مهندسان شهرسازی

شهرسازی/مهندس شهرساز به انگلیسی و واژگان شهرسازی

گاما

شهرسازی به انگلیسی می شود Urbanism (اِربَنیزم) اما این واژه دو معنای دیگه هم داره یعنی شهری و اعتیاد به زندگی شهری، بهمین دلیل اخیرا بجای آن از واژه Urban development برای شهرسازی استفاده می کنن حتی بطور خلاصه از واژه Urban. ضمنا مهندس شهرساز میشه Urban engineer (تلفظ: اِربَن اینجینیِر) در این مطلب شهرسازی و مهندس شهرساز و واژگان کاربردی شهرسازی در زبان رو بهتون آموزش میدیم.

رایج ترین اصطلاحات در حوزه شهرسازی

Abutter: مالک زمین مجاور

به معنی همان “مالک زمین مجاور” است. معمولا کسی که از پیشرفت متنفر است و آرزو می‌ کند همه چیز هنوز هم همان طوری باشد که در سال 1800 بود.

Arcology: آرکولوژی

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

ترکیب کلمات “Architecture” به معنای معماری و “Ecology” به معنای بوم‌ شناسی است. برای توصیف ابرسازه‌ های کاملی که از دخل و تصرف انسان بر محیط زیست می‌ کاهند، به کار می ‌رود. اساسا، پروژه‌ های مفهومی که معماران دوست دارند طراحی کنند و هیچ کس دوست ندارد برایش هزینه‌ ای پرداخت کند هم؛ در این دسته قرار می‌ گیرند.

Boomburb: حومه شهری

مناطقی که تراکم جمعیت یک شهر اما از نظر ساختمانی ظاهر زشت حومه شهر را دارند.

Brownfield land: زمین ‌های دست‌ خورده

زمین ‌هایی که قبلا کاربری تجاری یا صنعتی داشته ‌اند و در حال حاضر آلوده‌ اند؛ اما فروشنده اصرار دارد به آن ها برچسب مناسب بزند.

حتما بخوانید: بهترین جملات انگلیسی برای شروع مکالمه

Brusselization: بروکسل ‌سازی، اعیان ‌نشین سازی

به عمل ساختن ساختمان‌ های مدرن بلند در وسط شهرستان ‌ها بدون توجه به بافت و شرایط آن می‌ گویند. این نام از این واقعیت که شهر بروکسل این کار را انجام داده، نشات گرفته شده است.

Community greens: فضاهای سبز مشترک

فضاهای سبز مشترک در محله‌ های مسکونی. معمولا این مناطق خاص روی نقشه سبز رنگ می‌ شود و آن را “طراحی پایدار ” می ‌نامند.

Conscious city: شهری که شما را بهتر از تراپیست تان درک می‌ کند!

Conurbation: شهرگان

 

Conurbation: شهرگان (تصویر بالا)

منطقه ‌ای که از چندین شهر و شهرک تشکیل شده است که برای ایجاد یک منطقه با هم ادغام شده ‌اند.

Coving: طراحی پیچ در پیچ معابر

یک روش برنامه ‌ریزی شهری که در آن جاده‌ ها به صورت پیچ در پیچ طراحی می‌ شوند. این نوع مسیر‌ها برای زمانی که یک راه آشنا و همیشگی را طی می ‌کنید یا قصد دارید بی‌ هدف رانندگی کنید، جالب است.

Edge city: یک مرکز شهر ثانویه در مرز و حاشیه شهر

Ekistics: شهر پروری

علم فانتزی که پشت شهرسازی است. در واقع این اصطلاح توسط افرادی استفاده می ‌شود که واقعا به قدرت طراحی اهمیت می ‌دهند.

Elbow roomers: افرادی که شهر را برای حومه شهر ترک می ‌کنند.

Facadism: نماسازی

عملی که بسیاری از معماران به شدت از آن متنفر هستند، عمدتا شامل پنهان کردن یک جعبه شیشه ‌ای در پشت سطح خارجی یک ساختمان تاریخی است.

Floor area ratio: مساحت زیربنا یا کل ساختمان

Fused grid: یک نوع الگوی خیابانی شبکه ‌ای که ظاهرش شبیه یکی از تست ‌های IQ است.

Green belt: کمربند سبز

Green belt: کمربند سبز

سیاستی که در برنامه ‌ریزی شهری برای حفظ “کمربند” محیط زیست طبیعی در اطراف مناطق شهری استفاده می ‌شود. بر اساس این سیاست اگر هنوز یک نوار کوچک سبز وجود داشته باشد، می ‌توانیم وانمود کنیم که زمین را نابود نکرده ‌ایم.

Greenfield land: زمین بکر

زمینی که دست ‌نخورده و بکر است.

Greyfield land: زمین ‌های دارای وضعیت مبهم

ساختمان ‌ها یا زمین ‌هایی مثل مراکز خرید بی رفت و آمد که از لحاظ اقتصادی سودی ندارند و کلی مناطق آسفالت ‌شده خالی در اطرافشان دارند.

حتما بخوانید: چطور افراد را در انگلیسی صدا بزنیم؟

Grid plan: نقشه ‌ای به شکل یک شبکه

Infill: میان ‌افزایی کردن

پر کردن شکاف بین ساختمان ‌ها با ساختمان ‌های دیگر

Isovist: ابعادی که به مجموعه ‌ای از نقاط قابل مشاهده از یک نقطه خاص در فضا اشاره دارد.

Mansionization: عمارت‌ سازی

ساختن عمارت و خانه‌ های بزرگ توسط برخی از افراد برای به رخ کشیدن ثروتمند

Missing Middle Housing

Missing Middle Housing: نوعی خانه ‌سازی که در آن ساختمان‌ ها چیزی بین آپارتمان ‌های یک خوابه تنگ و عمارت هستند. (تصویر بالا)

New Urbanism: شهرسازی جدید

یک جنبش طراحی در شهرسازی که در آن به عابر پیاده بیشتر اهمیت داده شده و از نظر زیست محیطی پایدار است. بیشتر برای زندگی شهری و اجتماعی ساخته شده است.

حتما دانلود کنید: آموزش زبان انگلیسی با ۱۰۰ درس رایگان (صفر تا صد+جزوه)

New Suburbanism: شهر سازی جدید برای حومه شهر

NIMBY: این کلمه مخفف عبارت انگلیسی Not In My Backyard و به معنای ” مرگ خوب است برای همسایه” است. اما در شهرسازی به افرادی گفته می ‌شود که معتقدند پناهگاه باید برای بی‌خانمان ‌ها ساخته شود؛ اما نباید در شعاع 8 کیلومتری آن ها باشند.

Out growth: یک منطقه شهری که از شهر فعلی سریع‌ تر رشد می ‌کند.

Overdevelopment: توسعه بیش از حد

این ایده رادیکال که به رشد بی ‌وقفه جمعیت و توسعه ساختمان ‌ها اشاره دارد، ممکن است تاثیر منفی بر جهان داشته باشد.

Permeability: نفوذ پذیری

Permeability: نفوذ پذیری

این اصطلاح مورد علاقه شهرنشینان جدید است و به نحوه تبدیل شدن منطقه شهری به سوراخ‌ های پنیر اشاره دارد.

Placemaking: هنر ساختن مکان‌ های عمومی به جای ساختمان‌ های زیبای مجزا

PLVI: منطقه ‌ای در یک شهر که بیشترین ارزش زمین را دارد.

Protected view: منظره محافظت ‌شده

منظره ‌ای که به خاطر زیبایی ‌اش از آن محافظت می ‌شود.

حتما بخوانید: روش نوشتن رزومه به انگلیسی

Ribbon development: توسعه مناطق نواری

هنگامی که تحولات در بخش ‌های نواری مخصوصا جاده ‌های اصلی و ایستگاه‌های راه‌ آهن رخ می‌ دهد، باعث گسترش شهری خواهد شد.

Road verge: حاشیه چمنی جاده

مناطق کنار جاده که از علف پوشیده شده ‌اند.

Setback: عقب‌ نشینی ساختمان

حداقل فاصله‌ ای که یک ساختمان باید نسبت به خیابان، جاده یا مشخصه طبیعی داشته باشد.

Smart city: شهر هوشمند

از داده‌ های گردآوری شده برای به دست آوردن اطلاعات در مورد ساکنان به منظور مدیریت موثر این شهر استفاده می ‌شود. شهر هوشمند این پتانسیل را دارد که شیوه زندگی ما انسان ‌ها را بهتر کند.

Strollology: علم دوره‌گردی

علم گشتن نه تنها در مراتع زیبا؛ بلکه در تمام مناطق شهر مثل بخش ‌های عمارت‌ نشین، حومه ‌ای و مناطق متروکه و الهام گرفتن از آن ها

Synekism: اتحاد چندین شهر کوچک تحت حاکمیت یک شهر به عنوان پایتخت

Tactical urbanism: شهرسازی تاکتیکی

Tactical urbanism: شهرسازی تاکتیکی

یک رویکرد شهری برای ساخت محلات با استفاده از مداخلات کوتاه‌ مدت و کم‌ هزینه به منظور ایجاد تغییرات در بلند مدت

Terminating vista: چشم ‌انداز محدود یا پایان‌دار

ساختمان‌ های فوق‌العاده مهم که در انتهای جاده قرار دارند، بنابراین شما نمی ‌توانید چیزی فراتر از این منظره را ببینید.

Third place: مکان سوم

مکان اول خانه است، مکان دوم محل کار است و مکان سوم تمام محیط‌ های دیگر جامعه است که برای روح و روان خوب است.

Urban prairie: چمن ‌زار شهری

زمین شهری که تبدیل به فضای سبز شده است.

حتما در کنار این مطلب بخوانید: اسامی کشورها به انگلیسی +مخفف و روش نوشتن ملیت

Urban acupuncture: تاکتیک طب سوزنی شهری

این اصطلاح که با الهام از طب سوزنی چینی به وجود آمده، متدی برای بازسازی شهری با تمرکز روی مناطق کوچک و محلی است. ایده پشتش این است که مداخله در فضای عمومی نیازی به صرف هزینه بالا و در سطح گسترده ندارد.

Urbicide: شهرکُشی

به معنای “خشونت علیه شهر” است.

Vancouverism: ونکووریسم

ترفندهای برنامه‌ریزی شهری که روی شبیه‌تر کردن محیط شهری به ونکوور کانادا که به عنوان یکی از قابل زندگی‌ترین شهرهای جهان رتبه‌بندی شده است، تمرکز دارد.

Viewshed: چشم ‌انداز، میدان دید

به معنای منظره از یک نقطه خاص که با کمی محاسبات ریاضیاتی طراحی می ‌شود.

Walkability: پیاده‌ راهوری

Walkability: پیاده‌ راهوری

معیاری که بر اساس آن قابلیت پیاده ‌روی برای عابران پیاده مشخص می ‌شود.

Wildlife corridor: گذرگاه حیات وحش

یک راهرو سبز که حیوانات حیات وحش که به دلیل دخالت انسانی از هم جدا شده ‌اند را به هم متصل می ‌کند. این گذرگاه تنوع زیستی را افزایش و اجازه رفت و آمد ایمن برای حیوانات را می ‌دهد.

رشته های تحصیلی به انگلیسی (همه رشته های رایج)

YIMBY: برعکس NIMBY

این افراد معمولا ثروتمندانی هستند که عاشق اعیان ‌سازی‌اند و می ‌خواهند تا آنجا که ممکن است شهر توسعه یابد، حتی اگر به قیمت خراب شدن طراحی شهری تمام شود.

Zone of transition: منطقه عبور

منطقه‌ ای که در مدل شهری متحدالمرکز دچار تغییرات پشت سر هم شده است. این منطقه توسط ارنست بورگس مطرح شد.

Sustainable, walkable, mixed-use neighbourhoods:

Sustainable, walkable, mixed-use neighbourhoods: محله‌سازی سازگار با محیط زیست، قابل پیاده‌ روی و چند منظوره

این یک نوع توسعه شهری است که کاربری ‌های متعدد مثل مسکونی، تجاری ، فرهنگی، سازمانی یا سرگرمی را در یک فضا ترکیب می ‌کند.

Visionary new towns: شهر های رویایی جدید

این اصطلاح به “شهر های فردا” اشاره دارد که تمرکزش روی آینده ‌ای روشن و مثبت برای شهرها است.

Urban sprawl: رشد بی ‌رویه شهرها

Infill development: توسعه میان‌ افزا

استفاده از زمین در یک منطقه مسکونی پر از ساختمان به عنوان بخشی از پروژه توسعه مجدد جامعه را گویند. اصطلاح کمی جامع ‌تر “بازیافت زمین” یا Land Recycling گاهی اوقات به جای این مورد استفاده می شود.

مهاجرت کاری به کدام کشور آسان است؟ (بعد از کرونا)

مشاغل مرتبط با شهرسازی

  • Urban Design طراحی شهری
  • Urban Planning برنامه ریزی شهری
  • Urban Management مدیریت شهری
  • Regional Planning برنامه ریزی منطقه ای
  • Transport Planning برنامه ریزی حمل و نقل
  • Historic Building Inspector/ Conservation Officer بازرس اماکن تاریخی / مامور حفاظت
  • Housing Manager/ Officer مدیر یا مامور خانه‌سازی
  • Local Government Officer مامور دولتی
  • Town Planner برنامه‌ریز شهری
  • Transport Planner برنامه‌ریز حمل و نقل

حتما دانلود کنید: دانلود جملات کاربردی انگلیسی (مخصوص مکالمه)

اصطلاحاتی که در طراحی شهر استفاده می شوند

  • Landscaping طراحی مناظر
  • Urban fabric بافت شهری
  • Heritage preservation حفظ تاریخی
  • Active transportation حمل و نقل فعال
  • Green infrastructure زیرساخت سبز
  • Transitoriented development توسعه با تمرکز بر حمل‌ونقل عمومی
  • Place identity هویت مکانی
  • Mixed-use development توسعه مختلط
  • Urban renewal نوسازی شهری
  • Smart city شهر هوشمند

مکمل این مطلب: اصطلاحات شهرسازی، مخفف آن و گرایشات آن به انگلیسی

زبانمهر

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست