متدولوژیکال

معنی methodological در فارسی و انگلیسی و مثال آن در جمله

گاما
افاق

وقتی می خواهیم چیزی را توصیف کنیم که به روشها و عملکردهای یک رشته خاص مربوط می شود از صفت methodological یا روش شناسی استفاده می کنیم؛ مثلا اگر کسی دکتر باشد میشه باید بهترین شیوه های روش شناسی را دنبال کند. اگر بیمار سردرد دارد، او را تحت درمان پادرد قرار ندهد و برعکس.

ریشه صفت methodological را می توان به دو بخش تقسیم کرد: -ical به معنای “از یا مربوط به”، ology- به معنای “شاخه دانش” و method هم و واژه لاتین و یونانی methodus گرفته شده که “روش آموزش یا تحقیق علمی” معنی می دهد. اگر قصد دارید تحقیقی انجام بدهید باید متغیرها را محدود کنید وگرنه تحقیق شما روش شناسی ضعیفی خواهد داشت؛ مثلا اگر قرار است روی ژن های چشم آبی ها تحقیق کنید ولی چشم سبزها را هم مورد مطالعه قرار بدهید با مشکلات روش شناسی مواجه می شوید.

تعریف methodological

  • نوع کلمه: adjective (صفت)
  • تلفظ: /ˌmɛθədəˈlɒdʒɪkl/

تعریف:

Relating to the methodology of some discipline.   مربوط به روش شناسی برخی رشته ها

 


English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!


 

مثال:

  • Methodological errors   اشتباهات روش شناسی

دانلود کنید برای گوشی: 5 دیکشنری برتر دنیا

جملات نمونه

1- Natural experiments in any field, whether in ecology or human history, are inherently open to potential methodological criticisms.

آزمایشات طبیعی در هر زمینه ای، چه بوم شناسی و چه تاریخ، ذاتاً در معرض انتقادهای روش‌شناختی بالقوه قرار دارند.

2- All last week they had Burt going over my experiments and methodological charts.

آنها تمام هفته گذشته برت را وادار کردند که آزمایشات و نمودارهای روش شناسی من را بررسی کند.

3- Such methodological problems have been discussed in detail for some of the historical sciences.

این قبیل مشکلات روش شناسی به طور مفصل برای برخی از علوم تاریخی مورد بحث قرار گرفته اند.

دانلود کنید: دانلود داستان های کوتاه  با ترجمه

توضیحات بیشتر با مثال و تمرین

در انگلیسی:

  • تعریف: صفتی که به روش‌شناسی (methodology) یا روش‌های مورد استفاده در یک مطالعه، تحقیق یا فرآیند مربوط می‌شود. معمولاً به رویکردها، تکنیک‌ها یا اصول سیستماتیک برای انجام یک کار اشاره دارد.
  • تلفظ: /ˌmeθədəˈlɒdʒɪkəl/ (در انگلیسی بریتانیایی) یا /ˌmeθədəˈlɑːdʒɪkəl/ (در انگلیسی آمریکایی)
  • مترادف‌ها: systematic, procedural, technical, methodical
  • کاربرد: در زمینه‌های علمی، پژوهشی، آموزشی و فنی برای توصیف چیزی که با روش‌های منظم و سازمان‌یافته انجام می‌شود.

در فارسی:

  • معنی: روش‌شناختی، مربوط به روش‌شناسی، وابسته به روش‌های منظم و سیستماتیک.
  • کاربرد: معمولاً در متون علمی و آکادمیک برای توصیف فرآیندها یا رویکردهای تحقیقاتی استفاده می‌شود.

مثال‌ها در جمله

در انگلیسی:

  1. The study’s methodological approach ensured accurate and reliable results.  رویکرد روش‌شناختی این مطالعه نتایج دقیق و قابل اعتمادی را تضمین کرد
  2. She criticized the methodological flaws in the research design.  او نقص‌های روش‌شناختی در طراحی پژوهش را مورد انتقاد قرار داد
  3. A methodological framework is essential for conducting scientific experiments.  چارچوب روش‌شناختی برای انجام آزمایش‌های علمی ضروری است

در فارسی:

  1. این مقاله یک تحلیل روش‌شناختی از داده‌های جمع‌آوری‌شده ارائه می‌دهد.
  2. مشکلات روش‌شناختی در این تحقیق باعث کاهش اعتبار نتایج شد.
  3. برای موفقیت پروژه، باید یک رویکرد روش‌شناختی دقیق اتخاذ کنیم.

نکات:

  • تفاوت با methodical: واژه “methodical” به معنای «منظم» یا «با دقت» است و به ویژگی شخصی یا نحوه انجام کار اشاره دارد (مثلاً: He is a methodical worker = او کارگری منظم است). اما “methodological” به روش‌ها و اصول علمی یا تحقیقاتی مربوط می‌شود.
  • کاربرد آکادمیک: این واژه بیشتر در متون علمی، مقالات پژوهشی و بحث‌های دانشگاهی استفاده می‌شود.
  • ترجمه دقیق: در فارسی، گاهی به جای «روش‌شناختی» از عباراتی مانند «مربوط به روش» یا «بر اساس روش‌شناسی» استفاده می‌شود، بسته به زمینه.
radtime

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
تیکت جدید