اگر برای کلاس، تمرین در خانه یا اجرای یک گفتوگوی کوتاه دنبال متن مکالمه عربی ساده هستید، از مکالمهای شروع کنید که موقعیتش را میشناسید. معرفی خود، قرض گرفتن کتاب یا پرسیدن قیمت، از حفظ کردن جملههای پراکنده کاربردیتر است؛ چون میدانید هر جمله را چه زمانی باید بگویید.
در این مقاله ۱۲ گفتوگوی کوتاه بین دو دختر، دو مرد و گروههای سهنفره آمده است. متنها به عربی معیار ساده نوشته شدهاند؛ همان عربیای که برای یادگیری و بسیاری از موقعیتهای رسمی قابل فهم است. در گفتوگوی روزمرهٔ کشورهای عربزبان، ممکن است واژهها و تلفظهای محلی متفاوتی بشنوید. موضوعها نیز از موقعیتهای آشنای دانشآموز ایرانی تا خرید و سفر انتخاب شدهاند.
| اگر میخواهید تمرین کنید… | از این مکالمهها شروع کنید |
|---|---|
| سلام، معرفی و جملههای خیلی کوتاه | ۱ و ۲ |
| گفتوگوی مدرسه و دوستان | ۳، ۴ و ۵ |
| خرید، غذا و مسیرپرسیدن | ۶، ۷ و ۸ |
| اجرای نمایش سهنفره در کلاس | ۹، ۱۰، ۱۱ و ۱۲ |
روش استفاده: ابتدا متن عربی را بخوانید و معنی را حدس بزنید. بعد ترجمه را بررسی کنید. در دور دوم، نام شهر، ساعت، کالا یا غذا را عوض کنید. وقتی بتوانید گفتوگو را با اطلاعات خودتان اجرا کنید، از مرحلهٔ حفظ کردن گذشتهاید.
اگر فراموشکار هستید: بهترین روش حفظ لغات عربی با ۸ ترفند

مکالمههای عربی ساده بین دو دختر
۱. آشنایی در اولین روز کلاس
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| مَرْيَم: مَرْحَبًا، ما اسْمُكِ؟ | مریم: سلام، اسمت چیست؟ |
| سارَة: مَرْحَبًا، اسْمي سارَة. وَما اسْمُكِ؟ | ساره: سلام، اسمم ساره است. اسم تو چیست؟ |
| مَرْيَم: اسْمي مَرْيَم. مِنْ أَيْنَ أَنْتِ؟ | مریم: اسمم مریم است. اهل کجایی؟ |
| سارَة: أَنا مِنْ شيراز، وَأَنْتِ؟ | ساره: من اهل شیرازم، تو چطور؟ |
| مَرْيَم: أَنا مِنْ طَهْران. تَشَرَّفْتُ بِمَعْرِفَتِكِ. | مریم: من اهل تهرانم. از آشنایی با تو خوشوقتم. |
| سارَة: وَأَنا أَيْضًا. | ساره: من هم همینطور. |
برای تمرین: نام و شهر را عوض کنید. سپس یک سؤال تازه اضافه کنید: «چند سال داری؟» → كَمْ عُمْرُكِ؟

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزش زبان عربی چرب زبان، عربی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان عربی فصیح رو مثل بلبل حرف بزن!
۲. احوالپرسی و پرسیدن علت غیبت
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| لَيْلى: صَباحُ الْخَيْرِ يا نُور. كَيْفَ حالُكِ الْيَوْمَ؟ | لیلا: صبح بخیر نور. امروز حالت چطور است؟ |
| نُور: صَباحُ النُّورِ. أَنا بِخَيْرٍ، شُكْرًا. وَكَيْفَ حالُكِ؟ | نور: صبح تو هم بخیر. خوبم، ممنون. تو چطوری؟ |
| لَيْلى: بِخَيْرٍ. لَمْ أَرَكِ أَمْسِ فِي الصَّفِّ. | لیلا: خوبم. دیروز تو را در کلاس ندیدم. |
| نُور: كُنْتُ مَريضَةً، لَكِنَّني أَشْعُرُ بِتَحَسُّنٍ الْيَوْمَ. | نور: بیمار بودم، اما امروز احساس میکنم بهترم. |
| لَيْلى: الْحَمْدُ لِلّٰهِ. هَلْ تَحْتاجينَ إِلى دَفْتَري؟ | لیلا: خدا را شکر. به دفترم نیاز داری؟ |
| نُور: نَعَمْ، شُكْرًا لَكِ. | نور: بله، ممنونم. |
واژههای بهدردبخور: أَمْسِ یعنی «دیروز» و الْيَوْمَ یعنی «امروز». اگر دربارهٔ فردا حرف میزنید، از غَدًا استفاده کنید.
۳. پرسیدن تکلیف مدرسه
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| فاطِمَة: هَلْ كَتَبْتِ واجِبَ الْعَرَبِيَّةِ؟ | فاطمه: تکلیف عربی را نوشتهای؟ |
| هُدى: نَعَمْ، كَتَبْتُهُ أَمْسِ. | هدی: بله، دیروز آن را نوشتم. |
| فاطِمَة: أَيُّ صَفْحَةٍ عَلَيْنا أَنْ نَقْرَأَ؟ | فاطمه: باید کدام صفحه را بخوانیم؟ |
| هُدى: الصَّفْحَةَ الْعاشِرَةَ، ثُمَّ نُجيبُ عَنِ الْأَسْئِلَةِ. | هدی: صفحهٔ دهم را؛ بعد به سؤالها پاسخ میدهیم. |
| فاطِمَة: شُكْرًا. ظَنَنْتُ أَنَّ الْواجِبَ فِي الصَّفْحَةِ التّاسِعَةِ! | فاطمه: ممنون. فکر میکردم تکلیف در صفحهٔ نهم است! |
| هُدى: لا مُشْكِلَةَ، ما زالَ عِنْدَكِ وَقْتٌ. | هدی: مشکلی نیست، هنوز وقت داری. |
تمرین دونفره: عدد صفحه و نام درس را عوض کنید. یکی از شما عمداً صفحه را اشتباه بگوید تا نفر دیگر آن را اصلاح کند.
حتما بخوانید: اصطلاحات ضروری زبان عربی برای سفر زیارتی
۴. پیدا کردن کتاب در کتابخانه
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| رَنا: عَنْ أَيِّ كِتابٍ تَبْحَثينَ؟ | رنا: دنبال چه کتابی میگردی؟ |
| سَلْمى: أَبْحَثُ عَنْ كِتابٍ قَصيرٍ بِالْعَرَبِيَّةِ. | سلما: دنبال یک کتاب کوتاه به زبان عربی میگردم. |
| رَنا: هٰذا الْكِتابُ مُناسِبٌ. فيهِ قِصَصٌ سَهْلَةٌ. | رنا: این کتاب مناسب است. داستانهای ساده دارد. |
| سَلْمى: هَلْ أَسْتَطيعُ اسْتِعارَتَهُ الْيَوْمَ؟ | سلما: میتوانم امروز امانتش بگیرم؟ |
| رَنا: نَعَمْ، اسْأَلي أَمينَةَ الْمَكْتَبَةِ. | رنا: بله، از مسئول کتابخانه بپرس. |
| سَلْمى: فِكْرَةٌ جَيِّدَةٌ. شُكْرًا! | سلما: فکر خوبی است. ممنون! |
در این مکالمه، أَبْحَثُ عَنْ… یعنی «دنبالِ … میگردم». جملهای است که بیرون از کتابخانه هم کاربرد دارد: أَبْحَثُ عَنْ هاتِفي؛ «دنبال گوشیام میگردم.»

۵. برنامهریزی برای آخر هفته
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| دُعا: ماذا سَتَفْعَلينَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ؟ | دعا: جمعه چه کار میکنی؟ |
| آمِنَة: أُريدُ أَنْ أَزورَ الْمُتْحَفَ. هَلْ تُريدينَ أَنْ تَأْتِيَ مَعي؟ | آمنه: میخواهم از موزه دیدن کنم. میخواهی با من بیایی؟ |
| دُعا: نَعَمْ، بِسُرورٍ. في أَيِّ ساعَةٍ نَلْتَقي؟ | دعا: بله، با کمال میل. چه ساعتی همدیگر را ببینیم؟ |
| آمِنَة: في السّاعَةِ الْعاشِرَةِ صَباحًا. | آمنه: ساعت ده صبح. |
| دُعا: حَسَنًا. سَأُرْسِلُ لَكِ رِسالَةً قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ. | دعا: خوب است. پیش از بیرون آمدن برایت پیام میفرستم. |
نکتهٔ اجرایی: یک نفر ساعت یا مکان را تغییر دهد و دیگری باید دوباره هماهنگ کند. این کار مکالمه را از روخوانی ساده به گفتوگوی واقعی تبدیل میکند.
۶. خرید هدیه در فروشگاه
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| سارَة: أُريدُ أَنْ أَشْتَرِيَ هَدِيَّةً لِأُخْتي. | ساره: میخواهم برای خواهرم هدیه بخرم. |
| مَرْيَم: ماذا تُحِبُّ أُخْتُكِ؟ | مریم: خواهرت چه چیزی دوست دارد؟ |
| سارَة: تُحِبُّ الرَّسْمَ وَالْكُتُبَ. | ساره: نقاشی و کتاب را دوست دارد. |
| مَرْيَم: ما رَأْيُكِ في هٰذِهِ الْأَلْوانِ؟ | مریم: نظرت دربارهٔ این مدادرنگیها چیست؟ |
| سارَة: جَميلَةٌ. بِكَمْ هِيَ؟ | ساره: قشنگاند. قیمتشان چقدر است؟ |
| مَرْيَم: السِّعْرُ مَكْتوبٌ هُنا: خَمْسَةَ عَشَرَ أَلْفَ تومَانٍ. | مریم: قیمت اینجا نوشته شده: پانزده هزار تومان. |
| سارَة: جَيِّدٌ، سَأَشْتَريها. | ساره: خوب است، آنها را میخرم. |
برای سفر به یک کشور عربزبان، واحد پول را متناسب با مقصد عوض کنید. بِكَمْ هِيَ؟ برای پرسیدن قیمت همین کالاهای جمعِ غیرانسانی در این جمله به کار رفته است؛ برای یک کتاب میتوانید بگویید بِكَمْ هٰذا الْكِتابُ؟
دانلود کنید: ۳۰ انیمیشن/کارتون به زبان عربی فصیح (همه سنین)

مکالمههای عربی ساده بین دو مرد
۷. پرسیدن آدرس کتابفروشی
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| عَليّ: لَوْ سَمَحْتَ، أَيْنَ مَكْتَبَةُ الْمَدينَةِ؟ | علی: ببخشید، کتابفروشی شهر کجاست؟ |
| خالِد: اِمْشِ مُسْتَقيمًا، ثُمَّ انْعَطِفْ يَمينًا عِنْدَ الْإِشارَةِ. | خالد: مستقیم برو، سپس کنار چراغ راهنمایی به راست بپیچ. |
| عَليّ: هَلْ هِيَ بَعيدَةٌ مِنْ هُنا؟ | علی: از اینجا دور است؟ |
| خالِد: لا، حَوالَيْ خَمْسِ دَقائِقَ مَشْيًا. | خالد: نه، حدود پنج دقیقه پیادهروی است. |
| عَليّ: شُكْرًا جَزيلًا. | علی: خیلی ممنون. |
| خالِد: عَفْوًا. | خالد: خواهش میکنم. |
نکته: واژهٔ مَكْتَبَة بسته به جمله میتواند به «کتابخانه» یا «کتابفروشی» اشاره کند. اگر باید کاملاً روشن باشد، برای کتابفروشی بگویید مَحَلُّ الْكُتُبِ و برای کتابخانهٔ عمومی بگویید الْمَكْتَبَةُ الْعامَّةُ.
۸. سفارش غذا در رستوران
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| النّادِل: أَهْلًا وَسَهْلًا. ماذا تُريدُ أَنْ تَطْلُبَ؟ | پیشخدمت: خوش آمدید. چه میخواهید سفارش بدهید؟ |
| حُسَيْن: أُريدُ أَرُزًّا مَعَ الدَّجاجِ، مِنْ فَضْلِكَ. | حسین: برنج با مرغ میخواهم، لطفاً. |
| النّادِل: هَلْ تُريدُ شَيْئًا لِلشُّرْبِ؟ | پیشخدمت: نوشیدنی هم میخواهید؟ |
| حُسَيْن: نَعَمْ، كَأْسَ ماءٍ. | حسین: بله، یک لیوان آب. |
| النّادِل: حَسَنًا. هَلْ تُريدُ شَيْئًا آخَرَ؟ | پیشخدمت: بسیار خوب. چیز دیگری میخواهید؟ |
| حُسَيْن: لا، شُكْرًا. | حسین: نه، ممنون. |
در تمرین کلاسی، یک منوی سهغذایی روی کاغذ بنویسید. مشتری باید از میان گزینهها انتخاب کند و اگر غذایی تمام شده بود، سفارش خود را تغییر دهد. این بخش از حفظ کردن یک مکالمهٔ ثابت مفیدتر است.

مکالمههای سهنفره عربی برای اجرای کلاسی
در نمایش سهنفره، هر نفر باید کاری در گفتوگو داشته باشد. اگر نفر سوم فقط در پایان «بله» بگوید، عملاً مکالمهٔ دونفره است. متنهای زیر طوری نوشته شدهاند که هر سه نفر در پیش بردن گفتوگو نقش داشته باشند.
۹. سه دختر برای انجام پروژهٔ مدرسه
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| مَرْيَم: مَوْضوعُ مَشْروعِنا هُوَ الْماءُ. كَيْفَ نَقْسِمُ الْعَمَلَ؟ | مریم: موضوع پروژهٔ ما آب است. چطور کار را تقسیم کنیم؟ |
| سارَة: أَنا أَبْحَثُ عَنْ صُوَرٍ مُناسِبَةٍ. | ساره: من دنبال عکسهای مناسب میگردم. |
| هُدى: وَأَنا أَكْتُبُ الْمُقَدِّمَةَ. | هدی: و من مقدمه را مینویسم. |
| مَرْيَم: جَيِّدٌ. أَنا أَجْمَعُ الْمَعْلوماتِ عَنْ تَوْفيرِ الْماءِ. | مریم: خوب است. من اطلاعات مربوط به صرفهجویی در آب را جمع میکنم. |
| سارَة: مَتى نُراجِعُ الْعَمَلَ مَعًا؟ | ساره: چه زمانی کار را با هم مرور کنیم؟ |
| هُدى: غَدًا بَعْدَ الْمَدْرَسَةِ. | هدی: فردا بعد از مدرسه. |
| مَرْيَم: اتَّفَقْنا. | مریم: توافق کردیم. |
تمرین: موضوع پروژه را به «غذای سالم» یا «شهر ما» تغییر دهید. هر نفر باید وظیفهای تازه برای خودش بیان کند.
۱۰. سه مرد برای سفر با قطار
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| عَليّ: مَتى يَنْطَلِقُ الْقِطارُ إِلى أَصْفَهانَ؟ | علی: قطار به اصفهان چه زمانی حرکت میکند؟ |
| حَسَن: في السّاعَةِ السّادِسَةِ مَساءً. | حسن: ساعت شش عصر. |
| خالِد: هَلْ اشْتَرَيْتُما التَّذاكِرَ؟ | خالد: آیا شما دو نفر بلیتها را خریدهاید؟ |
| عَليّ: نَعَمْ، اشْتَرَيْتُ ثَلاثَ تَذاكِرَ صَباحَ الْيَوْمِ. | علی: بله، امروز صبح سه بلیت خریدم. |
| حَسَن: رائِعٌ! مَتى نَلْتَقي في الْمَحَطَّةِ؟ | حسن: عالی است! چه زمانی در ایستگاه همدیگر را ببینیم؟ |
| خالِد: لِنَلْتَقِ في السّاعَةِ الْخامِسَةِ. | خالد: ساعت پنج همدیگر را ببینیم. |
| عَليّ: مُوافِقٌ، لا تَتَأَخَّرا! | علی: موافقم، دیر نکنید! |
اینجا اشْتَرَيْتُما یعنی «شما دو نفر خریدید» و تَتَأَخَّرا خطاب به همان دو نفر است. در اجرای سادهتر، معلم میتواند این دو عبارت را جداگانه روی تخته بنویسد تا زبانآموزان هنگام روخوانی به تعداد مخاطبان دقت کنند.
نصب کنید یکیشونو: 8 بهترین برنامه آموزش عربی برای گوشی
۱۱. سه دختر دربارهٔ غذای مورد علاقه
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| لَيْلى: أَنا جائِعَةٌ. ماذا نَأْكُلُ بَعْدَ الدَّرْسِ؟ | لیلا: گرسنهام. بعد از درس چه بخوریم؟ |
| نُور: أُحِبُّ الشَّطائِرَ. هَلْ تُحِبّانِها؟ | نور: ساندویچ دوست دارم. شما دو نفر هم دوست دارید؟ |
| رَنا: نَعَمْ، وَلٰكِنَّني أُفَضِّلُ الطَّعامَ الْمَنْزِلِيَّ. | رنا: بله، ولی غذای خانگی را ترجیح میدهم. |
| لَيْلى: عِنْدي شَطائِرُ مِنَ الْبَيْتِ. يُمْكِنُنا أَنْ نَتَقاسَمَها. | لیلا: از خانه ساندویچ آوردهام. میتوانیم آنها را با هم تقسیم کنیم. |
| نُور: فِكْرَةٌ جَميلَةٌ! وَأَنا عِنْدي فاكِهَةٌ. | نور: فکر خوبی است! من هم میوه دارم. |
| رَنا: إِذَنْ لِنَجْلِسْ في الْحَديقَةِ. | رنا: پس بیایید در پارک بنشینیم. |
پرسش بعد از مکالمه: چه کسی غذای خانگی را ترجیح میدهد؟ پاسخ را به عربی بگویید: رَنا تُفَضِّلُ الطَّعامَ الْمَنْزِلِيَّ.
۱۲. سه مرد دربارهٔ برنامهٔ ورزش
| متن عربی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| حُسَيْن: هَلْ أَنْتُما مُتَفَرِّغانِ بَعْدَ الظُّهْرِ؟ | حسین: شما دو نفر بعدازظهر وقت آزاد دارید؟ |
| عَليّ: أَنا مُتَفَرِّغٌ، لٰكِنْ لِماذا تَسْأَلُ؟ | علی: من وقت دارم، اما چرا میپرسی؟ |
| خالِد: وَأَنا عِنْدي ساعَةٌ واحِدَةٌ فَقَطْ. | خالد: من هم فقط یک ساعت وقت دارم. |
| حُسَيْن: أُريدُ أَنْ نَلْعَبَ كُرَةَ السَّلَّةِ في الْحَديقَةِ. | حسین: میخواهم در پارک بسکتبال بازی کنیم. |
| عَليّ: فِكْرَةٌ جَيِّدَةٌ. السّاعَةُ الرّابِعَةُ تُناسِبُني. | علی: فکر خوبی است. ساعت چهار برایم مناسب است. |
| خالِد: تُناسِبُني أَيْضًا. أَراكُما هُناكَ. | خالد: برای من هم مناسب است. آنجا میبینمتان. |
برای تغییر موضوع، كُرَةَ السَّلَّةِ را با كُرَةَ الْقَدَمِ «فوتبال» یا الْمَشْيَ «پیادهروی» جایگزین کنید.
چند عبارت که در بیشتر مکالمهها به کارتان میآید
| عبارت عربی | معنی فارسی | نمونهٔ استفاده |
|---|---|---|
| كَيْفَ حالُكِ؟ / كَيْفَ حالُكَ؟ | حالت چطور است؟ خطاب به زن / مرد | شروع گفتوگو |
| مِنْ أَيْنَ أَنْتِ؟ / أَنْتَ؟ | اهل کجایی؟ | آشنایی |
| ماذا تُريدينَ؟ / تُريدُ؟ | چه میخواهی؟ خطاب به زن / مرد | خرید و برنامهریزی |
| أَيْنَ…؟ | … کجاست؟ | مسیرپرسیدن |
| مَتى…؟ | چه زمانی…؟ | قرار گذاشتن |
| بِكَمْ هٰذا؟ | قیمت این چقدر است؟ | خرید |
| مِنْ فَضْلِكِ / مِنْ فَضْلِكَ | لطفاً؛ خطاب به زن / مرد | درخواست مؤدبانه |
| شُكْرًا / عَفْوًا | ممنون / خواهش میکنم | پایان یا ادامهٔ گفتوگو |
نکتهای که در مکالمهٔ دو دختر مهم است: در عربی معیار، خطاب به یک دختر یا زن اغلب شکل ویژه دارد: أَنْتِ، حالُكِ، تُريدينَ. برای خطاب به یک پسر یا مرد میگوییم أَنْتَ، حالُكَ، تُريدُ. در نوشتارِ بدون حرکتگذاری، تفاوت حالُكِ و حالُكَ دیده نمیشود؛ به همین دلیل در نمونههای این مقاله حرکتهای کلیدی آمدهاند.
چطور این متنها را واقعاً یاد بگیریم؟
یک مکالمهٔ ششخطی را در سه دور تمرین کنید:
- دور اول، فهمیدن: هر نفر یک نقش را بخواند. پس از هر جمله، معنی را با کمک موقعیت حدس بزنید و بعد ترجمه را ببینید.
- دور دوم، جابهجایی نقش: نقشها را عوض کنید. بهویژه در گفتوگوهای سهنفره، هیچکس همیشه خوانندهٔ یک نقش ثابت نباشد.
- دور سوم، تغییر اطلاعات: دستکم سه چیز را عوض کنید؛ مثلاً «اصفهان» را «شیراز»، «ساعت شش» را «ساعت هفت» و «قطار» را «اتوبوس» کنید. این بار تا جای ممکن بدون نگاه به متن صحبت کنید.
اگر معلم هستید، پس از اجرا فقط روانخوانی را نمره ندهید. ببینید زبانآموز میتواند یک سؤال تازه بپرسد و به تغییر پاسخ طرف مقابل واکنش نشان دهد یا نه. برای سطح مقدماتی، همین توانایی ارزشمندتر از حفظ بیاشتباه یک صفحه متن است. آموزش مکالمهٔ مبتدی نیز معمولاً از موقعیتهای آشنا مانند معرفی، خرید، سفر و کارهای روزانه شروع میشود.

بلد باشید: 8 بهترین آموزشگاه کلاس زبان عربی
4 پرسش رایج کاربران
این مکالمهها عربی فصیح هستند یا لهجهٔ محلی؟
متنها به عربی معیار ساده نوشته شدهاند. برای درس و شروع یادگیری مناسباند؛ اما اگر مقصد مشخصی مانند عراق یا کشورهای خلیج فارس دارید، بعد از یادگیری جملههای پایه باید عبارتهای رایج همان لهجه را هم بشنوید و تمرین کنید.
برای نمایش کلاسی، کدام مکالمه راحتتر است؟
برای دو نفر، مکالمهٔ آشنایی در کلاس یا سفارش غذا کوتاه و راحت است. برای سه نفر، پروژهٔ مدرسه انتخاب خوبی است، چون هر نفر وظیفه و چند نوبت صحبت دارد.
آیا ترجمهٔ فارسی را هنگام تمرین بخوانیم؟
در دور اول بله؛ ترجمه برای فهمیدن موقعیت کمک میکند. از دور دوم به بعد آن را بپوشانید و فقط وقتی گیر کردید نگاه کنید. هدف این است که با شنیدن ماذا تريد؟ به پاسخ فکر کنید، نه اینکه ابتدا آن را در ذهن به فارسی برگردانید.
چرا بعضی فعلها در مکالمهٔ دختران و مردان فرق میکنند؟
چون در عربی، فعل و ضمیر میتوانند با جنسیت و تعداد مخاطب تغییر کنند. مثلاً خطاب به یک دختر میگوییم تُريدينَ و خطاب به یک مرد تُريدُ. در مکالمهٔ سهنفره نیز وقتی گوینده همزمان دو نفر را مخاطب قرار میدهد، شکل دوگانه مانند أَنْتُما به کار میرود.
جمعبندی
برای شروع مکالمهٔ عربی، لازم نیست دهها جملهٔ نامرتبط حفظ کنید. از یکی از متنهای کوتاه بالا شروع کنید، معنی آن را بفهمید، با یک نفر اجرا کنید و بعد جزئیاتش را به زندگی خودتان تغییر دهید. اگر بتوانید بهجای تکرار گفتوگوی خرید هدیه، دربارهٔ هدیهای که خودتان انتخاب کردهاید صحبت کنید، آن متن به ابزار مکالمه تبدیل شده است.
این مقاله بر ارائهٔ متنهای قابل تمرین و پاسخ روشن به نیاز خواننده تمرکز دارد. طبق راهنمای گوگل، مفید بودن و اصالت محتوا برای مخاطب از تکرار مصنوعی عبارتهای جستوجو مهمتر است.
در ادامه این pdf رو دانلود کنید: 240 عبارات مهم زبان عربی (سفر، مکالمه، خرید)












3 دیدگاه. دیدگاه جدید بگذارید
عالی بود
ممنون
در پاسخ به تسلیم به معنی متشکرم چه جوابی داده میشه….آیا عبارت« خواهش میکنم» به عربی کلمه ای داره یا جواب تعریف شده دیگری هست؟
در جواب تسلم میگن الله یسلمک