ماشین

200 اصطلاحات و واژگان مربوط به ماشین/رانندگی در زبان انگلیسی

ielts gama-min

در این مطلب ما شما را با کاربردی ترین اصطلاحات و واژگان رایج مربوط به ماشین در زبان انگلیسی آشنا می کنیم.

اصطلاحات مربوط به پیدا کردن سوئیچ ماشین

گاهی اوقات پیش می آید که سوئیچ ماشینتان را گم می کنید یا با اینکه همیشه آنها را در جای مشخصی می گذارید ولی بعضی مواقع سوئیچ سر جایش نیست! با این اصطلاحات و عبارات می توانید به گم شدن سوئیچ ماشنیتان اشاره کنید:

  • Find keys / take them out of your pocket.   سوئیچ رو پیدا کن/ سوئیچ رو از جیبت بیرون بیار
  • I can’t find my keys!   سوئیچ ماشینو پیدا نمی کنم
  • Have you seen my keys?   تو سوئیچ منو ندیدی؟

اصطلاحات مربوط به باز کردن قفل ماشین

این روزها قفل اکثر ماشین ها به صورت الکتریکی باز می شود. از این اصطلاحات می توانید برای باز کردن قفل ماشین استفاده کنید:

  • Unlock the car.   قفل ماشینو باز کن
  • Can you unlock the car? I forgot to take my bag out.   میشه قفل ماشینو باز کنی؟ یاد رفت کیفمو بیرون بیارم
  • Do you lock your car at night?   شبها ماشینت رو قفل می کنی؟

اصطلاحات مربوط به باز کردن در ماشین

بعضی از خودروهای مدل جدید در اتوماتیک دارند که به صورت خودکار باز و بسته می شوند اما اکثر اتومبیل ها چنین قابلیتی ندارند. در هر صورت از این جملات می توانید برای باز کردن در ماشین استفاده کنید:

  • Open the door.   در رو باز کن
  • Can you open the door for my grandma?   میشه در ماشین رو برای مادربزرگم باز کنید؟
  • Don’t open the door until we’ve stopped   تا وقتی توقف نکرده ایم در رو باز نکن

اصطلاحات مربوط به سوار ماشین شدن

برای دوباره برگشتن و سوار شدن به ماشین می توانید از اصطلاحات زیر استفاده کنید. عبارت To get back in the car معمولا بعد از یک وقفه و استراحت کردن بیرون از ماشین استفاده می شود.

  • Come on, get in the car.   بیا سوار ماشین شو
  • Let’s get back in the car.   بیا دوباره سوار ماشین بشیم
  • I can’t get out of the car because I hurt my knee.   من نمیتونم از ماشین پیاده بشم چون زانو آسیب دیده

اصطلاحات مربوط به بستن کمربند ایمنی

  • Put on your seatbelt.   کمربند ایمنی تان را ببندید
  • Fasten your seatbelt.   کمربند ایمنی تان را ببندید
  • I can’t put my seatbelt on – it’s stuck!   من نمیتونم کمربندم رو ببندم، گیر کرده
  • Come on, put on your seatbelt.   زود باش، کمربندت رو ببند
  • We’re not going anywhere until you put on your seatbelt.   تا وقتی کمربندت رو نبندی راه نمیفتیم
  • Don’t take off your seatbelt yet.   فعلا کمربندت رو باز نکن

اصطلاحات مربوط به ترمز دستی کشیدن

  • parking brake   ترمز دستی (در آمریکا از این کلمه استفاده می شود)
  • handbrake   ترمز دستی (در انگلیسی بریتانیایی از این کلمه استفاده می شود)
  • So, I was driving the other day and realized that I had forgotten to take off the handbrake. No wonder it was driving slowly.   یه روز داشتم رانندگی می کردم که متوجه شدم یادم رفته ترمز دستی رو آزاد کنم. جای تعجب نیست که ماشین آهسته حرکت می کرد
  • It’s hard to take off the handbrake!   آزاد کردن ترمز دستی سخته

اصطلاحات مربوط به روشن کردن ماشین

  • Start the car.   ماشین رو روشن کن
  • Turn the car on.   ماشین رو روشن کن
  • I’m sorry I’m late. The car wouldn’t start.   ببخشید دیر کردم. ماشین روشن نمی شد
  • Come on, let’s go – start the car.   بزن بریم. ماشین رو روشن کن
  • Turn the car off!   ماشینو خاموش کن

اصطلاحات مربوط به ماشین های اتوماتیک و غیر اتوماتیک

اتومبیل های اتوماتیک دنده ها را به طور خودکار تغییر می دهند ولی در ماشین های غیر اتوماتیک، دنده به صورت دستی عوض می شود.

  • I’ve never driven a manual car.   من هیچ وقت با ماشین دنده دستی رانندگی نکرده ام
  • Automatic cars are much easier to drive.   رانندگی با ماشین های دنده اتومات خیلی راحت تره
  • Put it into…..   بزن دنده
  • Put it into 2nd   بزن دنده دو
  • I put it into 5th as soon as possible on the motorway   در بزرگراه در اسرع وقت دنده 5 رو پر کردم
  • Drop it into 2nd at this roundabout (to go from 3rd to 2nd)   در این دوراهی بزن دنده دو (برای تعویض دنده از 3 به 2)
  • Put it into drive   دنده رو روی حالت حرکت بزار
  • Put it into reverse   دنده معکوس کن
  • Put it into park   دنده رو روی حالت پارک بزار

اصطلاحات مربوط به ترمز گرفتن یا گاز دادن

  • Step on the…   پاتو بزار روی… (پدال گاز یا ترمز)
  • Step on the brake   پاتو بزار رو ترمز/ ترمز کن
  • Step on the gas   پاتو بزار رو گاز/ گاز بده
  • Step on the accelerator   پاتو بزار رو گاز/ گاز بده
  • Hit the brake   ترمز کن
  • Hit the gas   گاز بده
  • I broke too late and ended up hitting the car in front   خیلی دیر ترمز گرفتم و آخرش هم به ماشین جلویی خوردم
  • Accelerate to get past that car   گاز بده تا از اون ماشین جلو بزنی

اصطلاحات مربوط به روشن کردن وسایل داخل ماشین

دکمه های زیادی روی داشبورد ماشین وجود دارد که هر کدام کار خاصی می کنند. برای اشاره به روشن یا خاموش کردن این دکمه ها از turn of/on و یا put off/on استفاده می کنیم.

  • Can you turn off the AC?   میشه کولر رو خاموش کنی؟
  • Let’s put on the heating   بزار بخاری رو روشن کنم
  • Should we put on the radio?   باید رادیو رو روشن کنیم؟
  • Turn on your hazards here   از اینجا چراغ هشدار رو روشن کن
  • Did you turn on your lights?   چراغاتو روشن کردی؟
  • Is the AC on?   کولر روشنه؟
  • You can turn your hazards off now   الان میتونی چراغ هشدار رو خاموش کنی
  • Can you turn that off?   میشه خاموشش کنی؟

همچنین می توانید برای اشاره به کم و زیاد کردن چیزی از turn up/down استفاده کنید:

  • turn it down a bit   یه خرده کمش کن
  • Can you turn up the AC?   میشه درجه کولرو زیاد کنی؟
  • it’s roasting in here – I’m going to turn down the heating   آدم اینجا برشته میشه! من بخاریو کم می کنم

انواع شغل ها به انگلیسی (و جملات کاربردی مرتبط)

اصطلاحات مربوط به بالا و پایین بردن شیشه ماشین

قبلا برای بالا یا پایین بردن شیشه یا پنجره ماشین گفته می شد: wind the windows down/up ؛ اما الان به جای فعل wind از فعل put استفاده می شود.

  • Want to turn off the AC and put the windows down?   میخوای کولر رو خاموش کنم و شیشه رو پایین بکشم؟
  • Can you put your window up? We’re on the highway now   میشه شیشه رو بالا ببری؟ الان تو اتوبانیم
  • Let’s put the windows down   بزار شیشه رو پایین بکشم

اصطلاحات مربوط به راهنما زدن

  • Indicators   چراغ راهنما
  • turn signals   چراغ راهنما (در لهجه بریتیش)
  • Is my left indicator working?   راهنمای سمت چپ ماشینم کار میکنه؟
  • No one indicates in America   در آمریکا هیچ کس راهنما نمی زند
  • It’s important to indicate to let people know where you’re going   مهمه که راهنما بزنید تا بقیه متوجه شن کجا دارید میرید
  • put on your turn signal at this traffic circle   تو این ترافیک راهنما بزن

اصطلاحات مربوط به کاهش و افزایش سرعت رانندگی

  • We’re doing 70 km/h   ما با سرعت 70 کیلومتر بر ساعت حرکت می کنیم
  • We’re going 70 km/h   ما با سرعت 70 کیلومتر بر ساعت حرکت می کنیم
  • he must be going at least 110 km/h   او باید حداقل با سرعت 110 کیلومتر بر ساعت حرکت کنه
  • can you go a little faster?   میشه یه کم تندتر بری؟

علاوه بر این می توانید از Speed up و slow down هم برای اشاره به کاهش یا افزایش سرعت استفاده کنید:

  • go faster/slower   تندتر/ آهسته برو
  • slow down a little – these are tight bends   کمی آهسته تر برو، اینها پیچ های تنگ و باریکی هستند
  • speed up a little – you’re only going 45 in a 60   یه کم تندتر برو. فقط 45 تا تو یه ساعت میری
  • can you go a little slower? I’m getting car sick   میشه کمی یواشتر بری؟ دارم دچار ماشین گرفتگی (تهوع و سرگیجه) میشم

20 روش افزایش دایره لغات انگلیسی (با سرعت نور)

اصطلاحات مربوط به ترافیک

هیچ کس از گیر کردن در ترافیک خوشش نمی آید؛ اما اگر این اتفاق برایتان افتاد می توانید از اصطلاحات زیر برای بیان آن استفاده کنید:

  • I’m going to be a little late. I’m stuck in traffic.   من کمی دیر میرسم. تو ترافیک گیر کردم
  • Has there been an accident? We’re just not moving.   تصادف شده که حرکت نمیکنیم؟
  • Try and avoid rush hour if you can   تا حد ممکن سعی کن از ساعت شلوغی و ترافیک دور باشی
  • It’s bumper to bumper   سپر به سپر شده! (کنایه از ترافیک سنگین)

اصطلاحات مربوط به زمان رانندگی کردن

  • To set off   عازم شدن، راه افتادن
  • Let’s set off at 7 AM   بیا ساعت 7 صبح حرکت کنیم
  • Do you think we should set off early morning?   بنظرت باید صبح زود راه بیفتیم؟
  • Do you think we should set off before 7?   فکر می کنی باید قبل از 7 حرکت کنیم؟
  • Have you set off yet?   راه افتادی؟

اصطلاحات مربوط به کوتاه یا طولانی بودن مسیر رانندگی

  • It’s a long drive – let’s get a good night’s sleep   مسیر زیادی رو باید رانندگی کنیم. باید شب خوب بخوابیم
  • It’s only a short drive – the kids should be fine   مسر کوتاهه. حتما بچه ها مشکلی نخواهند داشت

حتما دانلود کنید: 100 درس رایگان آموزش زبان انگلیسی (رایگان)

اصطلاحاتی برای اشاره به سرنشین فضول

  • backseat driver   کسی که در صندلی عقب می نشیند و مدام به راننده می گوید چطور باید رانندگی کند
  • Stop being a backseat driver   فضولی کردن تو کار راننده رو تموم کن
  • He’s a bit of a backseat driver   اون یه کمی از اون سرنشینای فضوله
  • You’re a bit close to that car in front   یه خرده به ماشین جلویی نزدیکی

50 واژه رایج اتومبیلی

5 سرعته

5-speed
6 سرعته

6-speed

تحسین شده

acclaimed
مقرون به صرفه

affordable

بازار فروش لوازم یدکی

aftermarket
چابک

agile

سیستم چهار چرخ محرک

all-wheel drive
حیرت انگیز

astonishing

خودکار

automatic
خودرو

automotive

منحصر به فرد، غیر قابل قیاس

beyond compare
کلاسیک

classic

تر و تمیز

clean
تست تصادف

crash-test

سفارشی ساخت

custom-built
سفارشی طراحی شده

custom-designed

سفارشی

customized
متمایز

distinctive

رانندگی

driving
پیشرانه

drivetrain

دینامیک، پویا

dynamic
آسان برای رانندگی

easy-to-drive

اقتصادی، به صرفه

economical
تاثیرگذار

effective

برقی

electric
شیک، مطابق مد روز

elegant

مهندسی شده

engineered
تقویت شده

enhanced

سرگرمی

entertaining
دوستدار محیط زیست

environmentally friendly

ارگونومیک

ergonomic
طراحی شده به صورت ارگونومیک

ergonomically designed

گرانقیمت

expensive

بی نهایت

extreme
دارای تاییدیه کارخانه

factory-certified

خانواده پسند

family friendly

پر سرعت

fast

سریعتر

faster

دارای پیشرانه درون سوز

flex-fuel

چهار چرخ محرک

four-wheel drive

خودروی محور جلو

front-wheel drive

حتما در ادامه دانلود کنید: اصطلاحات رسمی و غیر رسمی زبان انگلیسی (پرتکرارترین ها)

English

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست