کنکور و موفقیت در آن

انتخاب مسیر؛ سه سنجه‌ای که تصمیم را روشن‌تر می‌کنند

افاق

هر سال حوالی اعلام نتایج کنکور، یک سؤال در خانواده‌ها تکرار می‌شود: بالاخره چه رشته‌ای؟ و جوابی که معمولاً می‌گیرد ترکیبی است از بازار کار، نظر اقوام، و حدس.

چیزی که کمتر وارد این گفت‌وگو می‌شود، خودِ فرد است — نه در معنای «به چه علاقه داری» که جوابش معمولاً مبهم است، بلکه در معنای الگویی که از انتخاب‌های قبلی‌اش می‌شود بیرون کشید.

باور به توانستن، یک متغیر قابل اندازه‌گیری است

آلبرت بندورا در دهه‌ی هفتاد میلادی مفهومی را وارد روان‌شناسی کرد که امروز یکی از پرارجاع‌ترین سازه‌های این رشته است: خودکارآمدی. تعریفش ساده است — باور شما به اینکه می‌توانید از پس یک موقعیت سخت بربیایید.

نکته‌ی مهم این است که خودکارآمدی با اعتمادبه‌نفس یکی نیست و با توانایی واقعی هم یکی نیست. دو دانشجو با نمرات مشابه می‌توانند نمره‌ی خودکارآمدی خیلی متفاوتی داشته باشند، و پژوهش‌ها نشان داده‌اند این تفاوت در رفتار بعدی‌شان اثر می‌گذارد: کسی که باور دارد از پسش برمی‌آید، دیرتر رها می‌کند.

مقیاس خودکارآمدی عمومی ساخته‌ی شوارتزر و یروسالم ده گویه دارد و در حدود دو دقیقه تمام می‌شود. برای کسی که سر یک تصمیم بزرگ ایستاده، فهمیدن اینکه تردیدش از کجا می‌آید — از موقعیت یا از باور — تفاوت مهمی است.

معنا: حاضر است یا دنبالش می‌گردید؟

یکی از ظریف‌ترین ابزارهای این حوزه، پرسش‌نامه‌ی معنا در زندگی است. چیزی که آن را جالب می‌کند، تفکیکی است که انجام می‌دهد: حضور معنا را از جست‌وجوی معنا جدا می‌سنجد.

این دو مستقل‌اند. کسی می‌تواند هر دو را بالا داشته باشد — معنایی دارد و هنوز کنجکاو است. یا هر دو پایین — که لزوماً وضعیت بدی نیست، گاهی یعنی فرد فعلاً درگیر چیزهای عملی‌تری است. حالتی که معمولاً بیشترین ناراحتی را می‌سازد ترکیب حضور پایین و جست‌وجوی بالاست: می‌دانی چیزی کم است و هنوز پیدایش نکرده‌ای.

این پرسش‌نامه ده سؤال دارد و دو نمره‌ی جدا می‌دهد. برای کسی که در آستانه‌ی مهاجرت، تغییر شغل یا انتخاب رشته است، این تفکیک بیشتر از یک نمره‌ی کلی به کار می‌آید.

شکوفایی، آن‌طور که در پژوهش تعریف شده

«زندگی خوب» مفهوم فلسفی به نظر می‌رسد ولی در روان‌شناسی مثبت‌نگر تعریف عملیاتی پیدا کرده. اد دینر و همکارانش هشت ستون را شناسایی کردند: هدف، رابطه‌ی حمایت‌گر، مشارکت، مشغولیت، توانمندی، احترام، خوش‌بینی و کمک به دیگران.

مقیاس شکوفایی هشت جمله دارد و به‌عمد کوتاه است. فایده‌اش برای تصمیم‌های بزرگ زندگی این است که نشان می‌دهد اگر جایی لنگ می‌زند، کدام ستون است. «حالم خوب نیست» را به «رابطه‌ی حمایت‌گرم کم است» تبدیل می‌کند — و دومی چیزی است که می‌شود رویش کار کرد.

چه انتظاری از این ابزارها داشته باشیم

هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌گویند چه رشته‌ای بخوانید یا به کدام کشور بروید. کاری که می‌کنند این است که گفت‌وگوی درونی‌تان را از سطح حس به سطح مشخص می‌آورند.

چند نکته‌ی عملی:

  • در آرامش بدهید. نمره‌ی خودکارآمدی در هفته‌ی امتحانات با نمره‌ی همان فرد در تعطیلات فرق می‌کند.
  • نتیجه را نگه دارید. شش ماه بعد دوباره بدهید. تفاوت دو نمره از خود نمره گویاتر است.
  • عدد را با کسی در میان بگذارید که می‌تواند تفسیرش کند — مشاور تحصیلی، روان‌شناس، یا حتی دوستی که شما را خوب می‌شناسد.

یک نشانه برای انتخاب ابزار

بازار تست‌های آنلاین شلوغ است و بیشترشان نیت خوبی دارند. اگر خواستید بین چند گزینه انتخاب کنید، به یک چیز ساده نگاه کنید: صفحه‌ی تست نام سازنده و سال انتشار را نوشته یا نه.

ابزارهای استاندارد همه شناسنامه دارند — مقیاس خودکارآمدی مال شوارتزر و یروسالم است، مقیاس شکوفایی مال دینر و همکارانش، پرسش‌نامه‌ی معنا مال استگر. وقتی این اطلاعات نوشته شده، یعنی می‌توانید بروید منبع را ببینید. و همین قابلیت راستی‌آزمایی، بیشتر از هر ادعایی درباره‌ی دقت، به یک ابزار اعتبار می‌دهد.

radtime

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
تیکت جدید