from

ترجمه from از انگلیسی، کاربردها و مثال آن در جمله

گاما
افاق

در این مطلب معنا و کاربردهای حرف اضافه from در انگلیسی و فارسی، مثالهای آن در جمله و نکات گرامری آن به زبان ساده را توضیح می دهیم. (منبع اصلی نوشتار)

  • معانی From: از، از جانب، از طرف، به واسطه، در نتیجه، مربوط به
  • تلفظ: /frɒm/، /frəm/
  • نوع کلمه: preposition (حرف اضافه)

تعریف from به انگلیسی

1- Used to show where somebody/something starts.  برای نشان دادن اینکه کسی یا چیزی از کجا شروع می شود، استفاده می شود

مثال:

  • She began to walk away from him.  شروع به دور شدن از او کرد
  • Has the train from Bristol arrived?  آیا قطار از بریستول رسیده است؟

2- Used to show what the origin of somebody/something is.  برای نشان دادن منشا و اصالت کسی یا چیزی استفاده می شود

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

مثال:

  • I am from Italy.  من اهل ایتالیا هستم
  • Documents from the sixteenth century  اسناد مربوط به قرن شانزدهم
  • Quotations from Shakespeare.  نقل قولهایی از شکسپیر
  • Heat from the sun.  گرمای ناشی از خورشید

دانلود کنید: متن مکالمه زبان انگلیسی ۲ نفره با ترجمه

3- Used to show who sent or gave something/somebody.  برای نشان دادن اینکه چیزی یا کسی از سمت چه کسی یا چه چیزی ارسال یا داده شده است، استفاده می شود

مثال:

  • A letter from my brother.  نامه ای از طرف برادرم
  • Information from witnesses  اطلاعاتی از شاهدان
  • The man from the insurance company  نماینده ای از شرکت بیمه

4- Used to show when something starts.  برای نشان دادن زمان شروع چیزی استفاده می شود

مثال:

  • We are open from 8 a.m. to 7 p.m. every day.  ما از ساعت 8 صبح تا 7 بعد از ظهر هر روز باز هستیم
  • He was blind from birth.  او از بدو تولد نابینا بود

5- Used to show how far apart two places are.  برای نشان دادن فاصله دو مکان از یکدیگر استفاده می شود

مثال:

  • 100 meters from the scene of the accident.  (فاصله) صد متری از محل حادثه

دانلود کنید: دانلود داستان های کوتاه  با ترجمه

6- Used to show somebody’s position or point of view.  برای نشان دادن موقعیت یا نقطه نظر کسی استفاده می شود

مثال:

  • You can see the island from here.  از اینجا می توانید جزیره را ببینید
  • From a financial point of view, the project was a disaster.  از لحاظ مالی این پروژه یک فاجعه بود

7- from something (to something): used to show the range of something    عبارت from something (to something) برای نشان دادن دامنه چیزی استفاده می شود

مثال:

  • The temperature varies from 30 degrees to minus 20.   دما از 30 درجه تا منفی 20 درجه متغیر است
  • The store sells everything from shoelaces to computers.   این فروشگاه همه چیز، از بند کفش گرفته تا کامپیوتر می فروشد
  • Conditions vary from school to school.  شرایط از مدرسه ای به مدرسه دیگر فرق می کند

8- From something (to something): used to show the state or form of something/somebody before a change.   عبارت from something (to something) برای نشان دادن حالت یا شکل چیزی یا کسی قبل از تغییر استفاده می شود

  • Things have gone from bad to worse.   اوضاع از بد به سمت بدتر رفته است
  • translating from English to Spanish   ترجمه از انگلیسی به اسپانیایی
  • You need a break from routine.   تو نیاز به استراحت (و دوری) از روزمرگی داری

حتما دانلود کنید: 100 درس رایگان آموزش زبان انگلیسی (رایگان)

9- Used when making or recognizing a difference between two people or things.  برای ایجاد یا تشخیص تفاوت بین دو شخص یا چیز استفاده می شود

مثال:

  • Is Portuguese very different from Spanish?   آیا زبان پرتغالی با اسپانیایی تفاوت زیادی دارد؟
  • I can’t tell one twin from the other.   من نمی توانم دوقلوها را از هم تشخیص بدهم

10- Used to show the material that something is made of.  برای نشان دادن ماده ای که چیزی از آن ساخته شده استفاده می شود

مثال:

  • Steel is made from iron.  فولاد از آهن ساخته شده است

11- Used to show that somebody/something is separated or removed.  برای نشان دادن اینکه کسی یا چیزی جدا یا حذف شده استفاده می شود

مثال:

  • The party was ousted from power after eighteen years.  این حزب بعد از18 سال از قدرت برکنار شد

12- Used to show that something is prevented.  برای نشان دادن اینکه از چیزی جلوگیری شده استفاده می شود

مثال:

  • She saved him from drowning.  او را از غرق شدن نجات داد

13- Used to show the reason for something.  برای نشان دادن دلیل چیزی استفاده می شود

مثال:

  • She felt sick from tiredness.  از خستگی احساس بیماری کرد

14- Used to show the reason for making a judgement.  برای نشان دادن دلیل قضاوت استفاده می شود

مثال:

  • You can tell a lot about a person from their handwriting.  می توانی از روی دستخط یک نفر چیزهای زیادی راجع به او بگویی
  • From what I heard the company’s in deep trouble.  بر اساس چیزی که من شنیده ام، شرکت در مشکل عمیقی گرفتار شده است

حتما بخوانید: ۲۵۰ تا از کاربردی ترین اختصارات در انگلیسی مدرن

اصطلاح from… on

از این اصطلاح برای اشاره به اینکه چیزی از زمان ذکر شده شروع شده و تا بعد به صورت مداوم ادامه دارد استفاده می شود.

مثال:

  • From now on you can work on your own.  از الان به بعد می توانی خودت کار کنی
  • She never spoke to him again from that day onاز آن روز به بعد دیگر با او حرف نزد

 

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
تیکت جدید