یادگیری زبان

۲۲ تا از موثرترین فوت و فن های یادگیری یک زبان خارجی

Gamma koli

زمانیکه در اوایل سال ۲۰۱۰ وارد بوئنوس آیرس شدم، به سختی می توانستم در یک رستوران محلی غذا سفارش دهم. دو سال بعد، دستور زبان روسی را به یکی از دوستان گواتمالایی … به زبان اسپانیایی توضیح دادم.

در حال حاضر، به دو زبان اسپانیایی و پرتغالی برزیل مسلط هستم و به روسی هم مکالمه می کنم. اصلا قصد ندارم به شما بگویم که این کار آسان بوده یا راه میانبری برای آن وجود دارد. من سخت تمرین کردم. راستش، با میانبرهایی برای یادگیری زبان آشنا شده ام، اما هیچ یک از آنها برای من کار نکردند. ساعت ها مطالعه و مکالمه های زیاد راز موفقیت من بوده است.

در این مقاله نکاتی درباره یادگیری زبان که طی چند سال گذشته جمع آوری کرده ام را با شما در میان خواهم گذاشت:

۱- مکالمه ، مکالمه ، مکالمه. اگر برای یادگیری یک زبان جدید میانبری وجود داشته باشد، این است: مکالمه طولانی و مداوم با افرادی که بیشتر از شما به آن زبان مسلط هستند. یک ساعت مکالمه (با تصحیح شدن و فرهنگ لغت به عنوان مرجع) به اندازه پنج ساعت آموزش در کلاس درس و ۱۰ ساعت آموزش خود خوان ارزش دارد.

چند دلیل برای این مسئله وجود دارد. اولین دلیل انگیزه است. برقراری ارتباط با یک شخص زنده که درمقابل شما ایستاده از یک کتاب یا برنامه صوتی که در رایانه شما است بسیار ترغیب کننده تر خواهد بود.

دلیل دوم این است که زبان چیزی است که باید پردازش شود، نه حفظ. من متخصص یادگیری زبان نیستم، اما طبق تجربه من ۱۰۰ بار نگاه کردن و به خاطر سپردن یک کلمه در یک کتاب یا از طریق فلش کارت به اندازه استفاده از یک کلمه در مکالمه واقعی موثر نخواهد بود.

من اعتقاد دارم دلیل این امر این است که ذهن ما اولویت بیشتری را به اتفاقاتی می دهد که شامل تجربیات واقعی انسانی و اجتماعی هستند، خاطراتی که عواطف با آنها گره خورده است. به عنوان مثال، اگر من به دنبلا فعل “to complain” باشم و آن را در یک جمله رو به یک دوست جدید به کار ببرم، احتمالاً در آینده همیشه آن کلمه را با آن موقعیت و گفتگوی ویژه ای که با آن شخص داشتم مرتبط خواهم کرد. در حالی که من می توانم همان کلمه را ۲۰ بار با فلش کارت تمرین کنم، و حتی به درستی یاد بگیرم، اما با توجه به اینکه آن را در عمل به کار نبرده ام احتمالا معنی خاصی برای من نخواهد داشت و براحتی فراموش خواهد شد.

۲- اولویت با شدت مطالعه است نه طول آن. منظور من این است که مطالعه یک زبان چهار ساعت در روز به مدت دو هفته، از یک ساعت مطالعه در روز به مدت دو ماه برای شما سودمندتر خواهد بود. این یکی از دلایلی است که باعث می شود افرادی که در کلاس های زبان شرکت می کنند هرگز چیزی یاد نگیرند. زیرا آنها فقط ۳-۴ ساعت در هفته آموزش می بینند و اغلب بین کلاس ها چند روز فاصله وجود دارد.

زبان به تکرار زیاد، تجربیات مرجع فراوان و تعهد و سرمایه گذاری مداوم نیاز دارد. بهتر است یک دوره خاص از زندگی تان را به آن اختصاص دهید، حتی اگر فقط ۱-۲ هفته باشد و ۱۰۰٪ خود را وقف زبان کنید، تا اینکه در طول ماه ها یا حتی سال ها آن را نصفه و نیمه یاد بگیرید.

۳- کلاس ها اعصاب خورد کن و اصراف در وقت و پول شما هستند. با در نظر گرفتن همه موارد، به نسبت زمان و تلاشی که صرف کلاس های گروهی می کنید، بازده چشم گیری دریافت نخواهید کرد. دو دلیل برای این مشکل وجود دارد. اولین مورد این است که سرعت پیشرفت کلاس به ضعیف ترین زبان آموز کلاس بستگی دارد. دوم این که یادگیری زبان یک فرآیند نسبتاً شخصی است – به طور طبیعی افراد برخی از کلمات یا موضوعات را ساده تر از دیگران می آموزند، بنابراین یک کلاس نمی تواند به نیازهای شخصی تک تک زبان آموزان پاسخ بدهد.

به عنوان مثال، وقتی در کلاس های زبان روسی شرکت می کردم، با توجه به اینکه قبلاً اسپانیایی یاد گرفته بودم صرف فعل ها برایم ساده بود. اما برای یکی از همکلاسی های انگلیسی زبانم کاملاً چالش برانگیز بود. در نتیجه، در طول کلاس باید منتظر او می ماندیم. یک همکلاسی آلمانی هم داشتم که با سرعت بیشتری حتی نسبت به من زبان روسی را یاد می گرفت بنابراین من وقت او را می گرفتم. در واقع هرچه کلاس بزرگتر باشد، کارایی کمتری خواهد داشت. برای اثبات این موضوع شما را به تعداد کثیری از زبان آموزان که در مدارس شلوغ و پر جمعیت زبان آموخته اند و البته چیزی یاد نگرفته اند ارجاع می دهم.

۴- با ۱۰۰ کلمه متداول شروع کنید. همه واژگان یکسان نیستند. برخی بازده بهتری نسبت به سایرین دارند. به عنوان مثال، وقتی در بوئنوس آیرس زندگی می کردم، با مردی آشنا شدم که ماه ها با برنامه روزتا استون (Rosetta Stone) کار کرده بود (توصیه نمی شود). من چند هفته با یک معلم کار کرده بودم، اما از اینکه چگونه او با وجود ماه ها مطالعه و زندگی در آنجا نمی توانست حتی ابتدایی ترین مکالمه ها را انجام دهد تعجب می کردم.

بیشتر واژگانی که او یاد گرفته بود مربوط به وسایل آشپزخانه، اعضای خانواده، پوشاک و اتاق های خانه بود. اما نمی توانست از کسی بپرسد که در کدام قسمت شهر زندگی می کند.

با ۱۰۰ کلمه معمول شروع کنید و تا جایی که می توانید با آنها جمله بسازید. به اندازه ای گرامر یاد بگیرید که بتوانید این کار را انجام دهید و تا زمانی که تسلط کافی را بدست نیاورده اید دست از تلاش بر ندارید.

۵- یک فرهنگ لغت جیبی همراه خود داشته باشید. این کار بیش از آنچه تصور می کنید می تواند کمک کننده باشد. من یک برنامه فرهنگ لغت انگلیسی و اسپانیایی روی تلفنم دارم و در تمام مدتی که در کشورهای اسپانیایی زبان زندگی می کردم از آن استفاده می کردم. دو هفته اول در برزیل، تنبل بودم و برنامه انگلیسی-پرتغالی را دانلود نکردم. و علیرغم اینکه با اصول ابتدایی زبان پرتغالی آشنایی دارم، در طول این دو هفته به سختی مکالمه می کردم.

بهترین ترفندهای افزایش کارایی مغز برای یادگیری یک زبان خارجی

زمانیکه فرهنگ لغت را دانلود کردم، اوضاع خیلی بهتر شد. داشتن فرهنگ لغت در تلفن همراه یک ایده بسیار عالی است، زیرا می توانید در عرض دو ثانیه چیزی را جستجو کنید. و از آنجا که از آن در وسط مکالمه استفاده می کنید، احتمال اینکه آن واژه در ذهنتان حک شود بالاست. حتی چیزی به این سادگی در صحبت ها و توانایی تعامل من با مردم محلی تاثیر بسیار زیادی داشت.

۶- تمرین ذهنی را فراموش نکنید. یک کاربرد دیگر فرهنگ لغت این است که می توانید از آن در طول روز برای تمرین با خودتان استفاده کنید. خود را به چالش بکشید و به زبان جدید فکر کنید. همه ما مونولوگ هایی داریم که در ذهن ما جاری هستند و معمولاً به زبان مادری اجرا می شوند. شما می توانید در ذهن خود جملات و مکالمات خیالی بسازید. این کار باعث می شود انجام مکالمات واقعی برای شما راحت تر باشد. به عنوان مثال، می توانید قبل از اینکه یک مکالمه واقعی داشته باشید، آن را از قبل تمرین کنید. مثلا شغل خود را توصیف کنید یا توضیح دهید که چرا دریک کشور خارجی هستید. این سؤالات ممکن است مطرح شوند شما می توانید برای پاسخدهی به آنها آماده شوید.

۷- شما قرار است چیزهای احمقانه زیادی بگویید. این واقعیت را بپذیرید. وقتی تازه داشتم اسپانیایی یاد می گرفتم، اشتباهات زیادی می کردم. آه ، بله … این اتفاق برای همه ما می افتد به من اعتماد کنید.

۸- الگوهای مربوط به تلفظ را کشف کنید. تمام زبان های لاتین الگوهای تلفظ مشابه دارند. به عنوان مثال، هر کلمه ای که در انگلیسی به tion ختم شود در اسپانیایی تقریباً همیشه بهción و در پرتغالی به ção ختم می شود. انگلیسی زبانان به اضافه کردنo , e یا a به پایان کلمات انگلیسی برای تلفظ کلمات اسپانیایی که آنها را نمی دانند مشهور هستند. اما اگر کلیشه ها را کنار بگذاریم، جای تعجب است که اغلب اوقات این کار صحیح است. معادل اسپانیایی واژه Destiny، destino ، motive، motivo، part، parte است و غیره. در زبان روسی، انتهای کلمات اغلب با یکدیگر هم قافیه می شوند، بنابراین اگر شما در مورد یک اسم زنانه (مانندZhen-shee-na ) صحبت کنید، باید توجه داشته باشید که صفت ها و قیدها معمولاً با انتهای آن هم قافیه می شوند (krasee-vaya به جای krasee-vee).

(برای آشنایی با یک روش یادگیری زبان که بر تلفظ تمرکز دارد، The Mimic Method را امتحان کنید).

۹- برای یادگیری ۱۰۰ کلمه اول و دستور زبان پایه از دوره های صوتی و آنلاین استفاده کنید. پس از آن فقط باید از آنها به عنوان مرجع استفاده شود و نه چیز دیگری. مطالب بسیاری برای مطالعه وجود دارد (دوره های Benny Lewis’ Language Hacking را توصیه می کنم، اما تعداد آنها زیاد است). این دوره ها برای این است که شما را از سطحی که قادر به صحبت کردن نیستید به سطحی که بتوانید جملات و اصطلاحات اساسی را بکار ببرید ارتقا دهند. آنها همچنین برای آموزش واژگان مفید و کلیدی نیز بکار می روند (کلماتی از قبیل: من، شما، می خوریم، می خواهیم، با تشکر، و غیره).

اما به یاد داشته باشید، در یادگیری زبان مهم ترین کار، وادار کردن خودتان به صحبت و برقراری ارتباط با دیگران است، تا زمانی که در اتاق خود با کتاب یا یک نرم افزار مشغول یادگیری زبان هستید، مجبور نخواهید شد که چیزی را در آن زبان تولید کنید، شما فقط مواردی که دیده اید را به صورت طوطی وار کپی خواهید کرد. همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم، این دو نوع یادگیری بسیارمتفاوت هستند و روش اول بسیار کاربردی تر است.

۱۰- بعد از یادگیری ۱۰۰ کلمه اول، روی مکالمه تمرکز کنید. مطالعات نشان داده اند که ۱۰۰ کلمه متداول در هر زبان ۵۰٪ از کل مکالمات را تشکیل می دهند. ۱۰۰۰ کلمه متداول ۸۰٪ کل مکالمات ۳۰۰۰ کلمه متداول ۹۹٪ آنها را تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، یادگیری واژگان بیشتر، تسلط شما را بر زبان ها افزایش خواهد داد. من فقط ۵۰۰-۱۰۰۰ کلمه اسپانیایی می دانم و در بیشتر مکالمات نیازی به استفاده از فرهنگ لغت ندارم.

دستور زبان پایه باید به شما کمک کند که در طی چند روز جملات اساسی را بیان کنید:

  • “رستوران کجاست؟”
  • “من می خواهم با دوست شما ملاقات کنم.”
  • “خواهرت چند سالشه؟”
  • ” فیلم را دوست داشتی؟”

چند صد کلمه اول، شما را کاملا جلو می اندازند. از آنها استفاده کنید و تا حد امکان دستور زبان، اصطلاحات، زبان عامیانه و بیان افکار، شوخی ها و ایده ها به زبان جدید را تمرین کنید. اگر بتوانید به زبان جدید شوخی کنید، به این معنی است که زمان آن رسیده که دایره واژگان خود را گسترش دهید.

بسیاری از افراد سعی می کنند واژگان خود را خیلی سریع و زود گسترش دهند. اما این کار در واقع اتلاف وقت و تلاش است، زیرا در حالیکه هنوز با مکالمات اصلی درباره خودشان مانند اینکه اهل کجا هستند آشنا نشده اند، در حال یادگیری واژگان مربوط به اقتصاد یا پزشکی هستند. و این اصلا منطقی نیست.

۱۱- تا جایی که می توانید از مغزتان کار بکشید. هنگامی که ساعت ها کار و فعالیت می کنید، و کارهای فکری زیادی انجام می دهید، یک توده سنگین در مغز خود احساس می کنید. برای یادگیری زبان هم باید چنین حسی داشته باشید. برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید به مغز خود فشار بیاورید. در ابتدا، طی یک یا دو ساعت ذهن شما خسته می شود. در مراحل بعدی، ممکن است بعد از مدت طولانی تری این اتفاق بیفتد. اما وقتی این اتفاق بیفتد، نشانه خیلی خوب است.

۱۲-مهمترین جمله ای که باید یاد بگیرید این است: … چه می شود؟ آن را زود بیاموزید و از آن استفاده کنید.

۱۳- آموزش خصوصی بهترین و کارآمدترین راه صرفه جویی در زمان است. این روش بسته به زبان و کشور معمولاً یکی از گرانترین روش های یادگیری زبان محسوب می شود. اما اگر به اندازه کافی پول دارید، استخدام یک معلم خصوصی و چند ساعت آموزش روزانه سریعترین راه برای یادگیری یک زبان جدید است که من تاکنون پیدا کرده ام. کار با یک معلم خصوصی برزیلی فقط دو ساعت در روز به مدت چند هفته، من را به یک سطح قابل قبول از نظر مکالمه رساند- یعنی سطحی که می توانستم با کسی که حتی یک کلمه انگلیسی نمی دانست ارتباط موثری برقرار کنم.

۳۳ ترفند برای مطالعه هر زبان خارجی برای افزایش دوبرابر کارایی

۱۴- با کسی که به زبان مقصد صحبت می کند، ارتباط برقرار کنید. در مورد سرمایه گذاری و انگیزه صحبت کنید. و در طی یک ماه به تسلط کافی برسید. و اگر آنها را عصبانی کردید یا کار اشتباهی انجام دادید، می توانید ادعا کنید که در ترجمه دچار اشتباه شده اید.

۱۵- اگر نمی توانید کسی را پیدا کنید که به شما کمک کند، یک دوست آنلاین پیدا کنید. تعدادی از وب سایت های خارجی وجود دارند که می توانید از طریق آنها انگلیسی یاد بگیرید و با انگلیسی زبانان تمرین کنید و در عوض به آنها زبان مادری خود را آموزش دهید. در اینجا Here is an overview  یک نمای کلی از وب سایت ها و برنامه های تبادل زبان ارائه شده است. (بررسی ها توسط Bilingua نوشته شده اند، که خود یکی از برنامه های مورد بررسی است، بنابراین تعصب آنها نسبت به برنامه خود را در نظر داشته باشید.)

۱۶- چت فیس بوک +Google Translate = برنده شدن.

۱۷– وقتی یک کلمه جدید را یاد می گیرید، سعی کنید بلافاصله چند بار از آن استفاده کنید. وقتی کلمه جدیدی را در گفتگوهای خود می آموزید، سعی کنید در دو یا سه جمله بعدی که می گویید از آن استفاده کنید. مطالعات پیرامون یادگیری زبان نشان می دهند که شما باید در یک دقیقه، یک ساعت، و یک روز اول بعد از یادگیری یک واژه آن را تکرار کنید، سعی کنید بلافاصله چند بار از آن استفاده کنید و بعداً دوباره این کار را تکرار کنید. به این ترتیب شانس یادگیری لغت بیشتر خواهد شد.

۱۸- برنامه های تلویزیونی، فیلم ها، روزنامه ها و مجلات مکمل های خوبی هستند. اما نباید آنها را با تمرین اشتباه گرفت یا جایگزین کرد. وقتی در حال یادگیری زبان اسپانیایی بودم، هر هفته چند فیلم تماشا می کردم و هر روز یک مقاله در  El País می خواندم. این کار برای ایجاد سرگرمی مفید بود، اما بعید می دانم به اندازه مکالماتی که برقرار می کردم مفید بوده باشد.

۱۹- بیشتر افراد مفید هستند، اجازه دهید به شما کمک کنند. اگر در یک کشور خارجی و در تلاش برای خرید چیزی در یک فروشگاه مواد غذایی هستید، از افراد دوروبر خود کمک بخواهید. به چیزی اشاره کنید و بپرسید که چگونه می توانید آن را بگویید. از آنها سؤال کنید. بیشتر مردم دوستانه برخورد می کنند و مایل به کمک به شما هستند. یادگیری زبان برای افراد خجالتی ممکن نیست.

۱۰ نکته بسیارمهم برای یادگیری موفق یک زبان خارجی

۲۰- ابهام و سوء تفاهم بخش غیر قابل اجتناب یادگیری یک زبان جدید هستند. واقعیت این است که برای بسیاری از کلمات، ترجمه مستقیمی وجود ندارد. Gustar در اسپانیایی ممکن است تقریباً به معنای to like باشد، اما در زمان استفاده تفاوت قابل درکی بین آنها وجود دارد. این کلمه تنها در موقعیت ها و زمینه های خاصی استفاده می شود، در حالی که در انگلیسی ما ازlike به عنوان یک فعل متداول برای صحبت کردن درباره هر چیزی را که از آن لذت می بریم یا به آن اهمیت می دهیم، استفاده می کنیم. این تفاوت های ظریف می تواند به خصوص در مکالمات جدی یا عاطفی خود را بیشتر نشان دهد. ممکن است نتوانید مقصود خود را براحتی بیان کنید. گفتگوهای ظریف در مورد موضوعات مهم نیاز به تلاش مضاعف دارد تا معنای دقیق بین دو طرف منتقل شود. مهم نیست که چقدر در زبان جدید خود خوب هستید، به احتمال زیاد در درک دقیق کلمات، عبارات یا اصطلاحات نمی توانید به اندازه یک فرد بومی که سال ها در آن کشور زندگی کرده موفق عمل کنید.

۲۱- مراحلی که شما طی خواهید کرد: مرحله اول، شما می توانید کمی صحبت کنید اما متوجه صحبت های دیگران نمی شوید. در مرحله بعد می توانید خیلی بیشتر از آنچه صحبت می کنید درک کنید. سپس وارد مکالمه می شوید، اما نیاز به تلاش ذهنی زیادی دارید. پس از آن، می توانید بدون تلاش ذهنی صحبت کنید و درک کنید (یعنی، لازم نیست که در ذهن خود کلمات را به زبان مادری خود ترجمه کنید). هنگامی که بتوانید بدون فکر کردن صحبت کنید و گوش دهید، می توانید به زبان خارجی خود فکر کنید. هنگامی که این اتفاق می افتد، شما واقعاً در سطح بالایی قرار گرفته اید.

۱۲ نکته بسیار مهم برای تقویت و یادگیری بهتر گرامر یک زبان خارجی

و مرحله نهایی؟ باور کنید یا نه، این که بتوانید با گروه بزرگی از افراد بومی مکالمه داشته باشید، آخرین قطعه از معما است که در جای خود قرار می گیرد. یا حداقل برای من اینگونه بود. هنگامی که این اتفاق می افتد، و شما قادر به مداخله و ورود به مکالمات به خواست خود می شوید، حس بسیار خوبی خواهید داشت. پس از آن، باید حداقل یک یا دو سال در آن مکان زندگی کنید و به تسلط کامل برسید.

۲۲- راهی برای لذت بردن پیدا کنید. مانند هر چیز دیگری، اگر می خواهید با آن چیزعجین شوید، باید راهی برای سرگرمی پیدا کنید. افرادی را پیدا کنید که از صحبت کردن با آنها لذت می برید. به رویدادهایی بروید که در حین انجام کاری سرگرم کننده به شما فرصت تمرین می دهند. فقط جلوی کتاب یا جلوی یک کلاس ننشینید، این کار فایده ای نخواهد داشت. در مورد موضوعات شخصی که به آنها اهمیت می دهید صحبت کنید. درباره شخصی که با او صحبت می کنید اطلاعات کسب کنید. یادگیری زبان را به یک تجربه شخصی تبدیل کنید، زیرا در غیر این صورت برای شما تبدیل به یک فرآیند طولانی و خسته کننده خواهد شد که هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت.

حتما بخوانید!

1 دیدگاه. دیدگاه جدید بگذارید

  • اخر ما نمفهمیدیم یه جا میگید رزتا استون خوبه یه جا میگید بده اگه بده پس چرا تمام دانشگاه ها تدریس میکنن

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست