آیلتس

اصطلاحات کاربردی آیلتس: 55 اصطلاح رایج برای گرفتن نمره بالای 8

ielts gama-min

در این مقاله، به 80 اصطلاح مهم به همراه چند مثال که کاربردشان در جمله را نشان می دهند، می پردازیم. یاد گرفتن این اصطلاحات به شما در پاسخگویی به سوالات آیلتس (توصیف افراد ، زمان، علایق و فعالیت ها) کمک می کند تا بتوانید نمره بالاتر از 8 را در این آزمون کسب کنید.

1-A penny for your thoughts

1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال:

  • For several minutes they sat silently, then finally she looked at him and said, “A penny for your thoughts, Walter.”

آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه می گذرد.”

2-Against the clock

2-خیلی سریع/ با شتاب: کاری را در سریع ترین زمان ممکن انجام بدهید و سعی کنید آن را قبل از زمان معینی به پایان برسانید. مثال:

  • With her term paper due on Monday, she was racing against the clock to finish it   از آن جا که مهلت تحویل مقاله اش تا دوشنبه بود، او تلاش می کرد خیلی سریع تکمیلش کند

3-Lend an ear

3-با دقت گوش کردن: با دقت و مشتاقانه به حرف کسی گوش کردن. مثال:

  • If you have any problems, go to Claire. She’ll always lend a sympathetic ear   اگر مشکلی دارید، بروید پیش کلیر. او همیشه با صبر و حوصله به حرفهایتان گوش می کند

4-on cloud nine

4-خیلی خوشحال/ خوشحال از ته دل

  • She just bought her first new car and she’s on cloud nine.   او تازه اولین ماشین جدیدش را گرفته و خیلی خوشحال است

5-bushed

5-خسته.

  • I am totally bushed after staying up so late.   من به خاطر این که تا دیر وقت بیدار بودم، خیلی خسته ام

6-hard feelings

5-احساس دلخوری و ناراحتی

  • I am sorry I have to fire you. No hard feelings, okay?   متأسفم که باید شما را اخراج کنم. دل خور نشوید، باشه

7-hit the hay

7-خوابیدن

  • It’s 12 o’clock. I think it’s time to hit the hay.   ساعت 12 است. فکر می کنم وقت آن رسیده است که بروم بخوابم

8-be sick to death of something/ doing something

8-متنفر بودن از چیزی یا انجام کاری . وقتی کسی از طولانی شدن یک کار یا اتفاق ناخوشایند، عصبانی و کلافه می شود، از این عبارت استفاده می کند.

  • I’m sick to death of doing nothing but work. Let’s go out tonight and have fun.   من از انجام هیچ چیزی به اندازه کار متنفر نیستم . بیایید امشب بیرون برویم و خوش بگذرانیم

9-(come) rain or shine

9-حتی اگر از آسمان سنگ هم ببارد/ هر اتفاقی که بیفتد

  • I will be on time for the class, rain or shine.   حتی اگر سنگ هم از آسمان بیاید، به موقع سر کلاس حاضر می شوم
  • Come rain or shine, she is always smiling.   هر اتفاقی که بیفتد، او همیشه لبخند می زند

10-be all ears

10-سراپا گوش: مشتاق و آماده گوش دادن

  • I’m all ears, waiting to hear your latest excuse for not getting this job done!   من سراپا گوش، منتظرم بهانه شما برای انجام ندادن این کار را بشنوم

۲۰۰ واژه دشوار و پرکاربرد در همه آزمونها

11-in the nick of time

11-سر بزنگاه/ درست به موقع: خیلی زود.

  • I got to the drugstore just in the nick of time. It’s a good thing because I really need this medicine!  درست سر موقع به داروخانه رسیدم . خیلی خوب شد زیرا من واقعا به این دارو نیاز دارم

12-fresh/clean out of something

12-تمام کردن چیزی: فروختن یا استفاده کردن ته مانده یک چیز

  • I have to go buy some more milk. It seems we’re fresh out now.  من باید بروم کمی شیر بخرم. به نظر می رسد نداریم

13-have/get mixed feelings about something

13-احساسات ضد و نقیض داشتن: مردد بودن نسبت به چیزی

  • I have mixed feelings about my trip to England. I love the people, but the climate upsets me.

من در مورد سفرم به انگلستان مرددم . من عاشق مردم هستم اما آب و هوایش اذیتم می کند.

14-Give it one’s best shot

14-از خود مایه گذاشتن/ نهایت تلاش خود را کردن: بهترین کاری که یک نفر می تواند انجام بدهد

  • This test question is really tough! I’ll give it my best shot, and I’ll get good marks for doing my best.   این سوال امتحان واقعا سخت است! من نهایت تلاشم را می کنم و نمرات خوبی به خاطر این تلاشم می گیرم

15-In deep water

15-در تنگنا/ گرفتار: در سختی بودن یا یا قرار گرفتن در موقعیت خطرناک

  • He has not submitted his dissertation so he’s in deep water.   او پایان نامه اش را ارائه نداده است در نتیجه در شرایط بدی قرار دارد

16-next to nothing

16-تقریبا صفر: مفت بودن، خیلی خیلی کم

  • I went to the new discount store and bought these new shoes for only five dollars. That’s next to nothing!   من به یک فروشگاه تخفیفی جدید رفتم و این کفش های جدید را فقط با پنج دلار خریدم. مفت است

17-To be up in arms about something

17-معترض و عصبانی بودن در مورد چیزی

  • She has been up in arms about the rent increase.   او در مورد افزایش اجاره بها معترض و عصبانی است

18-Put yourself in somebody’s shoes

18-خود را جای کسی گذاشتن: برای درک شرایط یا احساسات یک نفر، تصور کنید جای او هستید.

  • If you put yourself in my shoes, you would understand why I made that decision   اگر خودتان را جای من بگذارید، می فهمید که چرا من آن تصمیم را گرفتم

19-At all costs

19-به هر قیمتی/ تحت هر شرایطی: هر کاری بکنید که به موفقیت برسید.

  • My dream is to become a successful businessman and I will work hard for it at all costs   رویای من اینست که یک تاجر موفق شوم و من تحت هر شرایطی برای رسیدن به آن تلاش می کنم

۱۰۰ جمله راجب کارهای روزمره

21-On the ball

20-بادقت/ حواس جمع: آماده و سریع

  • Our staff is really on the ball to get projects done on time.   کارمندان ما واقعا حواسشان هست تا پروژه ها را سر موقع تحویل دهند

20. Explore all avenues

21-تمام جوانب یا راه ها را در نظر گرفتن: برای پیدا کردن راه حل یک مشکل یا رسیدن به نتیجه دلخواه، هر راهی را مورد بررسی قرار بدهیم.

  • We need to explore all avenues before doing something that is not very safe to a great number of people in order to minimize unfavourable consequences   ما باید قبل از انجام هر کاری که ممکن است جان افراد زیادی را به خطر بیندازد، تمام راه ها را بررسی کنیم تا پیامدهای نامطلوب به حداقل برسد

22-Throw in the towel

22-کم آوردن/ تسلیم شدن

  • I’ve spent too much time on this project to throw in the towel now.   من زمان زیادی را صرف این پروژه کرده ام اما رهایش کردم

23-Down to earth

23-واقع بین: اهل عمل و واقع گر

  • It’s time we were brought down to earth to figure out a difficult situation, and offer a good solution.   وقت آن است که واقع بین باشیم تا بتوانیم شرایط را بسنجیم و یک راه حل خوب ارائه کنیم

24-Full of beans

24-سرحال و پر انرژی

  • I really enjoy being with my best friend because he is always full of beans.   من واقعا از بودن در کنار بهترین دوستم لذت می برم زیرا او همیشه پرانرژی است

25-Get a head start

25-اول شروع کردن/ قبل از همه شروع کردن

  • This year we’ll get a head start on the competition by running more advertisements.   امسال ما با تبلیغ بیشتر ، قبل از هم رقابت را آغاز می کنیم

26-A drop in the ocean

26-به مقدار خیلی کم: بخش بسیار کوچکی از یک چیز

  • Donating only ten rupees might seem like a drop in the ocean, but even a small amount of charity goes a long way.   کمک در حد ده روپیه ممکن است خیلی کم به نظر برسد، اما حتی همین مقدار کم هم تاثیر زیادی دارد

27-It’s a small world

27-دنیای کوچکی است: ملاقات اتفاقی و دور از انتظار کسی که می شناسید.

  • We bumped into each other at the airport, what a small world isn’t it?   ما به صورت اتفاقی در فرودگاه یکدیگر را دیدیم، چه دنیای کوچکی است، نه

28-Blessing in disguise

28-توفیق اجباری: یعنی اتفاق بدی برای تان می افتد اما بعدا متوجه می شوید که به نفع تان بوده است.

  • Getting rejected was a blessing in disguise as it taught me the role of failure in being successful.   رد شدن یک توفیق اجباری بود زیرا به من فهماند شکست در موفقیت نقش دارد

۴۵۰ اصطلاح جالب انگلیسی

29-A hot potato

29-یک درد سر بزرگ: موضوعی بحث برانگیز

  • Her broken marriage has become a hot potato at every family occasion.   به هم خوردن ازدواج او در هر دورهمی خانوادگی به یک موضوع بحث بر انگیز تبدیل شده است

30-Sit on a fence

30-سکوت اختیار کردن: مطمئن نبودن در مورد چیزی

  • I’m sitting on a fence thinking about whether I should apply for this course or not.   من مرددم که آیا باید برای این دوره اقدام کنم یا خیر

31-To pick holes in something

31-ایراد گرفتن: نقطه ضعف پیدا کردن

  • As soon as I completed my project, she started to pick holes in it.   به محض اینکه پروژه ام را به پایان رساندم، او شروع به ایراد گرفتن کرد

32-Ducks and drakes

32-اسراف کردن/ بریز و بپاش کردن

  • They spent ducks and drakes at their wedding in Los Angeles.   آن ها در مراسم عروسی شان در لس آنجلس، خیلی بریز و بپاش کردند

33-Read between the lines

33-نکته و منظور را گرفتن: درک معنای عمقی

  • One should read between the lines to understand the true essence of this poem.   انسان باید نکته اصلی را درک کند تا منظور اصلی این شعر را بفهمد

34-To be in the same boat

34-در یک کشتی بودن : شرایط مشابه داشتن

  • Radha and Surbhi are sailing in the same boat as they both have their acceptance letter pending from a university abroad.   رادا و سربی وضعیت مشابهی دارند زیرا نامه پذیرش هر دو در دانشگاه خارج از کشور، در حالت تعلیق است

35-To Split hair

35-مو را از ماست کشیدن/ مته به خشخاش گذاشتن: بی جهت بحث کردن

  • My father was splitting hair unnecessarily at the bank.   پدرم در بانک داشت بی جهت بحث می کرد

36-To get down

36-شروع کردن

37-A wild goose chase

37-آب در هاون کوبیدن : تلاش بی فایده

38-A bad egg

38-بد ذات: بی ارزش یا به درد نخور

39-A sleeping partner

39-شریک سرمایه گذار/ غیر فعال: شریکی که هیچ کاری انجام نمی دهد .

از دست ندهید: 50 اصطلاح رایج در مکالمات زبان انگلیسی (موقعیت های مختلف)

40-To give someone a piece of your mind

40-به حساب کسی رسیدن/ اعتراض خود را به کسی نشان دادن : کسی را به خاطر رفتارش محکوم کردن

41-Between devil and deep sea

41-بین بد و بدتر: گیر کردن بین دو چیز که هر دو به یک اندازه خطرناکند

42-To fight tooth and nail

42-با چنگ و دندان جنگیدن: بااراده و مصمم تلاش کردن، انجام دادن یک کار با تمام توان

43-Swan song

43- اثر خداحافظی : آخرین کاری که توسط یک هنرمند ساخته می شود.

44-To strain every nerve

44-تمام توان خود را به کار گرفتن/ تمام تلاش خود را کردن

45-To turn up one’s nose

45-دماغ را سر بالا گرفتن : رد کردن یک چیز؛ مخصوصا وقتی فکر می کنید به قدر کافی خوب نیست.

46-Down in the dumps

46-گرفته/ بی حوصله : افسرده و ناراحت

47-Dutch courage

47-شجاعت و جرات ناشی از مستی

اصطلاحات رسمی و غیر رسمی زبان انگلیسی (پرتکرارترین ها)

48-To make one’s mouth water

48-آب دهان راه افتادن: میل شدید برای چیزی

49-At Mayor’s nest

49-چیز قلابی/ خوش ظاهر و بد باطن: چیزی که ظاهر گول زننده ای دارد

50-To beat around the bush

50-طفره رفتن/ صغری کبری چیدن: به اصل مطلب نپرداختن

51-Back to the drawing board

51-از اول شروع کردن : فکر کردن به روشهای جدید جهت انجام دوباره کاری که قبلا ایده یا طرحش با شکست مواجه شده است.

52-A close fisted person

52-ناخن خشک: کسی که تمایلی به بیشتر خرج کردن ندارد و خسیس است.

53-To put shoulder to the wheel

53-روی پای خود ایستادن: شروع یک کار بدون اینکه از دیگران توقع کمک داشته باشید

54-To bring the house down

54- حسابی همه را خنداندن

55-To bring to book

55-پای حساب کشیدن: تنبیه کردن

چه ترفندهایی باید برای آیلتس یاد بگیرم؟

همه ترفندها را در 4 مطلب زیر می توانید پیدا کنید:

ielts

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست