این روش از یک میله کنترلی متصل به بال برای فشار استفاده می ‌شود
  • Wide-Body Aircraft: هواپیمای پهن پیکر یعنی یک هواپیما که دو راهرو در داخلش دارد . قطر بدنه معمولی 487 تا 609 سانتی متر است
  • Wind Shear: تغییر ناگهانی جهت باد به صورت افقی یا عمودی
  • Wx: آب و هوا
  •  XC (Cross-country): ماهورنوردی
  • Yaw: حرکت یک هواپیما در اطراف محور عمودی که با حرکت دماغه به سمت چپ مشخص می ‌شود
  • Yoke: فرمان کنترل هواپیما یعنی دستگاه‌ های کنترل هواپیما که توسط خلبان برای تغییر موقعیت هواپیما و همچنین حرکت در محور جانبی و چرخش کامل استفاده می ‌شود
  • Zulu Time: زمان زولو یعنی این اصطلاح مترادف با UTC (زمان هماهنگ جهانی ) است که همان زمان گرینویچ است . خلبانان تمام برنامه ‌های پرواز در طبق زمان زولو ثبت می‌ کنند

یاد بگیرید: آموزش مکالمه تلفنی در زبان انگلیسی (8 نکته و 50 عبارت کاربردی)

رادتایم

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست