رنگ ها در آلمانی

آموزش رنگ ها به زبان آلمانی با تلفظ+ اصطلاحات رنگی

گاما آلمانی

رنگ ها زبان آلمانی را نه تنها با تلفظ و معنی فارسی یاد می گیرید بلکه امروز رنگ ها را به همراه اصطلاحات رایج مربوط به رنگ ها که در مکالمه های المانی بسیار رایج هستند هم آموزش می دهیم. ابتدا اموزش رنگهای اصلی در زبان المانی بطور خلاصه برای کسانی که فقط میخوان رنگهای اصلی رو یاد بگیرن:

12 رنگ اصلی در زبان آلمانی بطور خلاصه

  1. Schwarz – سوارتس (سیاه)
  2. Weiß – وایس (سفید)
  3. Rot – روت (قرمز)
  4. Blau – بلاو (آبی)
  5. Gelb – گلب (زرد)
  6. Grün – گرین (سبز)
  7. Braun – براون (قهوه‌ای)
  8. Grau – گرائو (خاکستری)
  9. Orange – اورانژ (نارنجی)
  10. Rosa – روزا (صورتی)
  11. Lila – لیلا (بنفش)
  12. Silber – زیلبر (نقره‌ای)

رنگ ها همراه با اصطلاحات رنگی در زبان آلمانی

۱- Schwarz – سیاه (شْوارتْز)

اصطلاحات

  • pechschwarz – (پِیْش‌ْشْوارتز)سیاه قیرگون
  • kohlrabenschwarz (کولْقابِنْ‌شْوارتْز)- سیاه به رنگ زاغ
  • Schwarzfahrer – (شْوارتْزفاقا)کسی که بدون تهیه بلیط سوار اتوبوس یا قطار میشود
  • Schwarzseher – (شْوارْتز زیا)منفی نگر
  • Schwarzmalen –(شْوارتْزمَلِن) اظهار نظر منفی نگرانه
  • sich schwarzärgern (زشْوارْتْز اِیاگان)- از عصبانیت کبود شدن – عصبانی شدن مخصوصا در مورد چیزی که کنترلی بر آن ندارید.
  • Da kannst du warten, bis du schwarz wirst  (دا کان دو وارتْنْ، بیس دو شوارتْز وِرْست)- میتونی تا وقتی که رنگت سیاه بشه منتظر بمونی (وقت گل نی)

۲- weiß – سفید (وایس)

اصطلاحات

 


german

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزش زبان آلمانی چرب زبان، آلمانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان آلمانی مثل بلبل حرف بزن!


 

  • schneeweiß -(شْنِ وایْس) به سفیدی برف
  • eierschalenfarben – استخوانی (آیاشالِن فابِن)

۳- rot – قرمز (قوت)

اصطلاحات

  • blutrot – (بلوتْ‌قوت)به سرخی خون
  • Weinrot – (وایْن‌قوت)شرابی
  • Morgenrot / Abendrot -(مورگْن‌قوت، اَبِن‌قوت) سرخی آسمان در زمان طلوح خورشید – سرخی آسمان در زمان غروب خورشید
  • rot werden – (قوت وِرْدِن)سرخ شدن – گل انداختن چهره
  • rotsehen (قوتْ‌زین) – قرمز دیدن – خون جلوی چشم کسی را گرفتن
  • Rotlauf (قوتْ لاف)- یک نوع عفونت پوستی

۴- Gelb – زرد (گِلْب)

اصطللاحات

  • goldgelb (گُلْد گِلْب) – طلایی
  • zitronengelb (زیت قونِن گِلْب)- لیمویی

۵- blau – آبی (بلَو)

اصطلاحات

  • himmelblau (هیمِلْ بلَو)– آبی آسمانی
  • Blaues Auge (بلاوِس اَوگِه)– چشم آبی – چشم صیاه – بیماری خونی
  • Blauer Fleck (بلِور فْلِک)- نقطه آبی – غده خونی
  • Blaues Blut (بلِوِس بُلوت)- خون آبی – نشانه اصالت
  • jemanden grün und blau schlagen (یِمَنْدِن گِقون اُنْدِ بلَوشْلاگِن)- معنی لغوی: کسی را سبز آبی کتک زدن – مفهوم: کسی را سیاه و کبود کردن
  • blau sein (بلَو زایْن)- مست بودن
  • türkis (تُرکیس)– فیروزه ای
  • Graublau (گِقابلَو)– آبی خاکستری
  • Blaumachen (بلَو مَکِنْ) – کاری را رد کردن و انجام ندادن
  • blauäugig sein (بلَو آیگیش زاین)– چشم آبی بودن – بومی بودن

۶- grün – سبز (گُقون)

اصطلاحات

  • giftgrün (گیفت گِقون) – سبز فسفری
  • Grasgrün (گقَس گِقون) – چمنی
  • Gelbgrün (گِلْب گِقون)– رنگ سبز مایل به زرد
  • Grüner Star (گِقون آشْتا)– ستاره سبز – بیماری آب سیاه
  • Grünspan (گِقون اِشْپان) – ترکیب شیمیایی مس استات
  • jemanden grün und blau schlagen (یِمَنْدِن گِقون اُنْدِ بلَو شْلاگِن)- کسی را سیاه و کبود کردن

۷- braun – قهوه ای (بِقاون)

اصطلاحات

  • beige (بِژ)- بژ – زرد مایل به قهوه ای روشن
  • Ocker (آکِر)– اخرایی – زرد مایل به قهوه ای
  • Rehbraun (قی بقاون)– قهوه ای روشن
  • schokoladebraun (شوکولادِ بقاون) – شکلاتی
  • schwarzbraun (شْوارتْزْ بقاون)- قهوه ای تیره
  • bräunen –(بقاونِن) برنزه کردن

۸- Rosa – صورتی (pink – به معنی صورتی براق و جیغ)(قوزا)

اصطلاحات

  • Altrosa (آلْتْ قوزا) – صورتی کثیف – رنگ صورتی مایل به خاکستری
  • durch die rosa Brille schauen (دُشْتی قوزا بِقِلی شاون) – معنی لغوی آن به معنی با عینک صورتی دیدن است یعنی آدم مثبت نگری بودن

۹- orange – نارنجی (اوقانْژِه)

۱۰- Grau – خاکستری (گِقاو)

اصطلاحات

  • silbergrau (زیلبِ گِقاون) – خاکستری براق
  • Grauzone (گِقاوتزُنِه) – منطقه خاکستری – به معنی منطقه ای ناشناخته – پیدا کردن راه فرار در قانون
  • Grauer Star (گِقاوِشْتا) – آب مروارید
  • Taubengrau (تابِن گِقاو)– خاکستری پنگوئنی – خاکستری آبی یا خاکستری بنفش
  • Mausgrau (مُوس گِقاو)– فیلی

۱۱- lila / violettt – بنفش/ بنفش براق (لی-لا/ ویولِت)

  • Violet (ویولِت)– بنفش براق
  • Lila (لی-لا)– یاسی

ویدیوی آموزش رنگ ها در آلمانی

 

بسیار کاربردی

حتما بخوانید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست