انواع صفت

انواع صفت در انگلیسی (8 نوع رایج با مثال)

ielts gama-min

در دستور زبان انگلیسی 8 نوع صفت وجود دارد که شامل صفت خاص (Proper Adjective)، صفت توصیفی (Descriptive Adjective)، صفت کمی (Ouantitative Adjective)، صفت عددی (Numeral Adjective)، صفت اشاره (Demonstrative Adjective)، صفت توزیعی (Distributive Adjective)، صفت استفهامی (Interrogative Adjective) و صفت ملکی (Possessive Adjective) می باشد.

صفت یکی از هشت قسمت اجزای کلام (Parts of speech) است. اجزای کلام، عناصر اصلی ساخت زبان انگلیسی محسوب می شوند و مهم است که شما بتوانید قسمت های مختلف اجزای کلام را تشخیص بدهید. وقتی نحوه عملکرد صفت در جمله را فهمیدید، نوشتن و صحبت کردن به زبان انگلیسی برایتان بسیار لذت بخش تر خواهد شد. در این مطلب ما انواع صفت در زبان انگلیسی را به همراه مثال برایتان آورده ایم.

8 نوع صفت در زبان انگلیسی

1- صفت خاص (Proper Adjective)

2- صفت توصیفی (Descriptive Adjective)

3- صفت کمی (Ouantitative Adjective)

4- صفت عددی (Numeral Adjective)

5- صفت اشاره (Demonstrative Adjective)

6- صفت توزیعی (Distributive Adjective)

7- صفت استفهامی (Interrogative Adjective)

8- صفت ملکی (Possessive Adjective)

8 نوع صفت در زبان انگلیسی با مثال

  • The English language is widely spoken in the world ( صفت خاص)

زبان به طور گسترده ای در جهان صحبت می شود.

  • The brave soldier returned from battle a hero. (صفت توصیفی)

سرباز شجاع در نبرد قهرمان شد.

  • How much bread did you eat for breakfast? (صفت کمی)

چه مقدار نان برای صبحانه خوردی؟

  • She gave six lollies to the students. (صفت عددی)

او شش عدد آبنبات چوبی به دانش آموزان داد.

  • I love those photographs of the mountains. (صفت اشاره)

من عاشق آن عکس های گرفته شده از کوهها هستم.

  • Each soldier had his own rifle. (صفت توزیعی)

هر کدام از سربازها تفنگ خودشان را داشتند.

  • What type of music should I play at the wedding? (صفت استفهامی)

چه موسیقی خاصی در جشن عروسی باید اجرا کنم؟

  • Their belongings were stolen from the motel room. ( صفت ملکی)

وسایل آنها از اتاق متل به سرقت رفته است.

1- صفات خاص (Proper Adjectives)

تعریف صفت خاص: صفت خاص صفتی است که از یک اسم خاص تشکیل شده و اسم و ضمیر موجود در جمله را تغییر می دهد.

نمونه هایی از اسم خاص ((proper noun) و صفت خاص (Proper Adjective) را در جمله های زیر می بینید:

  • I live in Japan (اسم خاص) and I love Japanese (صفت خاص) food.

من در ژاپن زندگی می کنم و غذاهای ژاپنی را دوست دارم.

  • I play football in Italy (اسم خاص) and I belong to the Italian (صفت خاص) team.

من در ایتالیا فوتبال بازی می کنم و عضو یک تیم ایتالیایی هستم.

  • I traveled to America (اسم خاص) and I drove an American (صفت خاص) car.

من به آمریکا سفر کردم و با یک ماشین آمریکایی رانندگی کردم.

  • While in Africa, (اسم خاص) I heard the African (صفت خاص) drums.

وقتی در آفریقا بودم، صدای طبل های آفریقایی را شنیدم.

  • Shakespeare (اسم خاص) was a great writer and I had the privilege of performing in a Shakespearean (صفت خاص) play.

شکسپیر نویسنده بزرگی بود و من این شانس را داشتم که در یکی از نمایشنامه های شکسپیر بازی کنم.

نمونه هایی از صفت خاص (Proper Adjective) در جمله:

  • I studied Shakespearean sonnets in my English course.

من غزل های شکسپیر را در کلاس انگلیسی ام خوانده ام.

  • My wife loves Chinese food.

همسرم عاشق غذاهای چینی است.

  • Marxist philosophers detest capitalism.

فلاسفه مارکسیست از سرمایه داری متنفرند.

  • My house was built in the Elizabethan era.

خانه من در دوران الیزابت ساخته شده است.

  • David likes Christian music.

دیوید موسیقی مسیحی را دوست دارد.

2- صفات توصیفی (Descriptive Adjectives)

تعریف صفت توصیفی: صفت های توصیفی کلماتی هستند که اسم یا ضمیر را توصیف می کنند. از صفت های توصیفی برای توصیف کیفیت های مختلف اسم یا ضمیر مورد تغییر مثل بو، طعم، بافت، شکل و ظاهر استفاده می شود.

نمونه هایی از صفت توصیفی (Descriptive Adjective):

  • Rachel is an attractive person.

راشل آدم جذابی است.

  • Jonathan bought an expensive vehicle.

جاناتان وسیله نقلیه گران قیمتی خرید.

  • Darcy bought Rachel a diamond ring.

دارسی یک حلقه الماس برای راشل خرید.

  • The tall woman stood out in the crowd.

خانم قد بلند در میان جمعیت برجسته شد.

  • I had the opportunity to see a solar eclipse during the week.

در طول هفته فرصت دیدن خورشید گرفتگی را داشتم.

  • She was attractive.

او آدم جذابی بود.

توجه: یک صفت توصیفی معمولی معمولا کنار کلمه ای که آن را توصیف و اصلاح می کند قرار می گیرد (به 5 مثال اول بالا مراجعه کنید).

اما یک صفت توصیفی محمول، معمولا پس از فعل پیوند دهنده آمده و موضوع جمله را توصیف می کند (به آخرین مثال بالا و مثالهای زیر مراجعه کنید).

  • The woman is tall.

این خانم قد بلند است.

  • The house is clean.

این خانه تمیز است.

  • The student is intelligent.

این دانش آموز باهوش است.

  • The painting is beautiful.

این نقاشی زیبا است.

  • The car is expensive.

این ماشین گران است.

3- صفات کمی (Quantitative Adjectives)

تعریف صفات کمی: صفات کمی واژه هایی هستند که یک اسم یا ضمیر را از نظر کمیت واجد شرایط می کنند. این کلمات به این سوال پاسخ می دهند که “چقدر؟”

از جمله صفات کمی رایج در زبان انگلیسی می توان به کلماتی مثل: (no, little, much, sufficient, enough) اشاره کرد.

نمونه هایی از صفت کمی (Quantitative Adjective):

  • The scientists didn’t have much time to complete the project.

دانشمندان وقت زیادی برای تکمیل پروژه نداشتند.

  • I have sufficient money for my annual holidays.

من برای تعطیلات سالانه خود پول کافی دارم.

  • People don’t get enough exercise these days.

مردم این روزها به اندازه کافی ورزش نمی کنند.

  • These eye-witness testimonies have no significance to the case in question.

شهادت های شاهدان عینی هیچ اهمیتی برای پرونده مورد بحث ندارند.

  • Jonathan drank little water during the marathon.

جاناتان در طول ماراتن کمی آب نوشید.

4- صفات عددی (Numeral Adjectives)

تعریف صفت عددی: صفت عددی کلماتی است که تعداد اسم یا ترتیب اسم را توصیف می کند. صفت عددی بیان می کند که یک اسم، چقدر، چه مقدار یا به چه ترتیب است.

نمونه هایی از صفت عددی (Numeral Adjectives):

  • There are seven days in a week.

در یک هفته هفت روز وجود دارد.

  • I had two tins of paint in the shed.

من دو قوطی رنگ در سوله داشتم

  • The second speaker held the crowd with his message.

سخنران دوم، جمعیت را متوجه پیام خود کرد.

  • Rachel bought three dresses at the shopping mall.

راشل از بازار سه لباس خرید.

  • Brad was the first student to receive an award for the best player at the games.

بِرد اولین دانش آموزی بود که جایزه بهترین بازیکن بازی ها را دریافت کرد.

توجه: صفت عددی سه نوع دارد: صفت عددی مشخص (definite numeral adjectives)، صفت عددی نامشخص (indefinite numeral adjectives) و صفت عددی توزیعی (distributive numeral adjectives).

نمونه هایی از صفت عددی مشخص (definite numeral adjectives):

صفت های عددی مشخص از عددهای اصلی (cardinal number) ( در پاسخ به how many) و اعداد ترتیبی (ordinal number) (برای مشخص کردن ترتیب قرار گرفتن آنها) استفاده می کنند.

  • Three students came to class late.

سه دانش آموز دیر به کلاس آمدند. (عدد اصلی)

  • The third student had the best excuse.

دانش آموز سوم بهترین بهانه را داشت. (عدد ترتیبی)

  • There were six people who apply for the new position at the company.

شش نفر برای پست جدید در شرکت درخواست دادند. (عدد اصلی)

  • The sixth applicant got the job.

متقاضی ششم این شغل را به دست آورد. (عدد ترتیبی)

  • The first place runner was the youngest of the seven.

اولین دونده، بین هفت نفر از همه جوانتر بود. (عدد ترتیبی)

نمونه هایی از صفات عددی نامشخص (Numeral Adjectives):

صفات عددی نامشخص، به مخاطب می فهمانند که اسم و ضمیرهای موجود در جمله از یک عدد بیشتر هستند اما به طور خاص مشخص نمی کنند که تعدادشان چقدر است. این صفات به سوال “how many?” پاسخ می دهند.

  • There are several questions that need to be answered in order to close this case.

چندین سوال وجود دارد که باید پاسخ داده شوند تا این پرونده مختومه شود.

  • I have some considerations to discuss with you.

من چندین ملاحظه برای بحث با شما دارم.

  • Many businesses were affected by the recent downturn.

بسیاری از مشاغل تحت تاثیر رکورد اخیر قرار گرفته اند.

  • All players reacted negatively to the referee’s decision.

همه بازیکنان نسبت به تصمیم داور واکنش منفی نشان دادند.

  • Some books are essential reading for this subject.

خواندن بعضی از کتابها برای این موضوع ضروری است.

توجه: صفت کمی (how much) را با صفت عددی (how many?) اشتباه نگیرید.

نمونه هایی از صفت عددی کمی (Quantitative Adjective) و صفت عدد نامشخص (numeral adjectives):

  • Some sugar is good for you. (quantitative – how much?)

مقداری شکر برای شما مفید است. (صفت کمی – چقدر؟)

  • Some people never get the point. (indefinite numeral – how many?)

بعضی افراد هرگز این نکته را نمی فهمند. (صفت عددی نامشخص – چند؟)

  • All the money in world will not get you out of this situation. (quantitative – how much?)

تمام پول موجود در جهان شما را از این وضعیت نجات نخواهد داد. (صفت کمی – چقدر؟)

  • All schools are responsible for their budgets. (indefinite numeral – how many?)

همه مدارس مسئول بودجه خود هستند. (صفت عددی نامشخص – چند؟)

نمونه هایی از صفت عددی توزیعی (Distributive Numeral Adjectives):

صفات عددی توزیعی نشان دهنده یک گروه از چیزی هستند:

  • Each hand has five fingers.

هر دست پنج انگشت دارد.

  • Every child needs love.

هر کودکی به عشق نیاز دارد.

  • Either method is correct.

هر دو روش صحیح است.

  • Neither method is wrong.

هیچ یک از دو روش اشتباه نیست.

  • Every player needs direction.

هر بازیکن به جهت گیری نیاز دارد.

5- صفات اشاره (Demonstrative Adjectives)

تعریف صفات اشاره: صفات اشاره کلماتی هستند که برای بیان موقعیت نسبی یک اسم در زمان یا مکان استفاده می شوند.

چهار صفت اشاره در زبان انگلیسی وجود دارد: (this, that, these, those)

نمونه هایی از صفات اشاره (Demonstrative Adjectives):

  • This knife is sharper than that knife.

این چاقو تیزتر از آن چاقو است.

  • I want those shoes for my birthday.

من آن کفش ها را برای روز تولدم می خواهم.

  • These flowers are very beautiful.

این گلها بسیار زیبا هستند.

  • Those children were mean to Rachel.

از نظر راشل آن بچه ها آب زیر کاه بودند.

توجه: صفات اشاره به صورت مفرد و جمع استفاده می شوند.

صفات اشاره مفرد: (this, that) (این، آن)

صفات اشاره جمع: (these, those) (اینها، آنها)

توجه: صفات اشاره فاصله یا زمان را منتقل می کنند.

اشاره به فاصله یا زمان نزدیک: (this, these) (این، اینها)

اشاره به فاصله یا زمان دور: (that, those) (آن، آنها)

نمونه هایی از صفات اشاره که فاصله و زمان را انتقال می دهند:

  • This water is hot but that water is cold. (space)

این آب گرم است اما آن آب سرد است. (فاصله)

  • These toys are new but those toys are old. (space)

این اسباب بازی ها جدید هستند اما آن اسباب بازی ها قدیمی هستند. (فاصله)

  • I will never forget this case but that case is another story. (time)

من آن مورد را هرگز فراموش نخواهم کرد اما این مورد داستان دیگری دارد. (زمان)

  • I will make these decisions now but those decisions later. (time)

من این تصمیمات را الان می گیرم، اما آن تصمیم ها را بعدا می گیرم. (زمان)

توجه: شما باید بتوانید صفات اشاره (demonstrative adjectives) را از ضمایر اشاره (demonstrative pronouns) تشخیص بدهید.

صفات اشاره (demonstrative adjectives) اسم ها را توصیف می کنند در حالی که ضمایر اشاره ((demonstrative pronouns) جای اسم در جمله را می گیرند.

نمونه هایی از صفت و ضمیر اشاره در جمله:

  • These (adjective) knives are sharper than those. (pronoun)

این (صفت اشاره) چاقوها تیزتر از آنها (ضمیر اشاره) هستند.

  • This (pronoun) is cheaper than that (adjective) dress.

این (ضمیر اشاره) ارزانتر از آن (صفت اشاره) لباس است.

  • These (adjective) pencils are expensive but those (pronoun) are not.

این (صفت اشاره) مدادها گران هستند اما آنها (ضمیر اشاره) گران نیستند.

  • This (adjective) watch is mine but that (pronoun) is not.

این (صفت اشاره) ساعت مال من است اما آن (ضمیر اشاره) مال من نیست.

6- صفات توزیعی (Distributive Adjectives)

تعریف صفت توزیعی: صفت های توزیعی کلماتی هستند که برای اشاره به اعضای یک گروه به عنوان یکی از افراد آن گروه استفاده می شود.

در زبان انگلیسی فقط چهار صفت توزیعی وجود دارد: (each, every, either, neither). صفات توزیعی به صفات عددی توزیعی شباهت دارند (به مثال های بالا نگاه کنید).

نمونه هایی از صفات توزیعی:

  • Each child in the club had access to the refrigerator.

هر یک از کودکان این کلوپ به یخچال دسترسی دارند.

  • Every student was asked to keep their desk tidy.

از همه دانش آموزان خواسته شد که نیمکت هایشان را تمیز نگه دارند.

  • Neither person had the strength to lift the required weighs.

هیچ یک از دو نفر قدرت بالا بردن وزنه های خواسته شده را نداشتند.

  • Each parent was given a brochure promoting the school.

به هر یک از والدین بروشور تبلیغ مدرسه داده شد.

توجه: صفات توزیعی (distributive adjectives) را با ضمایر توزیعی (pronouns adjectives). ضمایر جای اسم را می گیرند ولی صفات اسم را اصلاح می کنند.

نمونه هایی از صفت و ضمایر توزیعی:

  • I gave them each a copy of the script. (pronoun)

من به هر کسی یک نسخه کپی فیلمنامه را دادم. (ضمیر)

  • Each request will be given careful consideration. (adjective)

هر درخواستی دقیقاً مورد بررسی قرار می گیرد. (صفت)

  • We can each choose our own subject for research. (pronoun)

هرکداممان می توانیم موضوع خود را برای تحقیق انتخاب کنیم. (ضمیر)

  • Neither program was printed correctly. (adjective)

هیچ کدام از برنامه ها به درستی چاپ نشده اند. (صفت)

  • There were two witness but neither would make a statement. (pronoun)

دو شاهد وجود داشت اما هیچ یک اظهارنظر نمی کردند. (ضمیر)

7- صفات استفهامی (Interrogative Adjectives)

تعریف صفات استفهامی: صفات استفهامی کلماتی هستند که با طرح یک سوال، اسم را تغییر می دهند. در اینجا به سه صفت استفهامی در زبان انگلیسی یعنی (what, whose, which) اشاره می کنیم.

نمونه هایی از صفات استفهامی (Interrogative Adjectives) در جمله:

  • What book is that?

آن چه کتابی است؟

  • Which book do you like best?

کدام کتاب را بیشتر دوست دارید؟

  • Whose shoes are they?

آنها کفش های چه کسی است؟

  • Will you tell me which house belongs to the Jones family?

به من می گویید کدام خانه مال خانواده جونز است؟

  • Whose cup was left on the table after morning tea?

بعد از خوردن چای صبحانه، فنجان چه کسی روی میز ماند؟

توجه: صفات استفهامی را با ضمایر استفهامی اشتباه نگیرید. ضمایر جای اسمها را می گیرند و به تنهایی در جمله می مانند؛ اما صفت ها اسم را اصلاح می کنند.

نمونه هایی از صفت و ضمایر استفهامی در جمله:

  • Which car would you prefer to purchase? (adjective)

ترجیح می دهید کدام خودرو را خریداری کنید؟ (صفت)

  • Which came first, the chicken or the egg? (pronoun)

کدام یک از آنها مرغ یا تخم مرغ بود؟ (ضمیر)

  • What are you buying for your wife this week? (pronoun)

این هفته چه چیزی برای همسرتان می خرید؟ (ضمیر)

  • What present do you think you will get for Christmas? (adjective)

فکر می کنید برای کریسمس چه هدیه ای دریافت خواهید کرد؟ (صفت)

  • Whose are these books? (pronoun)

اینها کتابهای چه کسی هستند؟

  • Whose books are these? (adjective)

این کتاب ها مال چه کسی است؟

8- صفات ملکی (Possessive Adjectives)

تعریف صفت ملکی: صفات ملکی کلماتی هستند که قبل از اسم می آیند و مالکیت را نشان می دهند.

در ادامه به صفات ملکی رایج در زبان انگلیسی یعنی (my, your, his, her, its, our, their) (من، تو، او، او، آن، ما، آنها) اشاره می کنیم.

نمونه هایی از صفت ملکی در جمله:

  • I walked to my school this morning.

امروز صبح به مدرسه ام رفتم.

  • I put her money in a safe place.

من پول او را در جای امنی قرار دادم.

  • When will your brother return home?

چه زمانی برادر شما به خانه برمی گردد؟

  • We kicked the ball in their backyard.

ما توپ را به حیاط خانه آنها انداختیم.

  • He came with our family to the football game.

او آمد و با خانواده ما فوتبال بازی کرد.

همانطور که دیدید، در گرامر زبان انگلیسی 8 نوع صفت وجود دارد که به محض شناختن و یادگیری آنها در نوشتن و صحبت کردن به زبان انگلیسی توانایی بیشتری پیدا می کنید.

همه دروس گرامر ما

قواعد کلی

۱ افعال بی قاعده زمان حال ساده ۹
۲ افعال modal فرق اسم و صفت ۱۰
۳ افعال کمکی صفت ها ۱۱
۴ فعل کمکی اصلی اسامی جمع و مفرد  ۱۲
۵ قواعد صرف زمان ها کلمات استثنا با جمع و مفرد یکسان ۱۳
۶ قواعد قیدهای زمان اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش ۱۴
۷ کلمات پرسشی  اسم های ملکی (مالکیت)  ۱۵
۸ ضمایر (pronouns)  ۱۶

حروف اضافه

۱ آرتیکل  حروف اضافه مکان ۴
۲ حروف ربط حروف اضافه “With”، “Over” و “By”  ۵
۳ حروف ربط تضاد فعل بعد از حروف اضافه ۶

قواعد جملات

۱ قواعد ربط دو جمله جمله واره های قیدی شرطی ۴
۲ جملات شرطی  جمله واره قیدی ۵
۳ جملات سوالی زمان حال ساده عبارات قیدی ۶

پرکاربردترین عبارات

۱ گرامر going to گرامر used to ۷
۲ گرامر could گرامر wish ۸
۳ گرامر would گرامر will ۹
۴ گرامر do does  گرامر shall ۱۰
۵ گرامر have has  گرامر have got  ۱۱
۶ گرامر to   ۱۲

دانلود آموزشهای صفر تا صد

  lesson  دانلود فیلم های آموزش گرامر انگلیسی pdf  دانلود ۴ کتاب آموزش گرامر کامل انگلیسی
English

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست