English
learn english board

۱۵۰ تا از اصطلاحات و ضرب المثل های روزمره انگلیسی با ترجمه فارسی

در ادامه آموزش های کاربردی زبان انگلیسی، در این پست، ۱۰۰ تا از اصطلاحات و ضرب المثل های

در ادامه آموزش های کاربردی زبان انگلیسی، در این پست، ۱۰۰ تا از اصطلاحات و ضرب المثل های کاربردی و روزمره زبان انگلیسی را با ترجمه فارسی در اختیار شما قرار می دهیم. نهایتا هم می توانید فایل پی دی اف را دانلود کنید.

ضرب المثل ها یا proverbs بخشی از گفته ها یا عبارت هایی هستند که در ان ها شیوه بیان موضوع از گفته ها ی عادی متفاوت است. ضرب المثل عبارتی است کوتاه, دقیق,شیوا,به یاد ماندنی که برای اخطار,نصیحت,پیش گویی یا نوعی برداشت انتقادی از یک موضوع است.در زبان انگلیسی ضرب المثل ها همانند زبان فارسی پر کاربرد و با اهمیت است ,به همین دلیل در این مقاله سعی شده است به تعدادی از رایج ترین ضرب المثل های انگلیسی بپردازیم.

در بخش اول مهم ترین ضرب المثل ها و در بخش دوم اصطلاحات کاربردی روزمره را برای شما تدوین کرده ایم. همچنین می توانید دانلود رایگان ۱۰۰ تااز بهترین داستان های کوتاه زبان انگلیسی با ترجمه فارسی را مطالعه کنید.

 

بخش اول- ضرب المثل های کاربردی زبان انگلیسی
نابرده رنج گنج میسر نمی شود no pains ,no gains
خواستن توانستن است where there is a will there is a way
اب در هاون کوبیدن he beats a dead horse
پول علف خرس نیست money doesn’t grow on the tree
نوش دارو بعد از مرگ سهراب after death the doctor
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو when you are in Rome,do as the Romans do
او خیالات خام در سر دارد he builds castles in the air
توانا بود هرکه دانا بود knowledge is power
پیمانه اش پر شده است his days are numbered
به هرجا بری اسمان همین رنگه all roads lead to Rome
از اب گل الود ماهی گرفتن fish in troubled waters
 
خشک و تر با هم می سوزند everyone is in the same boat
دل به دریازدن take the plunge
باد آورده را باد می برد easy comes,easy goes
بی خبری خوش خبری است no news is good news
شاهنامه آخرش خوش است all is well that ends well
دو صد گفته چون نیم کردار نیست actions speak louder than words
هر گردی که گردو نمی شود all that glitters is not gold
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است better late than never
کوری که عصاکش کسی شود the blind leading the blind
جوجه را آخر پاییز می شمارند don’t count your chickens before they’re hatched
دیگ به دیگ میگه روت سیاه the pot calling the kettle black
دندان اسب پیش کشی را نمی شمارند don’t look a gift horse in the mouth
یک دست صدا ندارد many hands make light work
 
کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد The shoemaker’s wife goes the worst shod
از دنده چپ برخاستن To get out of bed on the wrong side
با یک گل بهار نمی شود One swallow does not make summer
باد آورده را باد می برد Light come, light go
نانش در روغن است His bread is buttered on both sides
یک تخته اش کم است He is a button short
به ساز کسی رقصیدن To dance to a person’s tune
حساب حساب است، کاکا برادر Bargain is bargain
مثل خر در گل مانده Like a duck in thunderstorm
نخود هر آشی بودن To have a finger in every pie
دست و پا چلفتی است His fingers are all thumbs
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها There is no smoke without fire
از چاه درآمدن و در چاله افتادن To fall from the frying pan into the fire
مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد A burnt child dreads the fire
آرامش قبل از طوفان After storm cames calms
پا توی یک کفش کردن Harp on one string
 
بخش دوم- اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی
به چه منظور to what end
باید به کارش ایولله گفت. You must hand it to him.
با صحبتهایت حالم را بهم میزنی. You make me ill with your speech.
به جرأت میتوانم بگویم… I dare say…
بپایید. ملتفت باشید. Mind your eye.
ببخشید پشتم به شماست. Excuse me back.
به شرافتم سوگند upon my word
بهحساب خودم on my own account
(قیافه اش) به پدرش رفته. He takes after his father.
به حال من فرقی نمیکند…. It is all the same to me.
بدرد من نمی خورد. It does not answer my purpose.
به تو چه؟ What is that to you?
بین خودمان باشد Between you and me
به من مربوط نیست It is not concern of mine.
آدم خوش معامله شریک مال مردم است Honesty is best policy.
به هیچ وجه نمیدانم I’m hanged if I know. / I’ll be hanged if I know.
باعث افتخار من است I am greatly honored.
برو با هم قد خودت طرف بشو Pick on someone your own size.
بابا ایوالله! I take my hat off to you. /take my hat off to
با دم شیر بازی نکن Don’t twist the lion’s tail.
برگ سبزی است تحفه ی درویش A widow’s mite.
بگذارید نفسم جا بیاید Let me gather my breath.
برحسب تقاضای… at the instance of
سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه Mind your own business.
بی حالم. بی حوصله ام I am off color.
به دیگران نیکی کنید Do good to others.
بجنبید. زودباشید Snap into it.
بی ادبی و پررویی موقوف None of your sauce.
بره به جهنم The devil take him.
برو گم شو! Clear out!
تا آنجا که به من مربوط می شود. For all I care.
برو پی کارت! Go along with you/get lost!
بارک الله! Good show!
برو به جهنم! Go to the devil!
بالادست ندارد. He is second to none.
بنظر من…. It looks to me….
بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است. It is up to you.
بیخود نبود که… It was not for nothing that…
به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن) Here’s to you.
بی رودربایستی In a family way
پول که علف خرس نیست. Money doesn’t grow on trees.
تا چه پیش آید. It all depends.
تا جایی که در توان من است. To the best of my ability.
تا خرخره گرفتار مشکل است. He is neck-deep in trouble.
تا آنجا که من میدانم…. For the best of my knowledge…
با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته. He robs his belly to cover his back.
تف بر این زندگی. Down this life.
تا زندگی هست امید هست. While there is a while there is a hope.
تا آنجا که چشم کار میکند. As far as the eye can reach.
تا تنور گرم است نان را بچسبان. Strike while the iron is hot.
صداقت بهترین سیاست است. Honesty is the best policy.
توی باغ نیست. He is off the rails.
نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد. Waste not, want not.
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. There is no smoke without fire.
تازه اولشه. This is only the beginning.
تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر. Spare the rod and spoil the child.
توانا بود هر که دانا بود. Knowledge is power.
تفرقه بنداز و حکومت کن. Divide and rule.
جریان چیه؟ What is all about
جلوی زبونت رو بگیر. Control your tongue.
بزن به چاک. Buzz off.
بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید. Help yourself.
بدجوری گیر کردم. I am in a rather hole.
به غیرتم برخورد. My pride was wounded
بد هیچکس را نخواهید. Wish nobody ill.
پایت را به اندازهی گلیمت دراز کن. Cut your coat according to your cloth
پول حلال مشکلات است. Money talks
پای مرا وسط نکشید. Don’t involve me
پایش لب گور است. He is on his last leg
چارهای جز این ندارم. I have no choice but…
بیخیالش! What do I care
چه خیال باطلی A fat chance
چه نفعی دارد؟ What is there in it
چرا در مجلس عروسی داشتی چشمچرانی میکردی؟ Why were you feeding your eyes in the wedding party
چوب خدا صدا ندارد. The mills of God grind slowly
چقدر به شما بدهکارم؟ How much do I owe you
چه پررویی! What cheek
چه باید کرد؟ What is to do

 

نکته! می توانید فایل پی دی اف این لیست را از اینجا دانلود کنید.

ثبت دیدگاه